الف

انس بن مالك

انس بن مالک؛ خادم پیامبر و راوی حدیث بساط

🔹 انس بن مالک انصاری، از طایفه خزرج و یکی از صحابه مشهور پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) بود. 🔹 او به عنوان خادم پیامبر شناخته شد، زیرا مادرش او را به رسول خدا تقدیم کرد تا در خدمت ایشان باشد. 🔹 انس می‌گوید:

«ده سال در خدمت پیامبر اسلام بودم، و در این مدت، حتی یک‌بار هم ایشان به من نگفتند که “خوب انجام دادی” یا “بد انجام دادی”.»

🔹 مادر انس، از پیامبر درخواست کرد که برای فرزندش دعا کنند، و حضرت فرمودند:

📖 «اللهم اكثر ماله وولده وبارك له فيما اعطيته» (پروردگارا! اموال و اولادش را زیاد گردان، و آنچه به او داده‌ای، برایش مبارک فرما.)

🔹 این دعا مستجاب شد و انس تا زمان عمر بن عبدالعزیز زنده ماند، یعنی بیش از صد سال عمر کرد.

🔹 او می‌گوید:

«برخی فرزندانم گزارش دادند که بیش از صد نفر از اولادم دفن شده‌اند.»

🔹 در زمان وفات، بیست پسر و هشتاد دختر از فرزندان و نوادگانش باقی بودند. 🔹 باغ‌های او سالی دو بار میوه می‌دادند.

انس و مظالمی که به او روا شد

🔹 انس یکی از تیراندازان نامی بود، و گاهی با فرزندانش مسابقه تیراندازی می‌داد، و برنده می‌شد. 🔹 در سال‌های ۹۱ تا ۹۳ هجری قمری وفات کرد و در دو فرسخی بصره، در کنار قصرش دفن شد.

🔹 او عصایی از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) داشت، و وصیت کرد که آن را در کفنش بگذارند و با او دفن کنند.

🔹 حجاج بن یوسف ثقفی، برای تحقیر انس، بر گردنش مهر زد، همان‌گونه که بر دست جابر بن عبدالله انصاری و گردن سهل بن سعد ساعدی مهر زده بود!

انس و کتمان فضائل امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام)

🔹 انس، برخی فضائل امیرالمؤمنین علی (علیه‌السلام) را پنهان می‌کرد.

🔹 روزی، علی (علیه‌السلام) بر منبر بودند، و عده‌ای از صحابه در پای منبر نشسته بودند، از جمله انس بن مالک. 🔹 حضرت فرمودند:

📖 «شما را به خدا قسم، هر که از پیامبر شنیده است که فرمود: من كنت مولاه فعلي مولاه، برخیزد و شهادت دهد.»

🔹 همه‌ی حاضران شهادت دادند، اما انس همچنان نشسته بود! 🔹 امام علی (علیه‌السلام) پرسیدند:

«انس! چرا گواهی نمی‌دهی؟»

🔹 انس پاسخ داد:

«یا علی، پیر شده‌ام و فراموش کرده‌ام.»

🔹 حضرت فرمودند:

📖 «اللهم إن كان كاذباً فاضربه ببلاء.» (بار خدایا! اگر دروغ می‌گوید، او را به بلایی گرفتار کن.)

🔹 پس از این نفرین، انس به بیماری برص و پیسی مبتلا شد، و سفیدی آن همه صورتش را فرا گرفت! 🔹 او همیشه نقاب بر چهره می‌افکند تا اثر بیماری‌اش پنهان بماند.

حدیث بساط و نفرین امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)

🔹 روایت دیگری می‌گوید که نفرین امام علی (علیه‌السلام)، به دلیل انکار “حدیث بساط” از سوی انس بود، که پس از آن، او قدرت روزه‌داری در ماه رمضان را از دست داد.

📖 حدیث بساط چنین است:

🔹 ابن ابی جعده می‌گوید:

🔹 در بصره، انس بن مالک را ملاقات کردم، و مردی از میان جمع پرسید:

«ای یار پیامبر! این سفیدی و برص را در شما مشاهده می‌کنم، در حالی که شنیده‌ام پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) فرموده‌اند که خداوند مؤمن را به برص و جذام مبتلا نمی‌کند؟»

🔹 انس با شنیدن این سخن، سرش را پایین انداخت، اشک بر گونه‌اش جاری شد، و سپس سر برداشت و گفت:

«این بلا، به نفرین بنده صالح، علی بن ابیطالب (علیه‌السلام)، دچارم کرد.»

🔹 مردم، اطراف انس جمع شدند و از او درخواست کردند که سرگذشت خود را تعریف کند. 🔹 او ابتدا تمایلی نداشت، اما با اصرار مردم گفت:

«بشنوید! روزی برای پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم)، بساطی از یکی از دهات مشرق زمین آوردند. سپس ایشان به من دستور دادند که عمر، ابوبکر، عثمان، طلحه، زبیر، سعد، سعید، و عبدالرحمن بن عوف را احضار کنم.

🔹 پس از احضار، حضرت فرمودند: “بساط را پهن کن و ایشان را روی آن بنشان.” 🔹 سپس به علی بن ابیطالب (علیه‌السلام) فرمودند: “تو هم بنشین و به باد امر کن تا شما را بردارد!”

🔹 همین که علی (علیه‌السلام) روی بساط نشست، به باد امر کرد، و ناگهان ما در هوا معلق شدیم! 🔹 مدتی در هوا پرواز کردیم، تا اینکه حضرت گفتند: “ما را به زمین فرود آور!” 🔹 بساط بر زمین نشست.

🔹

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا