صفیه دختر عبدالمطلب
صفیه در نظر پیامبر(ص)
صفیه در مرگ پیامبر (ص)
او دختر حضرت عبد المطلب عمه مكرمه
صفیه دختر امیر مؤمنان و پیغمبر اسلام و دختر خاله آنحضرت عبد المطلب
میباشد زیر اصفیه و جناب حمزه از يك زن بودند
و مادرشانهالد دختر وهب خاله رسولخدا الله است ، صفیه در زمان جاهلیت همسر حارث بن حرب برادر ابوسفیان شدپس از مرگ وی همسر عوام پسر خویلد گردید و از اوز بیر را آورد که روی این حساب زبیر پسر عمه رسولخدا است صفیه اسلام آورد و با پسرش: بیر به مدینه هجرت کرد ، او زنی شجاع و نیرومند بود که، داستان، کشتن یهودی را که ماضمن حالات ثابت در جلد دوم نگاشتیم شاهد زنده ای بر این مطلب میباشد و در جنگ احد نیز هنگامیکه مسلمانان راه فرار را پیش گرفتند نیزه ای دست گرفت و راه را بر آنها بست و آنانرا برمیگردانید ، انهارا با این جمله:
حسان بن
که از اطراف پیامبر پراکنده میشوید ؟ ملامت میکرد .
وهم چنین
آمدن کنار کشته برادرش حضرت حمزه را در جلد دوم
صفحه ۳۰۳ نگاشتیم، صفیه در سال بیستم هجری زمان خلافت عمر در ۷۳ سالگی در گذشت و اسماء بنت عمیس اور اغسل دادو عماری برایش ترتیب
صفیه در نظر پیامبر و
داد و در بقیع مدفون گردید (۱)
صفیه در نظر
پیامبر (ص)
_YY_
از موارد متعددی بر می آید که صفیه مورد عنایت
خاص پیامبر بوده است ، برای نموند چند
مورد را اجمالا بیان میکنیم:
۱ — در جنگ احد هنگامیکه پیامبر بالين حمره آمد و او را باوض ناروائی دید ناراحت گردید و گفت : اگر بخاطر
ناراحتی صفیه نبود او را بهمین حال میگذاشتم تا از شکم وحوش و درندگان محشور گردد . ۲ – هنگام ولادت حسین بن علی پیامبر اصدارد عمه جان فرزندم را نزد من بیاور صفیه گفت: هنوز او را پاک نکرده ایم ، فرمود: خدا او را پاک کرده احتیاجی نیست که شما او را پاك كنيد
پیامبر در هر ض وفاتش پس از آنکه بطور عموم به همه مسلمانان خطاب فرمود : ايها الناس لا تمسكون على بشيء اني لا احل حلا لا الا ما أحل الله ولا احرم الاماحرم الله . یعنی مردم مرا پناهگاه خود قرار مدهید که جز آنچه خدا حلال کرده بر کسی حلال نمیکنم و جز آنچه او حرام کرده حرام نمیکنم .
سپس بطور خصوص به زهرای مرضیه و صفیه توجه نموده فرمود : يا فاطمة بنت رسول الله وياصفية عمة رسول الله اعمل الما عند الله اني لا اغنی عنكما من الله شيئاً یعنی ای فاطمه دختر رسولخدا وای صفیه عمه پیامبر برای
آنچه نزد خدا است کار کنید که من نزد خدا از شما نمیتوانم دفاع کنم (۲) .
(1) طبقات ج ۸ ص ۲۵ و ۲۸ اصابه ۳۳۹٫۴ و اسد الغابة ۴۹۲٫۵ . (۲) طبقات ج ۲ ۴۶۰ سفینه (صفی)
صفیه در مرگ پیامبر(ص)
در رحلت پیغمبر اسلام افراد زیادی مرئید گفتند ،
از جمله صفیه اشعار زیادی سروده برای نمونه
.
چند بیت آنرا در اینجا میآوریم
۱ – افاطم بكى ولا تسأمى
۲ ـ هو المرء يبكي وحق البكاء
فقده
– فاوحشت الارض من ۴ – فمالي بعدك حتى الممات ۵ – فبكى الرسول وحقت له ۶ فعيني مالك لاتد معين
بصبحك ما طلع الكوكب هو الماجد السيد الطيب واى البرية لا ينكــب الا الجوى الداخل المنصب شهود المدينة والغيب وحق لدمعك يستسكب
۱ – ای فاطمه گریه کن و از گریه خسته مشوکه ستاره صبحت غروب
کرده است .
۲ – او مردی است که گریه برای او سزوار است زیرا مردی بزرگ
و آقا و پاکیزه است .
۳ – زمین از دست دادن او به وحشت افتاده کدام جمعیتی استکه
با فقدان او به سختی نیفتد
۴ – پس از تو تادم مرگ با سوز و گدازی که دل را آتش میزند دست
بگریبان هستیم. ۵- بر او گریه کن که سزاوار گریه است و مردمیکه در مدینه بودند
و نبودند بر او گریانند
•
۶ ـ چشمانم ، چرا اشک نمیریزید که جا دارد اشکتان همیشه
جاری باشد
–
•
و نیز از اشعار او است :
صفیه در مرگ پیامبر
۱ – آب ليلى على بالتسهاد – واعترتني الهموم جداً بوهن ـ رحمة كان للبرية طراً ۴ – طيب العود و الضريبة والشيم ۵ – عاش ماعاش في البرية براً ۶ – ثم ولى عنا و أحمداً
–
1
نمی شود .
وجفا الجنب غير وطى الوساد
شداد
لامور نزلن حقا فهدى من أطاعه للسداد
محض الانساب وارى الزناد
ولقد كان نهبة المرتاد
فجزاه الجنان رب العباد
آه که بیخوابی بر من عارض شد و پهلویم از رختخواب کنده
۲ – اندوه فروان جهت امر دشواری بر من وارد شد ۳ – او برای همه بشر رحمت بود و کسانی را که از او پیروی کردند به
راه رشد هدایت فرمود .
۴ ـ خوش بو و خوش طبیعت و دارای عادتی عالی و نسب خالص و
رستگار است
بود و بس
•
۵ – تا بود با نیکی و خوبی زندگی کرد ، ومقصود حاجتمندان او
.
۶ – از میان ما رفت و در غرفات بهشتی جای گرفت و همه را اندوهناك
و داغدار ساخت (۱)
(۱) طبقات ج ۲ ص ۹۵