انس بن أبي مرثد
انس بن أبي مرثد غنوی وی قبل از اسلام با جناب حمزة فرزند عبد المطلب هم قسم و هم پیمان بود او و پدرش در جنگ بدر و سایر جنگهای پیغمبر اسلام شرکت داشتهاند، بین او و پدرش بیست سال بیشتر اختلاف سن نبوده یعنی بیست سال از پدرش کوچکتر بوده است.
انس در جنگ حنین جاسوس و دیدبان رسول خدا بوده است ، میگوید موقع رفتن بطرف حنین پیامبر اسلام بسرعت پیش میرفت تا وقت ظهری نماز را پشت سر حضرت نزديك قدمهای مبار کش بجا آوردم ، سواري نزديك شد خدمت پیغمبر عرضه داشت یارسول الله من پیشروی شما رفتم تا بالای فلان کوه رسیدم طایفه هوازن را مشاهده کردم که زن و مرد، پیروجوان با هرچه دارند از گوسفند و گاو و شتر همه و همه در حنین اجتماع کرده اند ، پیامبر تبسمی فرمود و گفت : انشاء الله فردا همه اینها غنیمت مسلمین است و بدست آنان میافتد
.
سپس فرمود: امشب چه کسی ما را حفاظت میکند انس گفت : من دیدبانی شما را بعهده میگیرم فرمود سوار شو و نزد من آی ، براسب
خود سوار شدو خدمت حضرتش مراجعت کرد ، پیامبر فرمود : بطرف این دره برو تا بالای آن قدم نه همانجا باش مبادا قبیله هوازن ما را غافلگیر کرده و ده و برما شبیخون زنند ، انس عقب مأموریت خودرفت ، هنگام صبح رسولخدا از خیمه بیرون آمد و در جای نماز ایستاده دورکعت نماز نافله
۳۲۸-
انس بن ابی مرند
را انجام داد سپس رو بجمعیت نموده پرسید، از سوار و دیدبانتان خبری دارید ؟ گفتند : ما خبری نداریم! پیغمبر مشغول نماز صبح شد و تمام توجهش بطرف دره بود ، چون نماز را سلام گفت ، فرمود : مژده که سوارتان آمد، جمعیت همه متوجه دره شدند و بشکاف درختان انبوه دره نگاه میکردند، ناگهان از وسط درختان بیرون شد و خدمت پیغمبر رسید
عرضه داشت : بر حسب دستور شما تا بالای دره رفتم همانجا مشغول كشيك بودم تا صبح طلوع کرد ، هر دره را بررسی کردم کسی را ندیدم ، فرمود: در تمام شب هیچ پیاده شده و استراحت کردی ؟ گفت : خیر، جز برای نماز و رفع حاجت پیاده نشدم ، پیغمبر فرمود : بهشت را بر خود واجب کردی و خریدی . (۱)
و بعضی از ترجمه نویسان این داستانرا در شرح حال انیس بن ابی مرثد نقل کرده اند و این یا از باب اشتباه اسمی است که در حقيقت يك نفر بیش نبوده منتهي يك بار بنام أنس و دیگر باره بنام انیس و یا از جهت اینکه چون این دو نفر برادر بودند کار یکی از برادرها بحساب دیگری آمده است ، و بعضی هم بعنوان : انيس بن مرثد بن أبي مرثد
ضبط کرده اند
را را که متهم
و هم چنین در حالات انیس نوشته اند که رسولخدا زنی بزنا شده بود بوی سپرد و فرمود: اگر اقرار بزنا نمود او را سنگسار
کن ، (۲)
•
(۱) اسدالغابه ج ۱ ص۱۳۹ (۲) استيعاب حاشيه الاصابه ج۱ص۳۷
۳۲۹
شاید