فضه نوبیه(خادمه حضرت زهرا-سلام الله علیها)
فضه نوبیه(خادمه حضرت زهرا-ع-)
مقام فضه
آیا کیمیاگری میدانست ؟
* شير وفضه
فضه که یکی از کنیزان معروف حضرت زهرا
فضه نوبیه سلام
الله عليها است ریشه اش عرب و از مردم سرزمین نوبه بوده است؛ از کیفیت و چگونگی اسارت وی و مقدمات آمدن به خانه علی الا در تاریخ اثری نیست ولی آنچه مسلم است فضه پرورش یافته و تربیت شده در خانه علی و زهرا میباشد، چنانکه داستان زیر شاهد گویا است
مقام
فضه
تفاسیر شیعه و سنی علت نزول این آیه شریفه را چنین بیان کرده اند یوفون بالنذر و يخافون يوما كان شره مستطيرا ويطعمون الطعام
على حبه مسكينا ويتيما و اسیرا انما نطعمكم لوجه الله لانريد منكم جزاء و لا شكورا (۱) یعنی آنان به نذر خود و فادارند و از روزیکه
(۱) انسان ۷ – ۹
-۱۵۲-
مقام فصه
عذابش همه جا را فرا میگیرد ترسانند به دوستی خدا به بیچاره ویتیم و اسیر طعام میدهند و میگویند : بجهت رضای خدابشما غذا میدهیم و از شما پاداش نخواهیم. مفسرین میگویند: علت و شأن نزول این آیه این بوده است که
حسن و حسین فرزندان علی و زهرا مریض شدند ، پیامبر (ص) و یارانش عیادت کردند ، برخی از حضار گفتند : یا علی اگر نذری بنمائی امید است
خداوند فرزندانت را شفادهد .
على الا فرمود: اگر خدا بچه هایم راشفا بدهد سه روز روزه خواهم گرفت ، فاطمه نیز به پیروی از علی سه روز روزه نذر کرد ،فضه خادمه به پیروی از آقا و خانمش همین نذر کرد !
خداوند فرزندان فاطمه راشفاداد ؛ علی برای آمادگی بیشتر مقداری جوتهیه کرد ، روز اولی را که روزه گرفتند فاطمه يك سوم جو را دستاس کرد و نان پخت هنگام افطار پس از اداء فریضه الهی نانها را سر سفره چیده بودند که روزه بگشایند ناگهان صدای فقیری از پشت در بلند شد : السلام علیکم یا اهل بیت محمد (ص) من فقیری از فرزندان مسلمانانم بمن طعامی بدهید که خدا بشما از طعامهای بهشتی بخوراند.
على فرمود سهم مرا باین فقیر بدهید ؟! زهر او فضه وحسنين نیز از امام پیروی کردند و نان خود را به فقیر دادند و با آب روزه گشودند و فردا را نیز روزه گرفتند ، روز دوم فاطمه (ع) يك ثلث جورا خراس كرد و نان پخت و چون هنگام افطار فرارسید و علی از مسجد باز آمدنانها را اده کردند که صدائی بلندشد السلام علیکم اهل بیت محمد یتیمی
آیا فضه کیمیاگری میدانست؟
۱۵۳
هستم از اولاد مهاجرین که پدرم در جنگ کشته شده و گرسنه ام مراسیر کنید؟ این بار هم همگی غذاشان را دادند ! و با آب افطار کرده و روز سوم را نیز بدون سحری روزه گرفتند ! روز سوم فاطمه (ع) بقیه جور اخر اس کر دو نان پخت و باز هنگام افطار از
عقب در صدائی بلندشد : السلام عليكم يا اهل بيت النبوة ، اسیری هستم
گرسنه مراسیر کنید ، این بار هم غذا شانرا دادند و گرسنه خوابیدند
.
صبحگاهان پیامبر بخانه دخترش آمد و اثر گرسنگی را در
چهرشان مشاهده کرد علت پرسید؟ ولی قبل از آنکه ایشان پاسخی بدهند جبرئیل نازل شدو سوره هل اتي را آورد .(۱)
از این روایت منتهی در جه علاقه فضه به خاندان پیامبر و جنبه ایثارش
استفاده میشود
د.
آیا فضه کیمیاگری
میدانست
در کتاب بحار از کتاب مشارق الانوار شیخ رجب برسی نقل کرده که فضه دختر پادشاه هند و دارای علم اکسیر و کیمیا بود ؛ وقتیکه وارد
خانه علی شد ، در آنجا جز شمشیر وزره و خراسی نیافت ، قطعه مسی را گرفت و آنرا بصورت طلا در آورد و خدمت امیر مؤمنان آورد ، حضرت که شمش طلار امشاهده کرد فرمود: فضه آفرین بر تو ولی اگر فلان عمل را انجام داده بودی رنگش بهتر و قیمتش گرانتر می شد .
فضه پرسید : مگر شما علم کیمیا میدانید؟ فرمود : آری، و در حالیکه
به حسین ال اشاره میکرد فرمود: این كودك هم میداند ، سپس اشاره بزمین
(۱) اسدالغابه ۵۳۱٫۵ وينابيع الموده ۹۳
-102-
شیر و فضه
کرد، زمین شکافته شد و شمشهای طلا نمایان گردید، سپس حضرت فرمود :
این را نیز روی آنها بگذار (۱)
ولی این روایت از جهانی قابل خدشه و ایراد است، البته ما منكر
مقام امام نیستیم ، مسلماً امام علم کیمیا را بلد است ، لیکن سخن در وقوع
این مطلب است . اولا فضه چنانکه دانسته شد اهل نو به بوده نه اهل هند تا چه رسد
به اینکه دختر پادشاه هند باشد ، و اگر دختر پادشاه مند بود چگونه به عربستان منتقل شد با اینکه هنوز در زمان پیامبر میدان جنك و لشگر کشی توسعه نیافته بود ، و باضافه آنچه از مرام پیغمبر و علی میشناسیم رفتارشان درباره فرزندان سلاطین و بزرگان غیر این بوده است چنانکه درباره دختران
یزدجرد و دختر حاتم طائی میخوانیم
•
حقیقت مطلب این است که چون این مطلب از کتاب مشارق الانوار شیخ رجب برسی نقل شده و او مردی صوفی بوده و چنانکه مرحوم شیخ حر عاملی در جلد دوم امل الامل صفحه ۱۱۷ نوشته در این کتاب افراط کرده تا جائیکه اورا نسبت به غلو داده اند لذا احتمال جعل و ساختگی داده میشود. و روشنترین دلیل بر جعلی بودن این روایت این است که تا اول قرن نهم که برسی این کتابرا نوشته از این مطلب سراغی نیست و در کتابی قبل از آن
یافت نشده است .
شير وفضه
(۱) بحار ۲۷۳٫۴۱
در کتاب اصول کافی در باب مولد حسین بن علی این روایت را نقل کرده است :
شير و فضه
چونکه
-۱۵۵-
حسين الجلا کشته شد و لشکر عمر سعد خواستند بدن امام رازیر سم ستوران قرار دهند فضه به حضرت زینب عرض کرد: بانوی من : سفينة آزاد شده رسولخدا سوار کشتی بود و کشتی او غرق شد آب او را به جزیره ای افکند ، در آنجا شیری دید، به شیر گفت : که من آزاد کرده رسولخدایم ، شیر در مقابل او پوزه بخاك ماليد وسوارشیر شد تا اورا به راه رسانید ، شیری در این نزدیکی خوابیده است : اجازه بده بروم و شیر را از تصمیم این مردم خبر کنم ، فضه رفت و داستانرا به شیر گفت و شیر رفت تا وارد قتلگاه شد و دستها را روی بدن امام قرارداد ، و چون برای اسب تاختن به بدن امام آمدند و شیر را دیدند ؛ عمر سعد گفت: برگردید که فتنه خاموش را برنینگزید !!
ولی این روایت از چند جهت مورد ایراد است زیرا اولا از نظر سند مسند نیست و به امام منتهی نمیشود و يك روایت تاریخی بیش نیست وثانيا بعضي از رجالی که در سند حدیث ذکر شده اند در کتب رجالیه نامی از آنها دیده نمیشود ، وثالثا در غوغای سرزمین کربلا تصور اینکه شیری در این فاصله نزدیک بوده باشد خیلی بعید بنظر میرسد زیرا در روایت میگوید : شیری در کناری خوابیده بود: در آن سروصدا وغوغاى جنك گر به خانکی هم به این آزادی و آرامی نمیتوانست در کنار آنجمعیت زیست کند تا چه رسد به شیر وحشی درنده .