أعشى مازنی
أعشى مازنی
أعشى مازنی از طایفه بنی مازن بن عمرو است ، در بصره ساکن بود موقعی برای تهیه آذوقه بسفر رفت در غیبت او معاذه زنش فرار کرد بمطرف که یکی از بزرگان قبیله ایشان بود پناهنده شد ،اعشی از مسافرت برگشته او را در خانه نیافت از او پرسش کرده گفتند: آری او در خانه مطرف است بنزد وی آمده گفت زن من معاذه نزد شما است بمن برگردانید مطرف پاسخ داد که پیش من نیست و اگر هم بود بتو بر نمیگردانیدم چون مطرف از او قوی تر بود نتوانست با او در افتد بناچار در مدینه خدمت حضرت رسول آمده أين أشعار را سرود :
١- يامالك الناس وديان العرب انى لقيت ذربة من الذرب غدوت ابغيها الطعام فى رجب فخلفتني في نزاع و هرب اخلفت العهد و لطت بالذنب وهن شر خالب لمن غلب
۱ – ایسلطان جهان و کیفر دهنده عرب من با يك زن سلیطه ای برخورد کرده ام .ـ در ماه رجب رفتم تا برایش آذوقه ای تهیه نمایم مرادر نزاع قرار داده و فرار کرد . او پیمان شکنی کرد و مرا با گناه آلوده کردزنان بدترین پیروزیافته گانند
هنگامیکه پیغمبر این اشعار را شنید جمله آخر رازیاد تکرار کرد
سپس نامه ای بمطرف نوشت
و همیفرمود : زنان بدترین پیروز یافته گانند! که معاذه عيال أعشی را باوردکن ، موقعیکه نامه حضرت رسول را بمطرف رسانید بمعاذه گفت: این نامه پیغمبر است و باید بشوهرت برگردی ،زن گفت بنابراین از او پیمانی بستان و او را به پیغمبر قسم ده تا مرا باین کردارم شکنجه ندهد او هم چنین پیمانی گرفت وزن را بوی برگردانید .