الف

أكثم بن جون

توضیح درباره آیه و داستان اکثم بن جون

در این متن، دو داستان درباره اکثم بن جون، از صحابه پیامبر اسلام (ص)، نقل شده و به آیه‌ای از قرآن کریم اشاره شده است. در ادامه، توضیحات مربوط به هر بخش ارائه می‌شود:

داستان اول: شباهت اکثم به دجال و عمرو بن لحی

در این داستان، پیامبر اکرم (ص) به اکثم می‌فرماید که او شبیه‌ترین فرد به دجال است. اکثم از این شباهت نگران می‌شود، اما پیامبر به او اطمینان می‌دهد که این شباهت برای او ضرری ندارد، زیرا او مؤمن است و دجال کافر. در روایت دیگری آمده است که پیامبر (ص) عمرو بن لحی را در آتش می‌بیند و اکثم را شبیه‌ترین فرد به او می‌یابد. اکثم دوباره نگران می‌شود و پیامبر (ص) همان پاسخ را به او می‌دهد.

عمرو بن لحی، کسی بود که بت‌پرستی را در بین اعراب رواج داد و بدعت‌هایی مانند بحیره، سائبه، وصیله و حام را تشریع کرد. این بدعت‌ها در دوران جاهلیت قبل از اسلام وجود داشتند و در ادامه متن به توضیح آنها پرداخته شده است:

  • بحیره: شتر ماده‌ای که چهار شکم بچه می‌آورد و در شکم پنجم بچه نر بود، گوش آن را می‌شکافتند و آن را رها می‌کردند. این شتر آزاد بود و کسی از آن استفاده نمی‌کرد.
  • سائبه: شتری که کسی نذر می‌کرد که اگر از سفر سالم برگردد، آن را سائبه قرار دهد. این شتر نیز آزاد بود.
  • وصیله: بچه گوسفندی که در شکم هفتم اگر نر بود یا نر و ماده بودند، آن را برای بت‌ها قربانی می‌کردند.
  • حام: شتر نری که از نسل آن ده بچه می‌گرفتند، آن شتر آزاد بود و کسی از آن استفاده نمی‌کرد.

در ادامه آمده است که اسلام هیچ یک از این موارد را حرام ندانسته و در آیه ۱۰۳ سوره مائده از این دستورات زمان جاهلیت نهی می‌کند:

«ما جعل الله من بحيرة ولا سائبة ولا وصيلة ولا حام ولكن الذين كفروا يفترون على الله الكذب وأكثرهم لا يعقلون»

یعنی: «خدا بحیره و سائبه و وصیله و حام قرار نداده جز آنکه کافران بر خدا دروغ می‌بندند و بیشترشان نمی‌فهمند.»

داستان دوم: مرد منافق

در این داستان، اکثم می‌گوید که در یکی از جنگ‌ها به پیامبر (ص) گفتند که فلان مرد در جنگ بسیار جدی است. پیامبر (ص) فرمود که او اهل جهنم است. صحابه از این گفته پیامبر تعجب کردند، زیرا آن شخص عبادت و اخلاق نیکو داشت و در جهاد بسیار کوشا بود. پیامبر (ص) فرمود که او منافق است. در ادامه داستان آمده است که آن مرد در جنگ مجروح می‌شود و در لحظات آخر زندگی، خودکشی می‌کند. پس از آن، صحابه به پیامبر (ص) می‌گویند که آن مرد شهید شد، اما پیامبر (ص) باز هم می‌فرماید که او در جهنم است. در پایان، صحابه علت گفته پیامبر (ص) را می‌فهمند و به حقانیت او گواهی می‌دهند. پیامبر (ص) می‌فرماید که ممکن است شخصی کردارش مانند اهل بهشت باشد، اما اهل جهنم باشد و دیگری اعمالش مانند اهل جهنم باشد، اما اهل بهشت باشد. سعادت و شقاوت در لحظه مردن مشخص می‌شود.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا