ام هانی دختر ابوطالب؛ زن بافضیلت و مهم در تاریخ اسلام
ام هانی، نام اصلیاش فاطمه، فاخته یا هند بنت ابوطالب بود. او خواهر امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) و دختر عموی پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) بود.
🔹 او از فرزندان فاطمه بنت اسد، مادر امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، بود. 🔹 معراج پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم)، از خانه ام هانی آغاز شد، که نشاندهنده مقام و منزلت ویژه او نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) است. 🔹 در برخی روایات، پیامبر، حسنین (علیهمالسلام) را به اینکه ام هانی عمه آنان است، افتخار بخشیدند.
ازدواج ام هانی و جدایی از همسرش
🔹 پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) ام هانی را از ابوطالب خواستگاری کردند، اما در همان زمان، هبیره نیز او را خواستگاری نمود. 🔹 ابوطالب، ام هانی را به هبیره تزویج کرد. 🔹 پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)، این تصمیم را نقد کردند، اما ابوطالب گفت:
«ما از ایشان زن گرفتیم، خواستم تلافی کرده باشم. کریم، کریم را پاسخ میدهد.»
🔹 ام هانی و هبیره تا فتح مکه با هم زندگی کردند، اما هبیره اسلام نیاورد. 🔹 پس از فتح مکه، ام هانی مسلمان شد، اما هبیره فرار کرد. 🔹 اسلام، میان این زن و شوهر جدایی انداخت.
🔹 این بار پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بار دیگر از ام هانی خواستگاری کردند، اما ام هانی گفت:
«در جاهلیت، تو را دوست داشتم؛ چگونه در اسلام تو را دوست نداشته باشم؟ اما فرزندانی دارم که بیم آن دارم که تو را ناراحت کنند.»
🔹 پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:
«بهترین زنان عرب، زنان قریشاند که بیش از همه به فرزندانشان علاقه دارند.»
🔹 ام هانی از هبیره چهار فرزند داشت: عمرو، یوسف، هانی و جعده. 🔹 پس از سر و سامان گرفتن فرزندانش، ام هانی خود را به پیامبر عرضه کرد، اما ایشان نپذیرفتند، زیرا خداوند تنها اجازه ازدواج با دخترعموهایی را داده بود که هجرت کرده باشند، و ام هانی مهاجرت نکرده بود.
ام هانی و پذیرایی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم)
🔹 در فتح مکه، پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) چند روزی در مکه اقامت داشتند.
🔹 روزی ایشان به خانه ام هانی رفتند و درخواست غذا کردند.
🔹 ام هانی عرضه داشت که در خانه، جز مقدار کمی نان چیزی ندارد و از این رو شرم دارد که این غذا را خدمت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بیاورد.
🔹 پیامبر فرمودند: “همان را بیاور!”
🔹 ام هانی مقداری آب بر نان پاشید و همراه نمک خدمت پیامبر آورد.
🔹 پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) پرسیدند: “خورش نداری؟”
🔹 ام هانی پاسخ داد:
«جز سرکه، چیزی ندارم.»
🔹 پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:
«آن را بیاور! خوب خورشی است سرکه! خانهای که در آن سرکه باشد، هرگز تهی نیست.»
ام هانی و شکایت از امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام)
🔹 پس از فتح مکه، پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) برای برخی افراد امان صادر کردند.
🔹 ابوسفیان درخواست کرد خانهاش محل امن باشد، و پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:
«هر که به خانه ابوسفیان پناه ببرد، در امان است.» «و هر که سلاح بر ندارد، در امان است.»
🔹 امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) مطلع شد که گروهی از مشرکان برای فرار، در خانه ام هانی مخفی شدهاند.
🔹 حضرت با سلاح جنگی به خانه ام هانی رفتند و صدا زدند:
«هر که در این خانه است، بیرون بیاید!»
🔹 مشرکان، از ترس، لباسهای خود را پاره کردند و سراسیمه پنهان شدند.
🔹 ام هانی به بیرون آمد و گفت:
«ای بنده خدا، من ام هانی، دختر عموی پیامبر و خواهر علی بن ابیطالب هستم. از خانه من دست بردار!»
🔹 امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند:
«افرادی که در خانه پناه دادهای، بیرون بیاور.»
🔹 ام هانی گفت:
«به خدا سوگند، نزد پیامبر از تو شکایت میکنم!»
🔹 امیرالمؤمنین (علیهالسلام)، کلاه خود را از سر برداشت تا ام هانی ایشان را شناخت.
🔹 برادر و خواهر یکدیگر را در آغوش گرفتند.
🔹 ام هانی گفت:
«ای برادر، به خدا سوگند که از تو شکایت کردهام!»
🔹 امیرالمؤمنین (علیهالسلام) فرمودند:
«پس نزد پیامبر برو تا سوگند خود را ادا کنی. اکنون ایشان در بالای دره هستند.»
🔹 وقتی ام هانی به نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) رفت، ایشان در خیمه مشغول غسل بودند.
🔹 حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) در جلوی خیمه پرده گرفته بودند.
🔹 ام هانی داخل شد و شکایت خود را مطرح کرد.
🔹 پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:
«هر که را تو پناه دادهای، در پناه من است و ایشان را امان دادم.»
🔹 حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) فرمودند:
«ام هانی! آیا شکایت میکنی از اینکه علی (علیهالسلام)، دشمنان خدا و پیامبر را ترسانده است؟»
🔹 ام هانی گفت:
«مرا ببخشید، معذورم! من سوگند یاد کرده بودم که شکایت کنم.»
🔹 پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند:
«خداوند، کار علی را مقدر کرد. و کسانی را که پناه دادهای، در امان هستند.»