بریده بن حصیب؛ صحابی پیامبر و یار وفادار امیرالمؤمنین
بریده بن حصیب اسلمی از اصحاب پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) و از یاران امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) بود. 🔹 هنگامی که پیامبر از مکه به مدینه هجرت کردند، در منزل غمیم، بریده نزد ایشان شرفیاب شد. 🔹 حدود هشتاد خانواده از قبیله اسلم با راهنمایی او اسلام آوردند. 🔹 پس از جنگ احد، به مدینه منتقل شد و در جنگهای بعدی شرکت کرد. 🔹 او در صلح حدیبیه حضور داشت و از اصحاب بیعت رضوان بود.
بیعت رضوان و نقش بریده
🔹 پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم)، با گروهی از مسلمانان برای زیارت خانه خدا به مکه رفتند، اما در حدیبیه، شتر ایشان ایستاد و حرکت نکرد. 🔹 حضرت فرمودند: «این همان دستوری است که فیل سپاه ابرهه را متوقف کرد.» 🔹 ایشان، عمر بن خطاب را برای مذاکره نزد اهل مکه فرستادند، اما او نپذیرفت و عثمان بن عفان را معرفی کرد. 🔹 عثمان به مکه رفت، اما بازگشتش طولانی شد و خبر رسید که او را کشتهاند. 🔹 پیامبر، ناراحت شدند و فرمودند: «تا با قریش نجنگم، از اینجا بر نمیگردم.» 🔹 سپس، مردم را فراخواندند تا برای جنگ، تجدید بیعت کنند. 🔹 ایشان در کنار درختی ایستادند، و مردم به نشانه وفاداری، با ایشان بیعت کردند.
🔹 در این لحظه، آیهای نازل شد:
📖 “لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ…” (فتح، ۱۸)
🔹 بریده از جمله کسانی بود که در این بیعت شرکت داشت، و این بیعت جایگاه ویژهای برای او در تاریخ اسلام ثبت کرد.
بریده و مأموریت سکونت در مرو
🔹 بریده، در جنگهای فتح بصره، خراسان، و شهرهای ایران شرکت کرد و پس از گسترش اسلام، در مرو ساکن شد. 🔹 پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم)، به او توصیه کردند که در مرو زندگی کند، زیرا:
📖 «این شهر را اسکندر ذوالقرنین بنا کرده است، و درباره آن دعای برکت نموده است.» 📖 «بدی به اهل آنجا نخواهد رسید.»
🔹 او در سال ۴۹ یا ۶۳ هجری، در همانجا از دنیا رفت و دفن شد. 🔹 فرزندش، عبدالله بن بریده، نقل کرده است که پیامبر فرمودند:
📖 «هر یک از یاران من که در سرزمینی دفن شوند، در روز قیامت برای مردم آن سرزمین، رهبر و نوری خواهند بود.»
بریده و حمایت از امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام)
🔹 بریده از یاران وفادار امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) بود و در موقعیتهای مختلف، حقانیت ایشان را بیان کرد. 🔹 او، در دفن حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) شرکت داشت و همراه گروهی از بنیهاشم، ایشان را به خاک سپردند. 🔹 پس از وفات پیامبر، بریده از مردم خواست تا فرمان ایشان درباره ولایت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) را اجرا کنند.
🔹 هنگامی که مردم با ابوبکر بیعت کردند، او نزد عمران بن حصین رفت و گفت:
📖 «ای عمران! دیدی مردم چقدر زود فرمان پیامبر درباره علی را فراموش کردند؟ به یاد داری که در خانه مرد انصاری، پیامبر به ما گفتند که بر علی وارد شویم و به عنوان امیر مؤمنان، بر او سلام کنیم؟»
🔹 عمران گفت: «آری، به یاد دارم.» 🔹 بریده گفت: «پس نزد ابوبکر برویم و از او بپرسیم که آیا پیامبر دستور جدیدی دادهاند؟» 🔹 آنها نزد ابوبکر رفتند، و ابوبکر گفت:
📖 «فرمان دیگری صادر نشده است، اما مردم مرا انتخاب کردند، و من از پیشنهادشان پیروی نمودم.»
🔹 بریده گفت:
📖 «به خدا سوگند، نه تو و نه دیگران، شایسته نیستند که فرمان پیامبر را تغییر دهند.»
🔹 سپس، عمر وارد شد و گفت:
📖 «نبوت و سلطنت، در یک خاندان جمع نمیشود.»
🔹 بریده، در پاسخ، آیهای از قرآن را خواند:
📖 “أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ…” (نساء، ۵۴)
🔹 و با این آیه، استدلال کرد که خداوند نبوت و سلطنت را در خاندان ابراهیم جمع کرده است.
🔹 بریده، درباره امیرالمؤمنین، این اشعار را سرود:
📖 “أَمَرَ النَّبِيُّ مَعَاشِرًا هُمْ أُسْوَةٌ… 📖 “تَسْلِيمُ مَنْ هُوَ عَالِمٌ مُسْتَيْقِنٌ، أَنَّ الْوَصِيَّ هُوَ الْإِمَامُ الْقَائِمُ”
🔹 او، تا پایان عمر، در حمایت از امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) ثابتقدم ماند.