خوات بن جبير

خوات بن جبير (١)
خوات و توبه از گناه
خوات و تغییر حکم روزه
तपा
وی از یاران رسولخدا و از شجاعان آنان
خوات بن جبیر عبدالله
بشمار آمده است ، او اهل مدینه و برادر بن جبیر است که در جنگ احد دهنه دار بود و در همانجا شهید گردید خوات از اصحاب بدر بشمار آمده هر چند بمیدان جنگ حاضر نبود زیرا او و برادرش عبدالله بسوی بدر حرکت کردند ولی در راه سنگی بپای خوات برخورد و آنرا مجروح ساخت باین جهت از شرکت در جنگ معاف گردید و بمدینه برگشت و بهمین جهت پیامبر او را در غنائم جنگی شریك گردانید و در سایر جنگهای پیامبر شرکت
داشت کنیه اش ابو عبدالله و در ٧٤ سالگی سال چهلم هجری در مدینه
در گذشت .(۲)
خوات و تو به از گناه
پیغمبر اکرم هر گاه یکی از یارانش را در گناه
یا اشتباه و خطائی میدید با اخلاق خوش و رفتار پسندیده آنانرا باز میداشت ، خوات میگوید : در یکی از سفرها که در خدمت پیامبر بودم موقع توقف قافله از خیمه ام بیرون آمدم چشمم بيك عده زنانی افتاد که اطراف هم نشسته صحبت میکردند مرا از ایشان خوش آمد بخیمه برگشتم و حله ای از میان خورجین بیرون
(۱) خوات بفتح خاء وتشديد و او وجبير بضم جيم وفتح باء
(۲) اسد الغابه ج ۲ ص ۰۱۲۵
-٣٦٢-
خوات و توبه از گناه
ج۲
آورده پوشیدم در حلقه زنان نشستم با آنان گرم صحبت بودم که پیامبر اکرم را از نزديك ما عبور کرد
با دیدن پیغمبر ناراحت شده گفتم : يا رسول الله شترم سرکش شده میخواهم افسار و ریسمانی تهیه کنم ، در جوابم چیزی نفرمودعبای خود را بمن داد و خود جهت قضاء حاجت داخل توده ای از درختان از مدتی بیرون آمد در حالیکه آب وضویش از
اراک گردید پس صورت مبارک میچکید فرمود : ای ابا عبدالله شترت چه شد ؟ از آن منزل حرکت نموده تا به مدینه رسیدیم هر گاه مرا میدید سلام میکرد و پس از سلام میفرمود : ابو عبدالله شتر سر کش چه شد ؟ در مدینه تا مدتی بمسجد نمیرفتم تا با چنین صحنه ای رو برو نشوم ، مدتی گذشت تا آنكه يك روز در غیر وقت نماز بمسجد رفتم مشغول نماز بودم که رسولخدا را از یکی از حجرات بیرون آمد و مشغول نماز گردید ، با خود گفتم: نماز را طول میدهم تا پیامبر عقب کار
خود برود
حضرت فرمود: هر چه خواهی نمازت را طولانی کن که من نمیروم تا نمازت را تمام کنی با خود اندیشیدم که چاره ای نیست جز آنکه از رسولخدا الا الله معذرت بخواهم و دل او را از این معنی تهی کنم، نماز را سلام دادم ، حضرت فرمود : سلام عليكم ابو عبدالله کشی شتر چه شد؟ گفتم: بخدائیکه ترا به پیامبری فرستاده از وقتیکه اسلام اختیار کردم شتر سر کشی نکرده سه بار فرمود : خدا تر ارحمت کند ، از آن پس متعرض من نگردید . (۱)
سر
(۱) اسدالغا به ج۲ ص۱۴۶
ج
خوات و تغییر
حکم روزه
خوات و تغییر حکم روزه
-٣٦٣
در صدر اسلام حکم روزه چنین بود که اگر
شخص روزه دار
پس از غروب و قبل از افطار
بخواب میرفت حق افطار کردن نداشت می باید
فردا راهم بدون سحری روزه بدارد .
جنگ خندق که مسلمانان با تمام همت و پشتکار داشتن مشغول کندن خندق بودند مصادف با ایام ماه رمضان بود روزهای بلند و گرم
می
حجاز تمام روز را با زبان روزه از میان خندق سنگ و خاك بيرون آوردند ، يك روز خوات مصادف غروب بخانه آمد چون لختی بوقت افطار مانده بود تکیه بدیوار نشست تصادفاً خوابش برد ، هنگامیکه همسرش غذا و افطاریه را حاضر کرد او را در خواب دید ، زن و مرد ناراحت گردیدند ، ناچار بدون افطار و سحر فردا را روزه گرفت، روز
بعد که مشغول کار بود از شدت گرسنگی بحال غش روی زمین افتاد
پیامبر بر او عبور کرد و ناراحت گردید ، و این آیه شریفه نازل شد:
كلوا واشربوا حتى يتبين لكم الخيط الابيض من الخيط الاسود من الفجر یعنی بخورید و بیاشامید تا رشته سیاه وسفید صبح آشکار گردد ، بخاطر خوات این حکم برداشته شد . (۱)
6
(١) بحارج ٢ ص ٢٦٧

خروج از نسخه موبایل