دُعُثور بن الحارث
دُعُثور بن الحارث
داستان اسلام آوردن دعثور یکی از جالبترین داستانها است زیرا او می خواست پیامبر را بکشد
در ضمن این عمل معجزه ای دید که او را به ایمان
و اسلام و اداشت و تفصیل آن از این قرار است :
دعثور جمعی از افراد قبیله اش را گرد آورده تصمیم گرفت اطراف مدینه را تا جائی که میتواند بچاپد و غارت کند ، پیامبر از تصمیمش آگاه شد ، عثمان بن عفان را در مدینه گذاشت و با جمعی در حدود
چهارصدو پنجاه نفر در دوازدهم ماه ربیع الاول ، بیست و پنج ماه پس از هجرت به قصد طایفه غطفان حرکت کرد. در بین راه به مردی از آن طایفه به نام جبار برخورد ، جبار عرضه داشت : یا رسول الله این جماعت اگر بفهمند شما به قصد ایشان حرکت کرده اید به کوهها فرار می کنند و ایشان را نمی یابید ، پیامبر این مرد را به اسلام دعوت کرد و مسلمان شد سپس او را به بلال سپرد تا احکام و قوانین اسلام را بیاموزد حضرت تا نزديك منازلشان تشریف برد ولی همانطور شد که آنمرد گفته بود ، ایشانرا در بالای کوهها میدیدند ، مسلمانان چون از ناحیه جنگ خاطر جمع شدند و از طرفی باران لباسهاشانرا خیس كرده بود هر يك به کناری خزیده مشغول اصلاح کار خود شدند پیامبر (ص) هم به کناری در دامنه کوه رفت و لباسها را بیرون آورده و
ج
دعثور بن حارث
۱۸
فشرد و روی سنگها انداخت و خود روی زمین به استراحت پرداخت ! . مردم غطفان از بالای کوه اعمال پیامبر را در نظر گرفته به رئیس
اورا
خود دعثور که مردی شجاع و بی باك بود گفتند : محمد تنهاست او را دریاب دعثور هم گفت : خدا مرا بکشد اگر او را نکشم ! با شمشیر کشیده آرام آرام آمد تا بالای سر حضرت ایستاد ، وقتی که مطمئن شد دیگر محمد(ص) نمیتواند فرار کند با آواز بلند گفت : مَنْ يَمْنَعُكَ متى اليوم چه کسی ترا از چنك من نجات میدهد؟ پیامبر(ص) با اطمینان خاطر فرمود : خدا ، جبرئیل دستی به سینهاش زد و بزمین انداخته شمشیر از دستش افتاد حضرت برخاست و شمشیر را گرفت و بالای سرش ایستاد و فرمود: کی ترا از چنك من نجات میدهد ؟ دعتور گفت
ر گفت: هیچ کس اَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَانَّكَ رَسولُ اللَّهِ
اسلام آورد و به میان قبیله اش برگشت و آنها را به اسلام دعوت نمود و شمشیر را بلند نموده و خواستم فرود آورم مرد
گفت
: موقعی
که
بلند بالائی دیدم که شک ندارم فرشته بود ، دستی به سینه ام زد و مرا به زمین انداخت ، و همه آن جماعت بدون آنکه جنگی شود مسلمان شدند پیامبر بمدینه بازگشت ! ! !
در این موقع این آیه شریفه نازل شد : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللهِ اِذْهَمَّ قوم أَنْ يَبْسُطُو إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ و عَلَى اللهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (۱) یعنی: ای افرادی که ایمان آورده اید نعمت خدا را یاد کنید، هنگامی که جمعیتی تصمیم گرفتند دست به سوی شما دراز کنند خدادستشانرا نگه داشت ، از خدا بترسیدو مؤمنان به خدا باید توکل کنند (۲) (۱) مائده آیه ۱۱ (۲) طبقات ج ٢ ص ٢٣ سيره حلبيه ج ۲ ص ۲۲۴