رُقيّه وأمّ كلثوم دختران رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)

رُقيّه وأمّ كلثوم دختران رسول خدا(ص)

رقیه و ام کلثوم دختران رسول (ص) خدا

مادرشان حضرت خدیجه است شاید رقیه دومین دختر رسول اکرم (ص) و ام کلثوم سومین آنان باشد ، زیرا زینب همسر ابوالعاص بزرگترین دختران پیامبر اسلام و حضرت زهرا کوچکترین آنها است ، رقیه وام كلثوم دختران میانه اند. پیامبر قبل از بعثت رقیه و ام کلثوم را به عتبه و عتیبه پسران ابولهب تزویج کرده بود، پس از نزول ، تبت یدا ابی لَهَبِ وَ تَبَّ ( دستهای ابولهب بریده باد ) ، ابولہب پسرانرا دستور داد تا دختران رسول خدا را طلاق گویند ، فرزندان ابولهب قبل از آنکه زنانشان را تصرف کنند آنان را طلاق گفتند

! پس

از طلاق

رقیه را باعثمان ازدواج کرد ، عثمان با وی به حبشه مهاجرت کرد . در حبشه عبدالله از رقیه متولد گردید بهمین جهت عثمان را ابوعبدالله

، مجروح می خواندند ، عبدالله شش ساله شد خروس چشم او را با منقار ساخت. صورتش ورم کرد و عبدالله مریض شد و در جمادی الاولی از سال چهارم هجرت در گذشت پیامبر بر او نماز گذاشت و دفن گردید، از اینکه دو خواهر یکباره مطلقه شدند و رقیه را با عثمان تزویج نمود می شود استفاده نمود که رقیه از ام کلثوم بزرگتر بوده است . عثمان و همسرش قبل از هجرت یا پس از آن بمکه گشتندبر و

پیغمبر و یاران

ج

آمد

از آنجا به مدینه مهاجرت نمودند ، در مدینه بودند تا در پیش جنك بدر حضرت رقیه مریض شد پیا بر به عثمان اجازه داد بخاطر او در مدینه بماند، در غیبت رسول خدا رقیه از دنیا رفت ، عثمان و جمعی مشغول دفن وی بودند که صدای تکبیر زید بن حارثه بلند شد زید در که سوار بر اسب مخصوص رسول خدا بود وارد شد و مژده پیروزی جنگ بدر و غنیمت بی شماری که نصیب مسلمانان گردیده بود . به

حالی

ایشان داد (۱) .

پس

از فوت جناب رقیه در ماه ربیع الاول سال سوم هجری رسول خدا (ص) ام کلثوم را بجای خواهرش رقیه باعثمان تزویج کردودر ماه جمادی الاخر همان سال عثمان او را بخانه برد و در حدود شش سال در خانه عثمان زندگی کرد و در این مدت فرزندی نیاورد ، تا در سال نهم هجری ام کلثوم از دنیا رفت ، اور اغسل دادند و پیامبر بر او نماز خواند ، علی (ع) با فضل بن عباس واسامة بن زید داخل قبر شده او را به خاك سپردند گفته شده که ابوطلحه انصاری نیز اذن گرفت و به كمك آنان وارد قبرام کلثوم گردید .

(۱) اسدالغايه ج ۵ ص ۴۵۶ و ۶۱۲ بحارج ۲۲ ص ۱۶۷ طبقات ج

ص ۲۴۰ و ۲۵

۳۲

خروج از نسخه موبایل