ثعلبة بن عبدالرحمن
ثعلبه بن عبدالرحمان؛ داستان ندامت و بخشش الهی
🔹 ثعلبه بن عبدالرحمان، از خدمتگذاران پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) و اهل مدینه بود. 🔹 روزی، پیامبر او را برای انجام مأموریتی فرستاد، و در مسیر، از کنار خانهای عبور کرد که همسر مردی از انصار در حال غسل بود. 🔹 لحظهای او را دید، اما پس از آن، دچار پشیمانی و هراس شد. 🔹 او، از اینکه این گناه موجب نزول وحی علیه او شود، ترسید، و از خدمت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) گریخت. 🔹 راه کوهستان را در پیش گرفت و چهل روز در کوهها سرگردان بود، و با گریه، به درگاه خداوند توبه و استغفار میکرد.
🔹 در این مدت، پیامبر از او خبری نداشت، تا اینکه جبرئیل نازل شد و عرض کرد: 📖 “ای رسول خدا! پروردگار، سلامت میرساند، و میفرماید که این جوان، در کوهها، از آتش جهنم به من پناه آورده است.”
🔹 پس از دریافت این پیام، پیامبر اسلام، سلمان و عمر بن خطاب را برای جستجوی او فرستادند. 🔹 در مسیر، آنها به شبانی برخوردند و از حال جوان پرسیدند. 🔹 شبان گفت: 📖 “آنکه از ترس آتش جهنم فرار کرده است، میخواهید؟”
🔹 آنها، با تعجب پرسیدند که چگونه او از این موضوع خبر دارد. 🔹 شبان پاسخ داد: 📖 “نیمههای شب، از کوه بیرون میآید، دستهایش را بر سر میگذارد، و با گریه فریاد میزند: پروردگارا! کاش مرا زودتر قبض روح کرده بودی، تا این حادثه برایم پیش نیاید!”
🔹 سلمان و عمر، با راهنمایی شبان، نزد ثعلبه رفتند، و او را به حضور پیامبر بردند. 🔹 پیامبر، به او مژده قبولی توبهاش را دادند، اما او که از شدت ندامت، روحیه خود را از دست داده بود، چندی بعد درگذشت.