خ

خالد بن سعید

خالد بن سعید
اسلام خالد .
ازدواج و شهادت.
مادرش ام خالد دختر خباب بن عبدیالیل ، خالد
خالد بن سعید بن از طایفه بنی امیه ولی از نیکان و افراد شریف
عاص بن امیه
برد ، و
آنها است هر چند در بنی امیه مردان شریف بسیار
بستر
سفارت
کماند ، او از پیشقدمان در اسلام و پنجمین کسی است که اسلام آورده اواز است ، وی در میان مهاجران به حبشه رفت و نزديك ده سال در آنجا هنگام عقد ازدواج ام حبیبه با پیامبر وکیل ام حبیبه گردید و او را به عقد پیامبر در آورد ، پس از مراجعت به مدینه پس از مراجعت به مدینه کارهای مهمی از طرف پیامبر انجام میداد، گاهی نامه ها را می نوشت و اوقاتی هم میکرد ، واسطه صلح میان پیامبر و مردم ثقیف از اهل طایف او بود ، هنگام رحلت رسولخدا (ص) از طرف حضرت حاکم بر قبیله مذحج و قسمتی از یمن بود ، ولی پس از وفات پیغمبر او و دو برادرش آبان و عمرو که آنان هم بر بحرین و تیماء حکومت داشتند ، از مقر حکومت خود دست کشیده به مدینه آمدند! ابوبکر پرسید چرا آمدید؟ به محل حکومت خود برگردید زیرا کسی را سزاوار تر از همان اشخاصیکه از طرف پیامبر بودند ، نمیدانم ، ایشان پاسخ دادند که ما فرزندان ابواحيحه (کنیه سعید بوده است پس از رسولخدا برای کسی کار نمیکنیم.
گماشته
ج۲
اسلام خالد
-۳۲۳۔
خالد در سال سیزدهم هجرت در جنگ اجنادین شام٢٤ روز قبل
از وفات ابو بکر کشته شد (۱).
اسلام خالد علت اسلام آوردن خالد را چنین نقل کرده اند: شبی در خواب دید که بر لب جهنم ایستاده ومثل
اینکه پدرش میخواهد او را در آتش افکند و پیامبر از کمرش گرفته نگه میدارد ، وحشتناک از خواب بیدار شد ، سوگند یاد کرد که
خوابش حق است

در صدد تعبیر خواب خود بر آمد با ابوبکر برخورد و خوابش را تعریف کرد ، ابوبکر :گفت خدا خواسته ترا راهنمائی کند این پیغمبر اسلام است برو و از او پیروی کن که ترا از آتش جهنم باز میدارد ،
شرفیاب حضور رسولخدا گردید و پرسید بسوی چه دعوت میکنی
؟
قال : ادعو الى الله وحده لاشريك له وأن محمداً عبده و رسوله وخلع ما أنت عليه من عبادة حجر لا يسمع ولا ولا يبصر يضر ولا ينفع ولا يدرى من عبده ممن لم يعبده . فرمود : دعوت من بخدای یگانه ایست که شريك ندارد و اینکه محمد بنده و فرستاده او است و ترك آنچه را که تو میپرستی که عبارت از سنگی است که نه می بیند و نه میشنود و نه ضرر دارد و نه نفع و میان کسانیکه او را می پرستند و آنانکه نمی پرستند فرق نمیگذارد .
خالد شهادتین را بزبان آورد و مسلمان گردید ، و چون میدانست که پدر آزارش میدهد از وی پنهان گردید سعید برادرانش را که هنوز ایمان نیاورده بودند بسراغ او فرستاد تا او را نزد پدر آوردند، سعید
(۱) طبقات ج ۴، ص ۶۷ سفینه (خلد) اسدالغابه ج۲ ص۸۲.
-٣٢٤-
ازدواج و شهادت
عصائیکه در دست داشت بر سر او شکست گفت
سپس
:
ج ۲
پیروی محمد
را میکنی با آنکه میبینی بستگانش با او مخالفت می کنند و خدا یا نشان
را عیبجوئی میکند ؟
خالد گفت
: به خدا قسم او را راستگویافتم و از او پیروی نمودم پدر که چنین سخنی شنید سخت ناراحت گردید و او را دشنام دادو گفت: هر کجا خواهی برو که دیگر به تو كمك نميكنم و مخارج ترا نمیدهم! خالد پاسخ داداگر تو از من دریغ کنی خدایم مراروزی میدهد. خالد خدمت پیامبر و در خانه او بود تا وقتیکه مامور شدند به حبشه بروند او با همسرش همنه دختر اسعد بحبشه رفتند از وی پسری بنام سعید و دختری بنام امه که همسر ز بیر گردید در حبشه متولد گردیدند (۱)
ازدواج و شهادت
خالد بن سعید درماه صفر سال چهاردهم هجرت در جنگ اجنادین شام شهید گردیدو شہادتش مصادف
بود با ایامیکه با ام حکیم همسر عکرمه پسرا بوجهل ازدواج کرده بود عکرمه پس از آنکه مسلمان شد در اسلام پایدار بود تا در یکی از جنگهای رومیان در شام کشته شد همسرش ام حکیم که در لشکر مسلمانان بود مورد علاقه یزید پسر ابوسفیان و همین خالد قرار گرفت تا پس از انقضاء
عده اش به ازدواج خالد در آمد.
.
هنگامیکه خالد خواست با او زفاف کند ام حکیم گفت: خوب است کنی تا جنگ خاتمه پذیرفته و زفاف گوارا گردد ، خالد گفت : به قلبم افتاده که در این جنگ کشته میشوم ، زن گفت : اگر چنین می بینی
صبر
مانعی ندارد
(۱) طبقات ج۴ ص ۶۷ استیعاب ج ۱ ص ۳۹۹ .
وصبح
ازدواج و شهادت
-٣٢٥۔
خالد در کنار پلی که در مسیرشان قرار داشت باوی زفاف کرد همان روز مسلمانان را به ولیم ه عروسی دعوت کرد ؛ از این جهت آن پل به «پل ام حکیم معروف گردید، مسلمانان هنوز از طعام دست نکشیده بودند که لشکر روم با صفهای متراکم و پشت سرهم مقابل مسلمانان صف کشیدند و جنگ شروع شد ، خالد که مردی شجاع و نیرومند بودخودرا به قلب لشکر زد و جمعیتی را کشت تا کشته گردید.
پس
از کشته شدن خالد ام حکیم با ستون خیمه ای که در آن
زفاف شده بود با رومیان جنگید و هفت نفر را کشت . (۱)
(۱) طبقات ج۴ ص ۰۷۱

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا