خُلق عظیم؛ مختصری از صفات والای نبی مکرم اسلام

کلمه خُلق به صفاتى گفته مى‏شود که با سرشت و خوى انسان عجین شده باشد و به رفتارهاى موسمى و موقّت گفته نمى‏ شود. تفسیرهاى مختلفى درباره «خلق عظیم» شده‏است، از جمله:
الف) عایشه گوید: اخلاق پیامبر، متضمّن ۱۰ آیه اول سوره مؤمنون است و بالاتر از این مدح، مدحى نیست.
ب) مراد، تخلّق به اخلاق اسلام و طبع بزرگ است.
ج) مراد، صبر بر حق و تدبیر امور بر اقتضاى عقل است.
د) برخى از کتب لغت، خلق را به معناى دین و آئین گرفته‏ اند، چنان که در حدیثى از امام باقر علیه السلام مى‏ خوانیم که آن حضرت فرمود: مراد از خلق عظیم آئین اسلام است.
ه) مراد، برخورد بزرگوارانه با مخالفان است. چنان که خداوند او را به این شیوه، مامور ساخته بود: << خذ العفو و امر بالعروف و اعرض عن الجاهلین >>
و) مراد، مکارم اخلاق است. چنانکه از آن حضرت روایت شده که فرمود: «انّما بُعثت لاتمّم مکارم الاخلاق» و فرمود: «ادّبنى ربّى فاحسن تادیبى» پروردگارم مرا تربیت نمود و چه خوب تربیت نمود.
ز) عایشه درباره اخلاق پیامبر گفت: «کان خلقه القرآن» اخلاق پیامبر، تجسم قرآن بود.
مرحوم علامه طباطبایى در تفسیرالمیزان (ج‏۶، ص ۱۸۳)، حدود ۲۷ صفحه در زمینه اخلاق و سنن و آداب زندگى پیامبرصلى الله علیه وآله روایاتى را نقل کرده است، که به برخى از آنها فهرست وار اشاره مى‏کنیم:
۱- پیامبر اکرم‏ صلى الله علیه وآله کفش خود را مى‏دوخت.
۲- لباس خود را وصله مى‏ زد.
۳- گوسفند را خودش مى‏ دوشید.
۴- با بردگان، هم غذا مى‏ شد.
۵ – بر زمین مى‏ نشست.
۶- بر الاغ سوار مى‏ شد.
۷- حیا مانعش نمى‏ شد که نیازهاى خود را از بازار تهیه کند.
۸ – به توانگران و فقرا دست مى‏داد و دست خود را نمى‏ کشید تا طرف دست خود را بکشد.
۹- به هرکس مى‏رسید، چه بزرگ و چه کوچک، سلام مى‏ کرد.
۱۰- اگر چیزى تعارفش مى‏ کردند، آنرا تحقیر نمى‏ کرد، اگرچه یک خرماى پوسیده بود.
۱۱- کم خرج، کریم الطبع و خوش معاشرت بود.
۱۲- بدون اینکه قهقهه کند، همیشه تبسّمى بر لب داشت.
۱۳- بدون اینکه چهره درهم کشیده باشد، همیشه اندوهگین به نظر مى‏رسید.
۱۴- بدون اینکه از خود ذلتى نشان دهد، همواره متواضع بود.
۱۵- بدون اینکه اسراف ورزد، سَخىّ بود.
۱۶- بسیار دل نازک و مهربان بود.
۱۷- هرگز دست طمع بسوى چیزى دراز نکرد.
۱۸- هنگام بیرون رفتن از خانه، خود را در آینه مى‏ دید، موى خود را شانه مى‏ زد و چه بسا این کار را در برابر آب انجام مى‏ داد.
۱۹- هیچ گاه در مقابل دیگران پاى خود را دراز نمى‏ کرد.
۲۰- همواره بین دو کار، دشوارتر آن را انتخاب مى‏ کرد.
۲۱- هیچ وقت به خاطر ظلمى که به او مى‏شد در صدد انتقام بر نمى‏آمد مگر آنکه محارم خدا هتک شود که به خاطر هتک حرمت خشم مى‏کرد.
۲۲- هیچ وقت در حال تکیه کردن غذا میل نکرد.
۲۳- هیچ وقت شخصى از او چیزى درخواست نکرد که جواب (نه) بشنود و حاجت حاجتمندان را رد نکرد.
۲۴- نمازش در عین تمامیّت، سبک و خطبه‏اش کوتاه بود.
۲۵- مردم، آن حضرت را به بوى خوشى که از او به مشام مى‏رسید، مى‏شناختند.
۲۶- وقتى در خانه مهمان داشت،اول کسى بود که شروع به غذا مى‏کرد و آخرین کسى بود که از غذا دست مى‏کشید تا مهمانان راحت غذا بخورند.
۲۷- بر سر سفره، همیشه از غذاى جلوى خود میل مى‏کرد.
۲۸- آب را با سه نفس مى‏آشامید.
۲۹- جز با دست راست چیزى نمى‏داد و نمى‏گرفت و غذا نمى‏خورد.
۳۰- وقتى دعا مى‏کرد، سه بار دعا مى‏کرد و وقتى سخن مى‏گفت در کلام خود تکرار نداشت.
۳۱- اگر اذن دخول به خانه مردم مى‏گرفت، سه بار تکرار مى‏کرد.
۳۲- کلامش روشن بود به طورى که هر شنونده‏اى آنرا مى‏فهمید.
۳۳- نگاه خود را بین افرادى که در محضرش بودند تقسیم مى‏کرد.
۳۴- هر گاه با مردم سخن مى‏گفت، در حرف زدن تبسم مى‏کرد.

خروج از نسخه موبایل