ع

عامر بن أكوع

عامر بن أكوع

عامر و پدرش سنان معروف به أكوع و برادرش عامر بن أكوع

لمه به پیغمبر اسلام ایمان آوردند و به مدینه

هجرت نمودند و در خدمت پیامبر به سر می بردند تا وقتیکه جنگ خیبر پیش آمد در این جنگ شرکت کردند و عامر در این جنگ شهید گردید. عامر مردی شاعر بود ، هنگامیکه بطرف خیبر می رفتند در راه پیامبر به عامر فرمود : پسراکوع از آنچه میدانی برای ما بخوان ؟ عامر خود را از مركب بزیر افکند و با صدای رسا این اشعار را خواند :

تا لله لولا أنت ما اهتدينا فانزلن سكينة علينا

و لا تصدقنا ولا صلينا

و ثبت الاقدام ان لا قينا

وان أرادوا فتنة أبنا

و بالصياح عولوا علينا

والمشركون قد بغوا علينا

انا اذا بنا أتينا

صيح

۱ – بخدا قسم اگر شما نبودید ما هدایت نمی شدیم و زکات نمی دادیم

و نماز نمی خواندیم . ۲ ـ از خدا بخواه تا سکون واطميناني بما دهد تا هنگام جنگ

ثابت قدم باشیم

٣ – مشرکان برما ستم کردند ولی زیر بارستم آنها نمیرویم . ۴ تا وقتیکه گریه کنندگان بر ما بگریند همیشه آماده جنگ هستیم. حضرت فرمود : يرحمك الله خدا ترا بیامرزد ، پیامبر بهرکس این

عامر بن أكوع

جمله را میفرمود شهید میشد ، لذا شخصی گفت : یا رسول الله چراما

را با این کلام بهره مند نمیسازی ؟

پس از شروع جنگ عامر به میدان رفت با مرحب خیبری روبرو شد ، ضرباتی ردو بدل کردند مرحب شمشیرش را حواله عامر نمود ، عامر خم شد تا خود را زیر سپر پنهان کند ، شمشیر خود عامر به رك اكحلش قرار گرفت و آنرا برید و همین سبب مرگ او گردید

افرادی از مسلمانان گفتند عامر خودکشی کرده و عملش باطل شده است ، سلمه برادر عامر با چشمی گریان خدمت رسولخدا رفت و گفت آیا عمل عامر باطل شده است؟ حضرت فرمود : کی گفته است ؟ پاسخ داد افرادی از یاران شما ، فرمود: دروغ گفته اند له اجر مرتين ، خدا اجر او را دو برا برگردانید زیرا در راه خدا جهاد کرده و کشته شده است(۱) .

(۱) طبقات ۴ ۳۷٫ و ۸۰٫۲ سیره ابن هشام ۳۴۲٫۳

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا