عبد الرحمن بن حنبل
او برادر کلده است که این دو برادر با صفوان
عبدالرحمن بن
بن امیه برادر مادری بوده اند پدرشان اهل یمن
جنبل
بود و از آنجا به مکه منتقل شد .
عبدالرحمن از پیشقدمان در اسلام و هجرت میباشد که جنگ بدر را درك كرده و در آن شرکت نموده است ، و نیز در بسیاری از فتوحات اسلامی از جمله فتح دمشق شرکت داشت ، و در صفین هم در رکاب امیرمؤمنان جنگید.
عبدالرحمان مردى صريح اللهجه ومجاهد بودکه هرچه برخلاف دستورات اسلام می دید اعتراض میکرد ، بهمین جهت نسبت به خلاف۔ کاریهای عثمان خلیفه سوم ایراد میگرفت و اشعاری علیه او سروده و در مجامع عمومی میخواند! از جمله هنگامیکه عثمان از غنائم جنگی افریقا پانصد هزار (در هم (یا دینار به مروان حکم بخشید عبدالرحمان با اشعاری عثمان را مورد توبیخ و سرزنش قرار داد ، عثمان صد تازیانه اش زد، و بر شتری سوار نمود و در مدینه گردانید و سپس دست بسته در خیبرز ندا نیش کرد از میان زندان باعلى وعمار ياسر مکاتبه کرد و نجات خود را از حضرت تقاضا کرد على آنقدر با عثمان صحبت کرد و اصرار نمود تا آنکه اورا از زندان آزاد کرد مشروط بر آنکه در مدینه نماند لذا در قلعه قموص خیبر بماند تا وقتیکه مردم بر عثمان شوریدند و او را کشتند
۲۱۴
بمدینه برگشت
•
عبد الرحمان بن حنبل
و از جمله اشعاری که در زندان سرود این چند بیت است
الى الله اشكولا الى الناس ما عدا
اباحسن غــلا شديداً اكابده
بخيبر في قعر القموص كانها
جوانب قبر اعمق اللحد لاحده
قتلت فمن للحق ان مات ناشده
أ ان قلت حقا او نشدت امانة
از بندیکه رنج آنرا میکشم بسوی خدانه بسوی مردم شکوه میکنم
بجز امام ابوالحسن .
در قلعه قموص خیبر در اعماق سیاهچال زندانیکه مانند قبر عمیق
در زمین فرورفته بسر می برم .
اگر بنا است برای گفتار حق یا تعریف امانت و درستی کشته شوم پس
چه کسی دم از امانت و درستی خواهد زد؟
موقعیکه از زندان خلاص شد این اشعار را سرود :
لولا على فان الله انقذني على يديه من الاغلال والصفد
لمارجوت لدى شد بجامعة
نفسی فداء على اذا يخلصنی
يمنى يدى غياث الفوت من احد
من كافر بعدما اغضى على ضمد
اگر علی نبود که خدا بوسیله او مرا از بند وقيد نجات بخشید
هر آینه در سختی ها بهیچ دسته و جمعیتی امیدورا نبودم ،
جانم فدای علی زیر امرا از چنگال کافری نجات داد بعد از آنکه
از کینه دندان بهم میفشرد
عبد الرحمان در جنگ صفین این رجز را میخواند
•
ان تقتلوني فانا بن الحنبل
•
انا الذي قد قلت فيكم نعثل
آنکه
اگر مرا میکشید پس بدانید که من پسر حنبل هستم و منم
عبد الرحمان ابن حنبل
گفت : نعثل یهودی در میان شما است
.
_410_
پس از آنکه بخاک افتاد در آخرین رمق حیاتش به کسانیکه
بالینش بودند چنین گفت : قولوا لامیر المؤمنين قاتل عن المعركة حتى تجعلها خلف ظهرك يعنى به امیر مؤمنان بگوئید چنان با دشمن
بجنگ که میدان را پشت سر خود قراردهی (۱)
(۱) اسد الغابه ۳ / ۲۸۸ قاموس الرجال /۵/ ۲۹۱ الغدير ۵۹/۹
واصابه ۲۸۷/۲