جعدة بن هبيره
او در فتح مکه اسلام آورد ، مادرش ام هانی جعدة بن هبيره دختر جناب ابوطالب و خواهر امیر مؤمنان می –
باشد. جعده بسیار مورد علاقه دائی بزرگوارش علی بن ابیطالب بوده است، در دوران خلافت امیر مؤمنان استاندار خراسان یعنی قسمت عمده ایران آنروز بوده است ، وی مردی سخنور و سخنران و دانشمند وشجاع بود ، تا جائیکه عتبه پسرا بو سفیان به او گفت : این شجاعت و دلیری تو از جانب دائیت علی بن ابیطالب است ، جعده در جواب گفت: آری اگر چنین دائی داشتی پدرت را فراموش میکردی
جعده در مقام معرفی خود و افتخار به دائیهایش چنین سروده است: ۱- ابی من بنی مخزوم ان كنت سائلا و من هاشم امی لخیر قبیل ۲- فمن ذا الذي يبأى على بخاله كخالى على ذى الندى وعقيل ۱ – اگر خواهی مرا بشناسی پدرم از بنی مخزوم و مادرم از
بنی هاشم است که بهترین قبیله ها است ۲- آنکه بتواند به دائیش بر من فخر کند کیست ؟ که ماننددائیم
.
علی دارای جود و بخشش و مانند برادرش عقیل باشد این جعده همان است که در شب شهادت امیر مؤمنان دخترش ام کلثوم پیشنهاد کرد او را بمسجد بفرستد تا با مردم نماز بخواند، اوهم، باندازه ای بحضرت علاقمند بود که در مقام وی از همه چیز میگذشت و امام هم این
معنی را میدانست . لذا در وصیت بامام حسن فرمود : برای من چهار قبر تهیه کن تاکسی بر محل دفن من آگاه نشود : ۱ـ در مسجد ۲ـ در
رحبه ۳ – درغری ٤ – در خانه جعدة بن هبيره (۱) .
(۱) اسد الغابه
به ج ۱ ص ۲۸۵