عبید الله بن عباس
جود و بخشش عبید الله
نمونه دیگر
عبیدالله و امام حسن(ع)
او پسر عموی پیغمبر گرامی اسلام است ، مادرش عبید الله بن عباس ام الفضل لبابه کبری است ، عبیدالله در کودکی
پيامبر را درك كرد و از آنبزرگوار چیزها آموخت ، و یکسال از برادرش عبدالله کوچکتر بود ، پیغمبر ﷺ فرزندان عباس مخصوصاً این دو برادر ر از یاددوست میداشت و میان آنها مسابقه میگذاشت که هر که زودتر پیش من آید چنین و چنان به او خواهم بچه ها میدویدند خودرا در بغل پیامبر می انداختند
•
عبیدالله مردی سخاوتمند و بزرگوار بود مخصوصاً در سخاوت
و بخشندگی به اومثل میزنند داستانهای جود و بخشش عبیدالله خیلی زیاد
است و ما برای نمونه به چندفرازی از آن اشاره میکنیم
•
عبیدالله از طرف امیرمؤمنان علی به استانداری یمن منصوب گردید و در سال ۳۶ و ۳۷ و ۳۸ از طرف آنحضرت امیر کاروان حج بود و از
مرکز استانداریش بمکه میرفت و به امور حجاج رسیدگی مینمود . داستان کشته شدن دو نفر از فرزندان عبيدالله را در حمله بسر بن ارطاة
برره
الات پسر در جلد دوم متذکر شدیم
۲۲۲
جود و بخشش عبیدالله
عبیدالله در زمان سلطنت یزید بن معاویه در گذشت سال در گذشت او را
۵۸ و ۸۷ نیز گفته اند (۱)
جود و بخشش عبیدالله
در بذل و بخشش عبیدالله داستانهای زیادی نقل
شده است . میگویند . او اولین کسی است.
که بهمسایگان افطاری داد و اولین کسی است که سر راهها سفره انداخت
و اولین کسی است که سفره اش برچیده نمیشد.
از جمله داستانهائیکه در این زمینه نقل شده این داستان است. معاوية بن ابی سفیان سهم حسین بن علی را از بیت المال ضبط کرد تا آنکه روزگار بر او سخت شد بعرض رسانیدند که معاویه برای پسر عموتان عبیدالله يك ميليون در هم فرستاده است اگر نزد او بفرستی و مبلغی بقرض بخواهی کوتاهی نمیکند حضرت فرمود یکملیون به عبیدالله چه می کند با آن سخاوتیکه او دارد
که اواز باد وزنده سخی ترو از دریای مواج بخشنده تر است. نامه ای به عبیدالله نوشت و رفتار معاویه را تذکر داد و اظهار داشت که
به صدهزار درهم احتیاج دارد .
بر
چون نامه امام را خواند اشک در چشمانش حلقه زدو گفت وای تو ای معاویه از جرائمیکه مرتکب میشوی که تو خود در جای نرم و مقامی رفیعی زندگی کنی اما حسین از تنگی زندگی و زیادی عیال
شکایت کند !
سپس به وکیل خرج خود دستور داد نصف تمام دارائی مرا از طلاو نقره و اسب و استر و لباس و غیره خدمت امام بیر و بگو که اموالم را باشما نصف کردم اگر این نصف رفع احتیاجاتش را نمیکند برگردو نصف دیگر را
(۱) اسد الغابه ۳۴۰/۳
جود و بخشش عبیدالله
-۲۲۳
هم ببر ، نماینده اش گفت: آنگاه اینهمه خرجهائی که پیش می آید از کجا تامین میکنی؟ عبیدالله :گفت: اگر کار به آنجا رسیدشما را راهنمائی
خواهم کرد .
چون اموال را خدمت امام بردند حضرت از روی تعجب فرمود ان الله بخدا قسم بر پسر عمویم تحمیل کردیم و من فکر نمیکردم تا این اندازه
درباره ما توسعه دهد (۱)
نمونه دیگر
در یکی از سفرها عبیدالله و غلامش در راه به چادر عربی رسیدند ، غلامش را گفت : چطور است امشب بخیمه این عرب در آئیم بر عرب وارد شدند، و چون عبیدالله مردی زیبا و خوش بیان بود مرد عرب اورا احترام کرد و همسرش را گفت: مرد شریفی برما وارد شده سپس پرسید آیا چیزی داریم که شب از این مهمان عزیز پذیرائی کنیم زن گفت جز این گوسفندیکه وسیله زندگی دختر شیر خوار ما است چیزی نداریم و آنرا نمیشود کشت زیرا زندگی فرزندمان به آن گوسفند بسته است مرد گفت چاره نیست کارد برگرفت تا گوسفندرا ذبح کندزن گفت میخواهی بچه ات را بکشی؟ مرد گفت هر چند چنین شود چاره ای جز احترام میهمان نداریم. سپس ضمن اشعاری چنین گفت: ای زن این دختر را بیدار نکن که که اگر بیدار شود گریه میکند و کارد از دستم می افتد، خلاصه گوسفند را ذبح کردند و از مهمان پذیرائی کردند ، و عبید الله تمام سخنان ایشان را شنید صبحگاهان عبیدالله غلامش را گفت چه مبلغ همراه داری؟
غلام با صدا شرفی از مخارج ما تاکنون زیاد آمده است
(۱) عقد الفريد ۲۹۵/۱
۲۲۴-
عبیدالله و امام حسن (ع)
آنها را به این مرد بده ؟
عجبا! در مقابل يك گوسفندیکه پیش از پنج در هم ارزش نداشت
یا نصد اشرفی میدهی ؟
ساکت که سخاوت این مرد از ما بیشتر است زیرا ما جزئی از ثروتمان
را به او میدهیم در حالیکه او نه تنها تمام اموالش را برای ما صرف کرده بلکه ما را بر میوه قلبش مقدم داشته است .
چون داستان عبیدالله بمعاویه رسید اظهار داشت : «الله در عبیدالله من اى بيضة خرج و من ای عش درج خدا خیرش دهد که از چه هسته ای خارج شده و در چه لانه ای پرورش یافته ! (۱)
عبید الله و امام حسن(ع)
چونکه امیرمؤمنان بدرجه رفیعه شهادت رسید
فرزندش امام حسن مجتبی در ماه شوال به جنگ با معاویه قیام کرد و در مسکن (۲) باوی
بجنگ پرداخت و مدت شش ماه جنگیدند ، امام مقدمه لشکر را به پسر عمویش عبیدالله عباس سپردو چون با معاویه روبروشد معاویه پیش او فرستاد كه حسن بن علی بمن پیشنهاد صلح کرده و حاضر است که خلافت را بمن واگذارد ، تواگر الآن بجانب من بیائی تو خود پیشقدم هستی ولی در غیر اینصورت تابع و پیرو خواهی بود ، و اگر الان بیائی یکمیلیون در هم جایزه داری که نصف آنرا نقد و نیم دیگر را هنگامیکه وارد کوفه شدم خواهم پرداخت ، عبیدالله نیمه شبی وارد سپاه معاویه شد و آنچه معاویه وعده
(۱) اسد الغابة ۳۴۱/۳
(۲) مسکن محلی است در جانب غربی انباروهیت
عبیدالله وامام حسن (ع)
-۲۲۵-
داده بود دریافت کرد، مردم و لشکریان امام که صبح برخاستند هر چه منتظر شدند که فرمانده قوا برای نماز بیاید خبری نشد و چون در تعقیبش آمدند او را نیافتند ، قیس بن سعد بن عباده با جمعیت نماز خواند و پس از نماز به سخنرانی پرداخت و چنین گفت: مردم رفتن عبیدالله و التحاق بمعاویه شمار اسست نکند زیرا از او و پدرش هرگز خیری دیده نشده است. (۱)
بر
(۱) قاموس الرجال ۲۱۶/۶