ام معبد خزاعیه؛ زن فصیح و شاهد معجزات پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)
ام معبد خزاعیه، نام اصلیاش عاتکه بود، و از زنان هوشمند و خوشبیان عرب محسوب میشد. او اولین زنی بود که هنگام هجرت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) از مکه به مدینه، با ایشان ملاقات کرد و معجزات و کرامات حضرت را مشاهده نمود.
دیدار ام معبد با پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم)
🔹 ام معبد همراه همسرش در منطقه “قدید”، بین مکه و مدینه، زندگی میکرد. 🔹 هنگام هجرت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) و همراهان ایشان (ابوبکر، عبدالله بن اریقط)، ایشان به خیمه ام معبد رسیدند.
🔹 در آن زمان، خشکسالی شدیدی بود و مردم با کمبود غذا مواجه بودند. 🔹 پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) از ام معبد تقاضای گوشت یا خرما برای خرید کرد، اما او گفت:
«ای کاش چیزی داشتم، اما در این خشکسالی، ذخیرهای برای پذیرایی ندارم!»
🔹 در این هنگام، پیامبر متوجه گوسفندی در کنار خیمه شد و پرسید:
«ام معبد، این گوسفند چیست؟»
🔹 ام معبد پاسخ داد:
«این میش، از شدت ضعف و لاغری نتوانسته به صحرا برود.»
🔹 پیامبر فرمودند:
«آیا شیر دارد؟»
🔹 ام معبد گفت:
«نه، او چنان نحیف است که حتی نمیتواند شیر دهد.»
🔹 پیامبر پرسیدند: “آیا اجازه میدهی آن را بدوشم؟”
ام معبد موافقت کرد، و پیامبر دست بر پستان گوسفند کشید، نام خدا را بر زبان آورد، دعا کرد، و ناگهان پستان گوسفند پر از شیر شد.
🔹 گوسفند بلافاصله شروع به نشخوار کرد و پستانش آنقدر بزرگ شد که پاهایش از هم فاصله گرفت.
🔹 ظرف بزرگی آوردند و پیامبر شروع به دوشیدن شیر کرد، تا جایی که کف روی شیر از ظرف بالا آمد!
🔹 سپس پیامبر اول ام معبد را سیراب کرد، سپس همراهانش را آشامانید، و پس از همه، خودشان نوشیدند.
🔹 بار دیگر ظرف را پر کردند و نزد ام معبد گذاشتند، و حتی قیمت شیر را نیز پرداختند.
واکنش شوهر ام معبد به معجزه پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم)
🔹 مدتی پس از حرکت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) از خیمه ام معبد، همسر ام معبد با گوسفندانی بسیار لاغر بازگشت. 🔹 هنگامی که چشمش به شیر افتاد، شگفتزده شد و پرسید:
«این شیر از کجا آمده؟! گوسفندانمان شیرده نیستند!»
🔹 ام معبد، ماجرا را تعریف کرد و شوهرش با تعجب گفت:
«ام معبد! خصوصیات این مرد را برایم شرح بده. او همان پیامبری است که در مکه ظهور کرده است!»
🔹 ام معبد، با فصاحت کامل، پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) را اینگونه توصیف کرد:
توصیف پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) از زبان ام معبد
🔹 **«او مردی بود خوشسیما، نورانی، خوشاخلاق؛ نه لاغر و نه چاق، خوشاندام و خوشهیکل؛ چشمانش درشت و فراخ، مژگانش بلند؛ صدایش پرطنین و دلنشین؛ گردنش کشیده و محاسنش انبوه؛ ابرویش کشیده و پیوسته؛
🔹 اگر سکوت میکرد، شکوه و عظمتش محسوس بود، اگر سخن میگفت، همه را تحتالشعاع قرار میداد؛
🔹 از دور، از همه کاملتر و روشنتر دیده میشد؛ از نزدیک، بهترین و بلندمرتبهترین فرد بود؛
🔹 گفتارش شیرین، منطقی و واضح بود؛ نه کمگفتار، نه پرحرف؛ کلماتش مانند دانههای مروارید، روان و مرتب بود؛
🔹 قدش متوسط؛ نه بلند، نه کوتاه؛ در میان جمع، مانند زیباترین و خوشمنظرترین فرد بود؛
🔹 یارانش اطرافش حلقه زده بودند؛ هرگاه سخن میگفت، با احترام گوش میدادند؛ هرگاه فرمانی میداد، بلافاصله برای انجام آن پیشقدم میشدند.
🔹 او مانند مرکز دایره بود، و همراهانش اطرافش میچرخیدند؛ نه چهرهاش را درهم میکرد، نه سخنش بیاعتبار بود.»**
معجزه دیگری برای ام معبد
🔹 در برخی روایات آمده است که پس از دیدن معجزه شیر، ام معبد از پیامبر درخواست کرد:
«ای رسول خدا! فرزندی دارم که هفت ساله است و مانند تکهای گوشت، نه حرکت دارد و نه سخن میگوید.»
🔹 پیامبر دانهای خرما گرفت، آن را جوید، و در دهان کودک نهاد.
🔹 کودک، خرما را خورد، بلافاصله بلند شد، راه رفت، و شروع به سخن گفتن کرد.
🔹 پیامبر هسته خرما را در زمین فرو کرد، و فوراً سبز شد و به درخت خرما تبدیل گردید.
🔹 این درخت در تابستان و زمستان همیشه سبز و پر از خرما بود، تا زمانی که پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) از دنیا رفت.
🔹 پس از شهادت امام علی (علیهالسلام)، درخت خشک شد.
🔹 در روز شهادت امام حسین (علیهالسلام)، از درخت خون جاری شد!