ع

عايشه ام المؤمنين

عايشه ام المؤمنين

عایشه و امیر مؤمنان

نمونه هایی از مخالفت عایشه

عايشه و تغییر مسیر اسلام

عکس العمل امیر مؤمنان

عايشه ام المؤمنين وی دختر ابو بکر بن ابی قحافه همسر رسولخدا

میباشد ، که پس از وفات حضرت خدیجه

در شش یا هفت سالگی دو یا سه سال قبل از هجرت در ماه شوال او را بعقد خود در آورد ، و خانه ای را که با اثاث البيت آن در حدود پنجاه در هم قیمت داشت صداقش قرارداد و پس از ده ماه از هجرت به مدینه ، زفاف نیز در . ماه شوال انجام شد. لذا عایشه علاقه داشت همه دختران خاندان ابوبکر در ماه شوال بخانه شوهر بروند ، هرگاه میگفتند : عرب ازدواج میان عید فطر و قربان رامبارك ،نمیداند میگفت: من در ماه شوال بخانه پیامبر رفتم آيا كداميك از زنان پیامبر به اندازه من خوشی داشتند عایشه را ام عبدالله میگفتند، زیرا وقتی از پیامبر تقاضا کرد : کنیه ای برایم قرار بده ؟ فرمود: ترا بمناسبت عبدالله بن زبیر خواهر زاده ات به (ام

عبدالله) مکنی نمودم .

عایشه نی جسور و بی باک و خودسر و بسیار حسود بود، چنانکه در تاریخ

زندگانیش داستانهای زیادی بچشم میخورد که از این خوی سرچشمه میگیرد

۶۴

عايشه و امیر مؤمنان

ما نیز قسمتی از آنها را ضمن مجلدات این کتاب مخصوصاً در شرح حالات زنان پیامبر مانند ماریه قبطیه مادر ابراهیم فرزند رسولخدا واسماء بنت نعمان وام سلمه وام شريك وحفصه وصفیه یا در آور شده ایم.

عایشه در شب هفدهم ماه رمضان سال ۵۷ یا ۵۸ در ۶۶ یا ۶۷ سالگی

در مدینه از دنیا رفت و در بقیع مدفون گردید (۱)

عایشه و امیرمؤمنان

یکی از امور مسلم تاریخ زندگی عایشه موضوع

عداوت و دشمنی او با خانه آن پیامبر میباشد که اثبات آن محتاج به دلیل نیست ، مهم این است که بدانیم این کینه و عداوت از کجا ریشه گرفته است ، علل و موجبات اختلاف را ابو یعقوب یوسف بن اسماعيل لمعاني بطور كامل بیان کرده ، ما خلاصه از گفتار اورادر اینجا

می آوریم : ابن ابی الحدیدگوید : ایامیکه در خدمت استاد ابو یعقوب به علم کلام اشتغال داشتم از علت کینه توزی عایشه با خاندان پیامبر پرسش کردم ، اوجواب مفصلی بمن داد که خلاصه اش را در اینجا می نگارم ( برای اینکه مطالب بهتر دستگیر شود ما نیز منتخبی از مطالب او را تحت شماره

نقل میکنیم) :

:

۱ – پیامبر عایشه را پس از حضرت خدیجه بعقد خویش در آورد او جای خدیجه قرار گرفت. مسلم است میان دختر شوهر وزنیکه جای مادر نشسته کدورت و دلخوری ایجاد خواهد شد زیرا زن از علاقه شوهر بدختر خود رنج می برد ، و دختر نیز از اظهار علاقه پدر بزن دیگر ناراحت میشود هر چند اگر خدیجه زنده بود این اختلاف شدیدتر بود ولی این معنی (۱) طبقات ۵۰٫۸ واستيعاب ۴ /۳۴۵ این ابی الحدید ۶۸۹/۲ .

عايشه و امیر مؤمنان

۶۵

از طرف فاطمه با داشتن مقام عصمت درست نیست چنانکه رفتار او با سایر زنان پیامبر شاهد گویائی است .

۲ – پیامبر به زهرا لا علاقه فراوان داشت ، وعلاقه اش بمراتب از حدود علاقه پدر بفرزند گذشته بود تا جائیکه در محضر عموم مردم مکرر :میفرمود: فاطمة سيدة نساء العالمين وانها عديلة مريم بنت عمران و انها اذا مرت فى الموقف نادى مناد من جهة العرش يا اهل الموقف غضوا أبصاركم لتعبر فاطمة بنت محمد و یعنی فاطمه با نوی

الله عليه

زنان جهانیان و همتای مریم دختر عمران است ، هنگامیکه در روز قیامت از محشر عبور میکند از ناحیه عرش پروردگار منادی ندا میکند ای اهل محشر چشمها را بپوشید که فاطمه دختر محمد عبور میکند . – زهرا را با علی تزویج کرد بعد از آنکه خدا او را در آسمان

با شاهد گرفتن ملائکه تزویج نمود .

۴ – پیامبر مکرر می فرمود: يؤذینی مایوذیها و يغضبنی ما اغضبها يريني ما رآها و انها بضعة منی هر چه او (فاطمه) را دهد مرا آزار میدهد ، و هر چه او را بخشم آورد مراخشمناك ميكند

آزار دهد و هر چه اور ارنج دهد مرارنج میدهد، او پاره تن من است این هاست که موجب بغض وکینه عایشه میگردد! و بهمان اندازه که این گفتار باعث نگرانی عایشه میگردید علی خوشحال میشد . ۵ ـ هر چه پیامبر و از فاطمه تعريف و تمجيد ميكرد عایشه بیشتر ناراحت میشد ناراحتی او در پدرش ابوبکر و هم چنین در طلحه پسر عموی عایشه اثر میگذاشت ، چون عایشه نزد آنها می نشست و به درددل وتوقعاتشان ::. داد آنها نیز بسخنان عایشه و رنجهای درونیش توجه

-۶۶-

عايشه و امیر مؤمنان

میکردند ، قهراً کینه و عداوت فاطمه و شوهرش را رد و بدل میکردند .

ها البطله

۶ ـ از طرفی چون ابوبکر میدید پیامبر و علی را بخود

تخصیص داده و در تعریف و تمجیدش فروگذار نمیکند به کدوراتش می افزود زیرا بحکم اینکه او پدرزن پیامبر بود انتظار خلاف این رویه را داشت و هر كه از يك فرد فامیل نگران باشد از تمام فامیل او نیز روگردان خواهد بود ۷ – در داستان افك که در حالات حسان بن ثابت گذشت ) . هر چند علی از کسانی نبود که چنین نسبت ناروائی را بعایشه بدهد ولی هنگامیکه پیامبر با او وزید بن حارثه در میان نهاد علی فرمود : میتوانید اور اطلاق دهید و یا از کنیز عایشه بپرسی و اورا بترسانی یا بزنی تا آنچه هست بگوید این گفتگو را بازیادتیهائی که رسم افراد سخن چین است به عایشه رسانیدند، مخصوصاً زنها خبرهای دروغین بسیاری از علی و فاطمه در سرزنش عایشه به او می بردند تا آنکه نگرانی بالا گرفت و دشمنی ها سخت و ریشه دار گردید . خصوصاً پس از آنکه آیه به پاکدامنی عایشه نازل شد و خود را پیروز دید هر چه توانست علیه علی و فاطمه گفت و از هیچ سخنی درباره ایشان خودداری نکرد و همه گفتارش به علی و زهرا می رسید لذا آتش فتنه شعله ور گردید

و دامن زد .

فاطمه دارای اولاد بود و عایشه فرزند نیاورد از این بالاتر اینکه پیامبر فرزندان فاطمه را فرزند خود میخواند و همواره آنانرا (فرزندم) خطاب میکرد ، از زنیکه فرزند ندارد و شوهرش فرزندان دختر خود را

فرزند خود بنامد غیر از دشمنی و کینه توزی چه انتظار است ؟

۹ – پیامبر در خانه ابو بکر را از میان مسجد بست و در خانه

نمونه هائی از مخالفت عایشه

_&Y_

دامادش را باقی گذاشت ، و نیز پدر عایشه را مأمور ساخت تا سوره برائت را به مکه ببرد ، سپس دامادش را فرستاد و از وسط راه برگردانیدو خود سوره را بمکه برد . ۱۰ – چون ابراهیم از ماریه متولد شد علی اظہار خوشوقتی نمود و با حضور پیامبر بكمك ماريه قيام كرد و در رفع احتیاجاتش میکوشید ، و از طرفی هنگامیکه موضوع اتهامی برایش پیش آمد علی در رفع آن کوشید و تهمت را از دامن ماریه زدود ، یا بعبارت دیگر خداوند بوسیله علی او را تبرئه کرد ، آنهم با ادراک حسی که جای هیچگونه ایراد و اشکالی باقی نماند ، لذا منافقان نتوانستند این قضیه را دنبال کنند بر خلاف داستان افك که چون بوسیله قرآن برطرف شد باز هم منافقان دست

بر نداشتند

همه اینها سینه عایشه را از خشم علی مالا مال میکرد و او را در

کینه توزی را سختر می ساخت (۱) .

نمونه هائی از

از آنکه علل و موجبات مخالفت عایشه

با امیر مؤمنان روشن شد اينك مواردی از مخالفتهای

مخالفت عایشه او را بعنوان نمونه می نگاریم :

۱ – روزی ظرف غذائی از خانه فاطمه برای پیامبر بخانه عایشه فرستادند ، عایشه که قبلا اطلاع داشت کنیز خود را جلو در گماشت تا وقتیکه غذا را می آورند سرازیر کند اکنیز هم به دستور عایشه قبل از آنکه غذا

وارد اطاق گردد به زمین ریخت (۲)

(۱) شرح ابن ابی الحدید ۶۹۰/۲

(۲) ابن ابی الحدید ۶۹۲/۲

_81_

عايشه و تغییر مسیر اسلام

۲ – در غزوه طائف هنگامیکه پیامبر به عزم فتح بدانسوب ميرفت ، در بین راه مدت زیادی مرکب پیامبر و علی الله در کنار هم میرفتند و آندو بزرگوار آهسته صحبت میداشتند ، عایشه که همراه پیامبر بود مرکب خود را تند راند و در میان ایشان قرار گرفت و اظهار داشت صحبت شما چه طولانی شد ، پیامبر در خشم شد و فرمود : صحبت ما به امر خدا است . (۱)

یکی از مخالفتهای بزرگ عایشه با امیرمؤمنان عایشه و تغییر مسیر فعالیتهائی است که هنگام رحلت پیامبرانجام داد که در نتیجه مسیر اسلام را از راه اصلی و

اسلام

صحیح خود منحرف ساخت، که اجمال آن از این قرار است : ابن ابی الحدید دنباله سخنان استادش را چنین نقل میکند : پیامبراکرم در مرض وفاتش لشکری ترتیب داد و بیشتر رؤساء و بزرگان مهاجر و انصار را در آن لشکر قرار داد و دستور حرکت صادر فرمودو امر به تعجیل نمود. علی با این پیش آمد اطمینان کامل داشت که اگر برای پیامبر پیش آمدی کند بدون منازع ومخالف و بلا كلام بیعت او خاتمه می یابد ) به اطمینان قوی میتوان گفت: اصولا تجهیز این لشگر و مخصوصاً قرار دادن همه بزرگان را در آن و آن همه اصرار پیامبر به اینکه زود حرکت کنند برای همین مقصود بوده است) .

لیکن با برگشتن ابوبکر بمدينه و تخلف از لشگر اسامه و رفتن برای نماز آنچه را که علی پیش بینی میکرد تغییر یافت و لذا در روز سقیفه در مقابل انصار عمده دلیل عمر برخلافت ابو بکر این بود : چه کسی

(۱) ابن ابی الحدید ۰۶۹۲/۲

عايشه و تغییر مسیر اسلام

بخود حق میدهد خود را بر کسیکه پیامبر او را برای نماز منصوب کرده مقدم بدارد، با این استدلال بیعت ابو بکر تمام شد .

و این مطلب را که پیامبر به بازوی علی و ابن عباس تکیه داد و به آمد وابوبکررا عقب زد و خود به نماز ایستاد ، دلیل برانصراف نگرفتند، بلکه گفتند بجهت اهمیت امر نماز چنین کرد

مسجد

علی همه این اقدامات را از ناحیه عایشه میدانست و او را مسبب اصلی این تحولات معرفی مینمود ، که عایشه بسراغ ابوبکر فرستاد تا از جیش اسامه خارج شد، و او بغلام پدرش بلال پیغام فرستاد که ابو بکر با مردم نماز بخواند با آنکه پیامبر فرموده بود : یکنفر با مردم نماز نخواند : چنانکه همیشه از این پیش آمد نزد خواص اصحابش شکوه می کرد و درد دل مینمود . ابن ابی الحدیدگوید: اینجا میان سخن شیخ دویده و گفتم: شماهم میگوئید که عایشه پدرش را برای نماز کاندید کرد و شخص پیامبر او را تعیین نکرده بود ؟!

استاد در پاسخم گفت : من نمیگویم، این علی است که میگوید تكليف اوغير تكليف من است زیرا او حاضر و شاهد بوده و جریان واقعه را از نزديك ديده ، و اموری با چشم مشاهده نموده است ، ولی من دلیلی جز اخباریکه بمن رسیده و گویای آن است که پیامبرا بو بکر را برای نماز تعیین کرده ندارم ، در حالیکه مدرك على علم و اطلاعی است که از امور داشته و هسته مرکزی و کانون فعالیت را می دیده و یا اقلا بر آن ظن قوی

داشته است .

سپس بسخنانش ادامه داد که این پیش آمد برای علی بزرگترین

V+

عايشه و تغيير مسير اسلام

مصیبت و دردناکترین دردها بود و جز عایشه را مسئول این امر نمی شناخت از همین جهت بود که در خلوات نزد یارانش بر او نفرین میکردو داوری را از خدا میخواست . از همه مشکلتر اینکه در اثر خود داری از بیعت چه رنج و مصیبتها

الله على

را تحمل کرد ، پس از وفات پیامبر ا تا هنگام مرگ زهرا چه اذیتها وزخم زبانها و سخنان نیش دار از عایشه برای علی وزهرا سوغات می۔ آوردند ، ولی ایشان جز صبر و شکیبائی چاره نداشتند ! زیرا عایشه از پشتیبانی پدر و خلیفه برخوردار بود و هر روز بر مقام و منزلتش افزوده می شد در حالیکه علی و زهر اشکست خورده بودند ، فدك را از زهرا گرفتند

و هرچه برای بازگردانیدن آن کوشش و فعالیت نمود نتیجه ای نگرفت در این میان زنانیکه نزد فاطمه و عایشه رفت و آمد می کردندچه

سخنان ناملایم و زخم زبانهائیکه از عایشه برای زهرا و شوهرش نقل می کردند و ملامتهائی را بازگو می کردند ، هر چند از طرف ایشان هم سخنانی به عایشه می بردند ، لیکن میان این دو جهت فرق بسیاری است که یکدسته پیروز و دیگری شکست خورده این یکی با قدرت و آن دیگر زیر دست ، اینجا است که سخنان و ملامت دسته غالب جان و روان گروه مغلوب را میکاهد و روح آنانرا شکنجه میدهد ، چون دردی دردناکتر از شماتت و سرزنش دشمن نیست مخصوصاً دشمنیکه زیر دست بوده و اينك

زبردست شده ..

از هر موضوعی بهتر و بیشتر عداوت عایشه را با فاطمه از این مطلب بتوان استنباط کرد: زهرا از دنیا رفت ، زنان رسولخدا همگی به عزاخانه فاطمه حاضر شدند و با بنی هاشم همدردی نمودند مگر عایشه که با تظاهر

عكس العمل أمير مؤمنان

-۷۱-

به مرض در عزای زهرا حاضر نشد ، بلکه از مرگ زهرا اظهار خوشوقتی نمود ، راستی خدا میداند وقتیکه خبر شادمانی عایشه را به علی دادند بر او چه گذشت ؟ !

پس از رگ زهرا بحكم اجبار خالی با پدرش ابوبکر بیعت کرد عایشه شادمان شد که خلافت پدرش تکمیل گردید و دشمن و مخالف را سرکوب کردند

در تمام مدت خلافت ابوبکر و عمر بر این منوال گذشت و هر چه می گذشت حزن و اندوه علی از کینه ورزیهای عایشه و امثال او زیاد تر می شد، تا عثمان کشته شد عایشه از همه مردم به کشتن عثمان حریصتر بود و بر آن تحريك وتشويق مینمود تا هنگامیکه خبر قتل را شنید خوشوقت گردید و گفت : خدا اورا لعنت كند و عذابش نماید. همه اینها از این جهت بود که فکر میکرد پس از عثمان خلافت به طلحه خواهد رسید و دوباره بقبیله تیم بازگشت

خواهد نمود .

اما همینکه شنید مردم با علی بن ابی طالب بیعت کردند ، صدایش بگریه و ند به برعثمان بلند شد و داد و فریادش به اینکه عثمان مظلوم کشته شد همه جا را پر کرد تا آنکه فتنه جنگ جمل را بیا نمود. این بود خلاصه ای از گفتار شیخ ابو یعقوب معتزلی که مخالف

شیعه میباشد (۱)

عكس العمل

عظمت و بزرگی امیر مؤمنان از اینجا معلوم

امیر مؤمنان میشود که پس از آنهمه مخالفت و دشمنی عایشه

هنگامیکه بر او پیروز میشود مخصوصاً در وقتیکه

(۱) شرح ابن ابی الحدید ۶۹۳٫۲

۷۲

عكس العمل أمير مؤمنان

بحكم هر عاقل بلکه از نظر خود عایشه مقصر و مستوجب همه گونه مجازات

میباشد از او عفو و گذشت نمود بلکه بر احتراماتش می افزاید .

پس از آنکه در جنگ جمل که بکوشش عایشه بپاشده بود و شرح آن در ضمن زندگی زبیر گذشت امیرمؤمنان بر او غالب شد و در نصف روز لشگر او را شکست داد . عایشه که خود را مقصر و گناهکار میدانست تقاضای

گذشت نمود .

امیر مؤمنان در مقابل جمعیت بصره بسخنرانی قیام کرد و پس از جملاتی در مذمت مردم بصره فرمود: اما فلانة فادر كهار أى النساء وضغن غلافى صدرها كمرجل القين ولو دعيت لتنال من غيرى ما أتت الى لم تفعل ولها بعد حرمتها الاولى اما او (عایشه) را رأی و اراده سست زنان عارض شد ، وكينه هائی که در دل داشت مانند دیگ آهنگران بجوش آمد اگر به او پیشنهاد می شد که آنچه درباره من انجام داد در باره دیگری انجام دهد ، هرگز نمی پذیرفت و مرتکب چنین امری نمیشد ولی باهمه اینها او همان احترام سابقش را دارد .

ولذا دستور داد هفتاد نفر از زنان عبد قیس لباس مردانه پوشیدند و نقاب به چهره افکندند و عایشه را در میان گرفته با احترام تمام در مدینه به

خانه اش رسانیدند (۱)

(۱) تاریخ یعقوبی ۱۷۳/۲

تعلم ما

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا