خباب بن ارت

خباب بن ارت (۱)
خباب و تحمل شکنجه

  • امیرمؤمنان وزیارت قبر خباب
    خباب بن ارت
    وی از فضلاء و پیشقدمان یاران رسولخدا
    و ششمین فردی است که اسلام آورده است ، و از کسانی است که در راه حفظ دینش اذیت و شکنجه فوق العاده ای تحمل کرد ، خباب در بدر واحد و سایر جنگهای پیمبر شرکت داشت واز خواص و دوستان امیر مؤمنان علی بن ابیطالب میباشد ولی بجهت آنکه بمرض سختی دچار شده بود در صفین و نهروان نتوانست شرکت کند تا در سال ۳۷ هجری همان ایامیکه علی در صفین بود در هفتادو سه سالگی از دنیا رفت و در بیرون کوفه مدفون گردید (۲) .
    خباب و تحمل شکنجه
    در اسلام افرادی بودند که از کثرت شکنجه ایکه در راه دین تحمل نمودند به معذبين في الله معروف شدند و خباب از همه آنها بیشتر تحمل رنج نمود ، حرفه اش آهنگری و شمشیر سازی بود ، و غلام زرخرید زنی بنام ام انمار بود ، قبل از بعثت حضرت محمد گاهی جلودکان او می نشست و با او الله انس و الفتی داشت پس از آنکه به پیامبری مبعوث گردید باو ایمان آورد ، موقعیکه ام انمار از اسلام آوردن خباب خبر شد آهن گداخته را از کوره بیرون میآور دوسر خباب را با آن داغ میکرد ، خباب از او (۱) خباب بفتح خاء و تشدید باء وارت بفتح را ء و تشدید تاء
    (۲) اسد الغابه ج ص ۲۹ سفینه (جنب) استيعاب ج ۱ص۴۱۶ .
  • ۳۳۲ –
    خباب بن ارت
    ج
    خدمت رسول اکرم شکایت کرد ، حضرت در باره اش دعا فرمود : اللهم انصر خباباً خدایا خباب را یاری کن ، در اثر دعای پیغمبر ام انمار به درد سر شدیدی مبتلا گردید از شدت دردمانند آواز سگان ناله میکرد باو گفتند برای تسکین درد سر را باید داغ گذاری ، خباب داغی را در کوره آهنگری میگذاشت وقتیکه خوب گداخته میشد بر سر او می – نهاد و انتقام خود را گرفت! و باین وسیله از شکنجه های این زن
    راحت شد
    اما کفار مکه از سر او دست نکشیدند زره آهنین بر بدن او وعده دیگری از جمله عمار و بلال میپوشاندند و در آفتاب گرم حجاز وا میداشتند تا در اثر تابش آفتاب حلقه های تفتیده زره بر بدن ایشان می نشست و با همه این شکنجه ها حتى براى يك بار هم منظور کفار را عملی نکردند یعنی کلمه ایکه آنها را خوش آید نگفتند ! و گاهی اتش افروخته و او را به پشت در اتش می کشیدند تا
    از روغن پشت او آتش خاموش میشد و بعضی اوقات هم سنگهائیکه در آتش گداخته شده بود برپشت او می چسبانیدند تا گوشت بدن او را میخورد و بدن را گود میکرد، که
    وقتی عمر از او : توچه سید : کفار با تو چه کردند ؟ گفت : اگر میخواهی
    بدانی به پشتم نگاه کن چون مشاهده کرد تعجب نموده گفت : تاکنون
    چنین بدن ناهمواری ندیده ام
    شکنجه های کفار منحصر به اذیتهای بدنی نبود بلکه از نظر اقتصادی و سایر جهاتهم مسلمانان را آزار میدادند مثلا وقتی خباب تعدادی شمشیر به عاص بن وائل فروخته بود هنگامیکه از او مطالبه
    ج ۲
    خباب بن ارت
    -۳۳۳-
    بهاء نمود در پاسخ گفت : مگر نه این است که محمد تصور میکند بهشتیان هر چه بخواهند در بهشت موجود است ؟ گفت : آری چنین است ، گفت بنابر این صبر کن در آخرت از آن طلاها و نقره ها و غلامان و جامه های بهشتی طلب تراخواهم پرداخت زیرا بخدا سوگند تو و هم عقیده های تو در پیشگاه خدا مقرب و نزدیکتر از من نیستید !! اینوقت این آیه شریفه نازل گردید افرأيت الذى كفر بآياتنا و قال لاوتين مالا و ولدا اطلع الغيب ام اتخذ عند الرحمان عهد اكلاسنكتب ما يقول و نمد له من العذاب مداً يعنی : آنکه به آیات ما کافر شد و گفت : (در آخرت) بمن مال و فرزندان زیادی خواهند داد، آیا برغیب و پنهان اطلاع یافته یا از خدا عهد و پیمانی گرفته است؟ چنین نیست آنچه میگویند مینویسیم و عذاب سختی برای او آماده کرده ایم. (مریم ۷۷- ۸۰).
    از همه مشکلتر اینکه اگر شکایتی به پیامبر مینمودند به سخت تر از آنها وعده میداد چنانکه خباب گوید: هنگامیکه پیامبر در سایه خانه کعبه لباس خود را زیر سر نهاده و استراحت فرموده بود نزد او رفتم و این پس از آن بود که از مشرکان شکنجه سختی دیده بودم گفتم يارسول الله خدا را بخوان تا برای ما گشایشی پیش آورد ، در حالیکه صورتش سرخ شده بود برخاست نشست و فرمود : اگر سختیهائیکه ملتهای گذشته تحمل کردند مشاهده کنید چه خواهید کرد؟ که با شانه های آهنین گوشت و پوست و رگهایشان را از استخوان جدا میکردند و از دین بر نمیگشتند یا آنکه اره بر سرشان نهاده و آنانرا دو نیمه میکردند و تغییر روش نمیدادند! اما بدان که خدا این دین را پیشرفت میدهد
    -٣٣٤-
    امیر مؤمنان و زیارت قبر خباب
    ج ۲
    تا جائیکه سواری از صنعاء تا حضر موت میرودو جز خدا از کسی نمیهر اسد(۱) امیر مؤمنان خباب در مرض طولانی مرگ ناراحتی فراوانی وزیارت قبر خباب دید از جمله هفت بار او را داغی نهادند تا آنکه فرمود : اگر پیامبر تقاضای مرگ را نهی نکرده
    بود از خدا میخواستم مرگم را برساند ، تا آن زمان مردم کوفه مردگان خود را در خانه و جلو منازلشان دفن میکردند ، خباب وصیت کرد او را در بیرون شهر کوفه بخاك بسپارند پس از مرگ او مردم هم از وصیت وی پیروی نموده مردگان خود را در کنار قبر خباب دفن کردند. هنگامیکه امیرمؤمنان از صفین برگشت بر خلاف انتظار هفت یا هشت قبر در بیرون کوفه مشاهده فرمود پرسید این قبرها از آن کیست؟ داستان را شرح دادند، حضرت هم عمل او را ستود و با این جملات برای او طلب آمرزش نمود: خداخباب را رحمت کند که با رضایت اسلام آورد و بامیل خود هجرت کرد، در تمام دوران زندگی جهاد کرد ، و بلاهای بدنی زیادی متحمل گردید ، خدا اجر کسی را نابود نمیکند سپس نزديك قبرها ایستاد و با این جملات زیارت کرد: السلام عليكم يا اهل الديار الموحشة ، و المحال المقفرة من المؤمنين و المؤمنات و المسلمين والمسلمات انتم لنا سلف و فرط ونحن لكم تبع ، وبكم عما قليل لاحقون ، اللهم اغفر لنا ولهم وتجاوز عنا وعنهم ثم قال الحمد لله الذي جعل الارض كفاتا احياء و امواتا الحمد لله الذى جعل منها خلقنا و فيها يعيدنا وعليها يحشرنا طوبى لمن ذكر المعاد وعمل للحساب و قنع بالكفاف ورضى عن الله بذلك .
    (۱) اسد الغابه ج ۲ ص ٩٨ بحارج ۱۸ ص ۲۰۰ سفينه ( خيب).
    ج۲
    امیر مؤمنان و زیارت قبر خباب
    ٣٣٥
    یعنی سلام بر شما ای صاحبان خانه های وحشت را واماكن خشك از مؤمنان و مسلمانان ،شما پیشرو مائید و ما پیرو شما بزودی بشما ملحق خواهیم شد، خدایا ما وايشانرا بیامرز ، و از خطاهای ما و آنان بگذر،
    و
    سپس فرمود: خدایر احمد میکنم که زمین را محل اجتماع زنده ها مرده ها قرار داد ، حمدوثنا مخصوص خدائی است که آفرینش ما را از زمین قرارداد و دوباره ما را در آن بر میگرداند و از زمین محشور و برانگیخته میشویم خوشا بحال کسی که بیاد معاد است و برای حساب عمل میکند، و بمقدار کفایت قناعت مینماید، و بهمان مقدار از خدا خوشنود است (۱)
    (۱) سفينه (خبب) اسد الغابه ج ۲ ص ۱۰۰
    ۲۳۴۶
خروج از نسخه موبایل