صعصعة بن ناجيه
صعصعة بن ناجيه
صعصعة بن ناجيه او از قبیله بنی تمیم وجد فرزدق شاعر میباشد، در جاهلیت و اسلام مردی شریف و بزرگ بود ، ، با
بسیاری از کارهائیکه در دوران جاهلیت در میان اعراب مرسوم بود مخالفت میورزید مخصوصاً باكشتن و بخاک سپردن دختران سخت مبارزه میکرد تا جائیکه سیصدو شصت دختر را خرید و از مرگ نجات داد، داستان اولین دختری را که خریده است برای رسولخدا چنین تعریف میکند :
حضور پیامبر اسلام شرفیاب شد، اسلام را بر او عرضه داشت، اسلام آورد و آیاتی چند از قرآن مجید را آموخت ، سپس گفت : یارسول الله در جاهلیت کارهایی انجام دادم آیا در مقابل آنها ثوابی دارم ؟
پیامبر و چه کرده ای ؟
صعصعه : وقتی دوناقه شتر ماده از من گم شد ، برجملی (شتر نر) سوار شده در طلب آنها برخاستم در بیابانی آنها را یافتم ، در مراجعت دو اطاق در وسط بیابان نظر مرا جلب کرد ، به طرف آنها رفتم ، در يك اطاق پیرمردی بود با او نشسته و گرم صحبت بودیم ، ناگهان از اطاق دیگرزنی صدا زد: زائید! پیر مرد پرسید چه زائید؟ زن پاسخ داد: دختر زائیده است . پیر مرد گفت : او را در خاک دفن کنید ! گفتم : او را نکشید ، من دانش را میخرم ، سپس دو ناقه و يك جمل كه بر آن سوار بودم دادم تا اورا
_Y_
صعصعة بن ناجيه
نکشند و برای خود نگهدارند ، در دوران عمر خود سیصد و شصت دختر
هر يك را با دو ناقه و يك شتر خریدم و از کشته شدن نجات دادم . پیامبر : کار بسیار بزرگی انجام داده ای ، اجروثوابش نزد خدا
محفوظ است !
فرزدق به این عمل جد خود افتخار نموده و آنرا می ستاید چنانکه گوید:
ومنا الذي منع الوائدات
وأحيى الوئيد فلم توأد
از ما است آنکه از کشتن دختران بیگناه جلوگیری کرد و آنهار از ند
نده
گرد انید (۱)
(۱) قاموس الرجال ۱۲۵/۵