الف

اکثم بن صیفی

اکثم بن صیفی

اکثم بن صیفی اسدی، حکیم و دانشمند عرب، از داناترین، عاقل‌ترین و بردبارترین افراد زمان خود بود. او بیش از سیصد سال عمر کرد و حکمت و دانش خود را از بزرگان قریش مانند حضرت ابوطالب، هاشم، عبد مناف و قصی کسب کرده بود.

او به پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) ایمان آورد، اما موفق به ملاقات ایشان نشد.

نامه اکثم به پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم)

پس از شنیدن خبر بعثت، اکثم دو نفر را همراه نامه‌ای به مکه فرستاد تا درباره هدف و دعوت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) تحقیق کنند. او در نامه‌اش چنین نوشت:

«به نام خداوند؛ از طرف بنده‌ای به سوی بنده‌ای دیگر؛ آنچه به تو رسیده، به ما نیز ابلاغ کن، زیرا خبری درباره تو شنیده‌ایم که حقیقت آن را نمی‌دانیم. اگر چیزی به تو نشان داده شده، آن را به ما نیز نشان بده، و اگر به تو علمی آموخته‌اند، آن را به ما نیز بیاموز. ما را در گنجی که به تو داده شده، شریک گردان.»

پاسخ پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم)

پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در پاسخ نوشت:

«به نام خداوند بخشنده و مهربان؛ از محمد، پیامبر خدا، به اکثم بن صیفی؛ خدا را سپاس می‌گویم. او مرا مأمور کرده که بگویم: لا اله الا الله من این را می‌گویم و مردم را نیز به آن دعوت می‌کنم. آفریده‌ها، همه آفریده خداوند هستند و فرمان تنها از آن اوست؛ او می‌آفریند و می‌میراند و بار دیگر زنده می‌گرداند. بازگشت همه به سوی اوست. شما را به آداب پیامبران دعوت می‌کنم، و از خبر بزرگ (روز قیامت) از شما پرسیده خواهد شد. بزودی حقیقت آن را خواهید دانست.»

پس از دریافت نامه پیامبر، اکثم طایفه بنی تمیم را جمع کرد و آنان را به سوی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) تشویق نمود.

او گفت: «در این کار پیش‌قدم باشید، نه عقب‌مانده؛ سر باشید، نه دم.»

اما مردم از او پیروی نکردند و به سخنانش اعتنایی نکردند.

پس از آن، اکثم همراه فرزندان و نوادگانش برای ملاقات پیامبر حرکت کرد، اما در میانه راه درگذشت و موفق به دیدار ایشان نشد.

اکثم بن صیفی در دربار انوشیروان

زمانی که میان نعمان بن منذر و انوشیروان ساسانی اختلاف ایجاد شد، نعمان ده نفر از دانشمندان عرب را به دربار انوشیروان فرستاد و دستور داد ابتدا اکثم سخن بگوید.

اکثم، در برابر پادشاه ایران، چنین گفت:

«برترین چیزها، بالاترین آنهاست، بزرگ‌ترین مردان، شهریاران‌اند، و بهترین پادشاهان، آنانی هستند که نفعشان به مردم برسد. بهترین زمان، زمان فراوانی نعمت است، و برترین سخنگویان، راستگوترین آنهاست.»

او در این سخنان، حکمت و بینش عمیق خود را آشکار نمود و مقام بزرگان عرب را در برابر دربار ایران نمایان کرد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا