ه

هند فرزند ابو هاله

هند فرزند ابو هاله

* هند و توصیف رسولخدا (ص)

هند از قبیله تمیم فرزند أبى هاله وخديجه هندبن کبری است ، اور بیب رسولخدا و برادرابی هاله مادری حضرت زهرا علیها سلام ودائى حسنين علیهما السلام میباشد ؛ هند در بدر و احد و سایر جنگهای زمان رسولخدا شرکت کرد و در جنگ جمل در رکاب امیرمؤمنان الا شربت شهادت نوشید

هند در شب هجرت رسولخدا با پیامبر تا جلو غار همراهی کرداز آنجا او را دستور مراجعت داد و فرمود دو شتر برای ما بخرید و جهت حرکت آماده سازید ؟ ابوبکر عرض کرد : یارسول الله مندوشتر آماده کرده ام فرمود من نمی پذیرم مگر آنکه یکی از آنهارا بمن بفروشی ؟ (۲) هند مردی فصیح و بلیغ بود و در تعریف وتوصیف اشخاص يدطولائی داشت ، از امام حسن مجتبی بلا نقل شده که به دائیم هندپسرابی هاله گفتم: دلم میخواهد جدم رسولخدا را برایم توصیف کنی . هند رسولخدا را چنین تعریف نمود : كان رسول الله (ص)

فخما مفخما ، يتلاءلو وجهه للاعلو القمر ليلة البدر ؛ اطول من المربوع واقصر من المشذب عظيم، الهامة رجل الشعر ، ان انفرقت عقيقته فرق ، والافلا يجاوز شعره شحمة اذنيه اذاهو وفره ، ازهر اللون ؛ واسع الجبين أزج الحواجب ، سوابغ في غير قرن بينهما عرق يدره الغضب ، اقنى العرنين ، له نور يعلوه ، يحسبه من لم يتامله اشم ، كث اللحية سهل الخدين ، ضليع الفم ، اشنب مفلج الاسنان دقيق المسربة ، كان عنقه جيد دمية فى صفاء الفضة ، معتدل الخلق ، بادن متماسك سواء البطن و الصدر ، عريض الصدر بعيد ما بين المنكبين ، ضخم الكراديس أنور المتجرد ، موصول ما بين السرة و اللبد بشعر كالخط ، عادى الثديين و البطن مماسوى ذلك ، أشعر الذراعين والمنكبين واعالى الصدر ، طويل الزندين ؛ رحب الراحة ، شئن الكفين و القدمين ، سائل الاطراف سبط الغصب، خمصان الاخمصين مسيح القدمين ينبو عنهما الماء؛ اذا ذال ذالقلعا يخطو نكفئا ، ويمشى هونا ، ذريع المشية اذامشي كانما ينحط من صبب واذا التفت التفت جميعا ، خافض الطرف ؛ نظره الى الارض اطول من نظره الى السماء ، جل نظره الملاحظة بسوق اصحابه يبدر من لقيه بالسلام . (۱) یعنی پیامبر و زیبائی با هیبت بود، چهره اش مانند ماه شب

چهارده میدرخشید نه چنان بلند قامت ،

که زشت نماید و نه چندان کوتاه که بچشم نیاید .

دارای سری بزرگ و موئی نیمه فرفری و براق که اگر بحال خود میگذاشت از بناگوش تجاوز نمیکرد و اگر شانه میزد زیاد و

بلند مینمود !

پیشانیش بلند و ابروانش کشیده و پیوسته ، ودروسط ابروهارگی

بود که هنگام خشم افروخته میشد !

دارای بینی کشیده و هموار و بحدی درخشنده بود که اگر کسی دقت

نمیکرد آنرا افراشته میدید محاسنی انبوه و گونه ای هموار و دهنی خوشبو؛

دندانهایی گشاده رگهائی باریک بود.

گردنی چون گردن مجسمه نقره فام اندامی متناسب. میان سینه

و شکمش تراز ، وسینهای فراخ بازوئی گشاده. مفاصلی قوی، بدنی

بلورین داشت!

درفاصله ناف و گودی گلو رشته باریکی از مو پوشیده بود اما شکم و پستانها مونداشت ، ساقهای دست و پشتشانها و بالاي سينه اش از موپوشیده بود .

انگشتانش قلمی ، کف دستهایش وسیع، دست و پایش زبر و خشن ولی متعادل بود؛ قلمهای دست و پایش کشیده زیر پاگود ، روی پاباندازه ای کم گوشت بود که آب در آن قرار نمیگرفت.

قدمها را سنگین بر میداشت و گامها را کوتاه، حرکتش باوقار، نه تند میرفت و نه کند ، اما چنان مراقب راه رفتن خود بود که گویا از جای بلندی فرود میآید

هرگاه متوجه انسانی میشد با تمام قوا متوجه او بود اما چشمان از شرم بر زمین دوخته بود و گاهی هم بطرف بالا می نگریست، بیشتر توجهش سوی یارانش بود؛ در سلام بر همه پیشی میگرفت.

دکمه بازگشت به بالا