ج

جنادة بن ابی امیه

جنادة بن ابی امیه (۱)

جناده و امام حسن

او اهل شام بود در اوائل عمرش خدمت رسول

جنادة بن ابی امیه خدا رسید و اسلام آورد و در فتح مصر شرکت داشت و از زمان عثمان در تحت حکومت معاویه در روم در لشکری که با رومیان میجنگیدند بود. تا در سال هشتاد هجری در ایام خلافت عبدالملك مروان در شام از دنیا رفت، بعضی از محدثین در اینکه رسول خدا را درك كرده باشد تردید کرده اند ولی مطلبی که از پیامبر نقل کرده شاهد است که حضرت را درك كرده است

میگوید : مردانی از یاران پیمبر اختلاف کردند که آیا هجرت برداشته شده یا نه ؟ من خدمت رسولخدا رفتم و اینمطلب را پرسیدم ، فرمود: تاوقتیکه میان اسلام و دیگران جنگ باقی است حکم هجرت

هم باقی است و برداشته نمیشود

.

و همچنین در روایت دیگری میگوید : ما هشت نفر بودیم که روز جمعه ای شرفیاب حضور مبارك پيامبر شدیم آنحضرت مشغول خوردن غذا بود و بما فرمود : نزديك بيائيد و غذا میل كنید ، گفتیم : ما روزه هستیم :فرمود: آیا دیروز هم روزه بودید؟ عرضه داشتیم نه یارسول الله ، فرمود: فرداراهم میخواهید روزه بگیرید؟ گفتیم: تصمیم نداریم، فرمود: افطار

کنید، سپس ما هم افطار کردیم.

(۱) جناده وامیه هر دو بضم اول

-۱۸۸-

جناده و امام حسن

ج ۲

از برخی از احادیث بر میآید که او مرد زاهد و پرهیزکاری بوده است، چنانکه ابو عبدالله صنابحی نقل کرده که جناده برای جمعیتی امامت کرده همینکه برای نماز برخاست بطرف راست خود متوجه گردید

و پرسید شما بامامت من راضی هستید؟ گفتند: آری سپس متوجه طرف چپ شد و همین سؤال را تکرار کرد

آنگاه فرمود: از رسولخدا شنیدم میفرمود : من ام قومــاو

که به قومی

هم له کارهون فان صلاته لا تجاوز ترقوته. یعنی هر امامت کند و مأمومین از امامت او ناراضی باشند نمازش از حنجره اش

تجاوز نمیکند (۱)

جناده

این جناده همان است که در وقت رحلت حضرت

امام حسن الا در بالینش حاضر شد و از حضرت

و امام حسن خواستار موعظه گردید ، میگوید : به حضرت امام حسن وارد شدم در وقتیکه طشتی در جلو آنحضرت بود و خون از راه گلودر میان طشت میریخت پاره های جگر امام در میان آن دیده میشد ، گفتم آقای من چرا معالجه نمیکنی ؟ فرمود : بنده خدا مرگ را به چه معالجه کنم؟ گفتم : انا لله وانا اليه راجعون سپس متوجه من گردید و فرمود : بخدا قسم رسولخدا بما فرمود : که این مقام ر ادوازده نفر امام از اولاد علی و فاطمه اللام مالك میگردند و همه ما یا مسموم و یا مقتول میگردیم سپس طشت را برداشتند و حضرت گریست . عرض کردم : يا بن رسول الله مرا موعظه کنید ، فرمود : آری استعد لسفرك وحصل زادك قبل حلول اجلك آماده سفر آخرت شو ،

(۱) سفينه (جند) اسدالغابه ج ۱ ص ۲۹۷

ج۲

جناده و امام حسن(ع)

-۱۸۹-

و قبل از فرا رسیدن اجل توشه ات را مهیاساز ، آگاه باش تو در جستجوی دنیائی و مرگ در پی تو است غم روزیرا که نیامده به امروز بار مکن ، بدان که هر چه از اموال زاید به احتیاجاتت بیندوزی امانت دار دیگران خواهی بود اما در حلال آن حساب و در حرامش عقاب و در مشتبهات آن ملامت و سرزنش است ، دنیا را بمنزله مرداری بحساب آر باندازه کفایت از آن بر گیر زیرا بیش از آن اگر حلال باشد، و تووا گذشته ای زاهد خواهی بود ، و اگر حرام باشد گناهی را ترك كرده ای ، در امور دنیا چنان باش که گویا همیشه در آن خواهی زیست ، وراجع بآخرت چنان که گوئی فردا خواهی مرد ) یعنی فکر نکن که شاید فردا بمیرم برای چه عقب کسب و کار بروم واما راجع بآخرت منتهای کوشش خود را همین امروز انجام ده اگر خواهی بدون فامیل عزیز باشی و بدون داشتن قدرتی محترم گردی از زیر بار ذلت وخواری معصیت خدا بیرون رو و در عزت اطاعت پروردگار داخل شو ، اگر محتاج رفیق و هم صحبتی شدی با کسی رفاقت کن که مصاحیت او بر شخصیت تو بیفزاید و اگر خدمت او کنی آبرویت را حفظ کند و اگر كمك خواستی دریغ ننماید ، واگر بصدق سخن گفتی ترا تصدیق کند ، اگر قدرتی یافتی ترا تقویت نماید، اگر بمقامی دست یافتی ترا یاری کند ، اگر خطائی از تو بیند آنرا بپوشاند چنانچه خوبی دید آنرا اظهار کند ، اگر خواهشی نمودی اجابت کند؛ و اگر از خواهش خود سکوت کردی قبل از تقاضا انجام دهد ، چنانچه سختی و مصیبتی به تو وارد شود ناراحت گردد ، دوستی که از او سختی به تو وارد نشود و از اجابت او راه برتو تنگ نگردد (۱) . اوراه

(۱) عاشر بحاره ۱۳۲

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا