خ

خديجه بنت خويلد

خديجه بنت خويلد
مقدمات ازدواج خدیجه مجلس عقد خدیجه
اسلام خدیجه

  • فضائل خدیجه
    احترام و علاقه پیامبر به خدیجه
    گذشت خدیجه
  • فرزندان خدیجه
    وفات خدیجه
    خدیجه بنت خويلد
    جناب خدیجه دختر خویلد همسر رسولخدا ،
    ام المؤمنین ، یکی از چهار زن با عظمت دنیا
    است و اولین زنی است که به پیغمبر اکرم اسلام گرویده ، بلکه اولین
    .
    شخص است از زن و مرد و اولین همسر پیامبر الهی است ، از بس زن با عفت و با کمالی بود در دوران جاهلیت طاهره اش میگفتند ، مادرش
    فاطمه دختر زائده میباشد
    حضرت خدیجه قبل از رسولخدا دو شوهر دیده بود عتیق بن عائذ
    همسر
    مخزومی و ابوهاله فرزند ،زراره در تقدیم و تاخیر این دو نفر اختلاف است از عبارت بعضی بر میآید قبل از پیامبر همسر عتیق وقبل ازوی ابوهاله بوده است؛ و از عتیق دختری بنام هند و از ابوهاله نیز دختری بنام هند و پسری بنام هاله داشته است.
    ج
    مقدمات ازدواج خدیجه
    ٣٤١-
    هنگامیکه پیامبر با خدیجه ازدواج نمود جناب خدیجه پانزده
    سال بزرگتر از پیامبر بود یعنی حضرت رسول بیست و پنج ساله و خدیجه چهل ساله بود ، و بیست و چهار سال هم با پیامبر زندگی کردو در ۶۵ سالگی
    زندگی را بدرود گفت (۱)
    مقدمات ازدواج
    خدیجه
    موضوع ازدواج جناب خدیجه بارسولخدا از زمانی پیش مورد توقع و انتظار خدیجه بوده
    است و اما اینکه علت علاقه وی به پیامبر چه بود
    در روایات علل مختلفی بچشم میخورد که از جمله آنها این چند امر است: ۱ در روز عیدی زنان قریش از جمله خدیجه در مسجد گرد آمده بودند در این میان مردی یهودی که از علماء یا کاهنان آنان بود بزنان خطاب کرد : عنقریب پیامبری از میان شما مردم مکه مبعوث میشود ، هر يك از شما بتواند خود را در اختیار او در آورد و افتخار همسری اورا درك كند بسعادت همیشگی رسیده است زنان مکه اورا بمسخره گرفته
    سنگ بارانش کردند، اما خدیجه این مطلب را در دل گرفت (۲) ۲- جناب خدیجه خبر پیامبری محمد را ازعلماء یهودمخصوصاً از عموی خود ورقه که خود از علماء و احبار بود و کتب آسمانی را خوانده بود مکرر شنیده و دل بر آن بسته بود ، تا جائیکه ورقه می دانست که این پیغمبر خاتم با يك بانوئی از قبیله قریش ازدواج می کند که بر همه زنان قبیله بزرگی و شرافت دارد و دارای مال زیادی است و همه اموالش را در راه او صرف میکند و در کارها معین و یاور او
    (۱) بحار ج ۱۶ ص ۱۳۹۷ واسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۴ اصابه ج۴ ص ۲۷۳ (۲) بحار ج۱۶ ص۴
    ٣٤٢۔
    مقدمات ازدواج خدیجه
    ج ۲
    است ، و از طرفی میبیند که از برادر زاده خود زنی ثروتمندتر و بزرگتر و شریفتر وجود ندارد ، از این رو به خدیجه گفت : بر تو مژده باد که بزودی با مردی وصلت خواهی کرد که شریفترین اهل آسمانها و زمین است ، این اطلاعات خدیجه را نسبت به محمد(ص) علاقمند
    گردانید. (۱)
  • جناب خدیجه زنی متمول و ثروتمند و تاجری بود که
    مردان با سرمایه و مال او تجارت میکردند ، باین جهت محتاج شخص
    درست و امینی بود تا سرمایه و مال التجاره اش را کاملا حفظ کند حضرت محمد که بدرستی و امانت شهره آفاق بود مورد نظر خدیجه قرار
    6
    گرفت ابوطالب عموی پیامبر را واسطه گردانید تا شاید ریاست تجارت
    او را بپذیرد . جناب ابو طالب هم از فکر آتیه زندگی محمد افسرده خاطر و در فکر ایجاد کار و کسبی برای او بود از این موقعیت استفاده کرده به برادر زاده اش چنین پیشنهاد کرد برادر زاده ام اينك وقت آن است که ازدواج نموده و تشکیل خانه و زندگی دهی ، عمویت هم پیروفرتوت و از کار افتاده و سرمایه ام را از دست داده ام، خدیجه دختر عموی ما به مانند شما امینی محتاج و بچنین وجودی می بالد اگر صلاح بدانی پیش او رفته تقاضا کنیم تا ترا در تجارت خود شريك گرداند ؟
    محمد تا با پیشنهاد ابو طالب موافقت نمود ، خدیجه به غلام خود میسره که دارای اختیارات وسیعی بود فرمود : تووتمام مال التجاره در این سفر در اختیار محمد (ص) هستی ، قافله بسوی شام حرکت کرد
    (۱) بحار
    ج
    مجلس عقد خدیجه
    ٣٤٣
    در راه میسره کراماتی از حضرت مشاهده کرد از جمله نزديك ديری در
    کنار نهری به استراحت پرداختند، پیامبر زیر سایه در حتی نشست
    راهب سر از دیر بیرون آورده از میسره پرسید : این جوانی که
    در سایه درخت نشسته کیست ؟
    میسره : او مردی از قریش واهل حرم است
    راهب : جز پیامبر زیر این درخت فرود نیامده است
    پیامبر از سفر با سودى نزديك به برابر اصل برگشت ، هنگام ورود پیامبر خدیجه در اطاق فوقانی مشرف به راه قافله نشسته بود ، مشاهده کرد قافله میآید و قطعه ابری بر سر محمد سایه افکنده و با حرکت شترا برهم حر حرکت میکند ، خدیجه با دیدن این منظره و شنیدن داستان راهب و سایر کرامات بین راه علاقه و شوق و شعف وی چندین برابر گردید. هنگامیکه خدیجه با پیامبر تصفیه حساب نمودند و سهم خود را
    :
    پسر عمو
    دریافت کرد صحبتهای خصوصی شروع شد ، خدیجه گفت بشما علاقه فراوانی دارم چون با من منسوب و خویشی و در میان قوم شریف و محترمی و همه ترا امین میدانند و اخلاق پسندیده ای داری اگر بخواهی ازدواج کنی من در کنیزی شما حاضرم ؟ پیامبر گفته خدیجه را بعموها رسانید و علاقه خود را بوی اظهار کرد آنان آماده خواستگاری گردیدند . (۱)
    مجلس عقد خدیجه
    مجلس عقد منعقد شد جناب ابو طالب و حمزه و
    عباس و عده ای از بنی هاشم در خانه خدیجه
    (۱) بحار صفحات ۹٫۵٫۳ ج ۱۶ و اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۵ وكشف الغمه
    .
    ج ۲ ص ۱۳۵
    .
    -٣٤٤
    مجلس عقد خدیجه
    ج
    گرد آمدند ورقة بن نوفل عموی خدیجه و جمعی از بستگان او هم حاضرند جناب ابوطالب با کلماتی بسیار فصیح و بلیغ شروع به خطبه عقد نمود فرمود : صاحب این خانه کعبه ) را ستایش میکنم که ما را از نسل حضرت ابراهیم و ذریه حضرت اسماعیل قرار داد ، و ما را در حرم امن فرود آورد ، و فرمانده بر مردم نمود و شهر ما را مبارک گردانید، همانا پسر برادرم مردی است که با هیچ کس قابل مقایسه نیست و بر تمام مردان برتری دارد ، در میان خلق خدا همتا و نمونه ندارد ، هر چند از نظر ثروت کم مال است ، مال و ثروت هم هر روز بقدر احتیاج میرسد ، و سایه ای است زودگذر
    او علاقمند خدیجه است و خدیجه هم با وعلاقمند ، آمده ایم تا او را برای محمد خواستگاری نمائیم و هر چه مهر خواستید از نقد و نسیه بعهده است ، بخدای این خانه او دارای مقامی بلند و مرتبه ای رفیع و رأیی رسا و دینی جهانی خواهد بود !!
    من
    ورقه عموی خدیجه شروع بسخن نمود ولی در مقابل ابو طالب
    نتوانست سخنی ایراد کند زبانش کوتاه آمدو نفسش بشماره افتاد
    .
    جناب خدیجه از عقب پرده بسخن در آمد و گفت : عمو جان
    هر چند در مجلس و میان مردم تو سزاوارتر به منی اما از جانم مقدم تر نیستی ، ای محمد من خود را بعقد ازدواج تو در آوردم و مهریه ام را از مال خود قرار دادم، به عمویت دستور ده تا شتری قربانی
    کند و ولیمه
    عروسی را مهیا سازد و توهم صاحب اختیار همسر خود هستی . ابوطالب رو بحضار نموده گفت: همگی شاهد باشید که خدیجه محمد را پذیرفت و صداق را در مال خود قرار داد مردی از قریش گفت : تاکنون
    ج
    مجلس عقد خدیجه
    نشنیده ایم که زنی صداق خود را بعهده بگیرد .
    ٣٤٥
    ابو طالب در حالیکه سخت غضب آلود وخشمناك مينمود فرمود: آری اگر مردان مانند پسر برادرم باشند با گرانترین قیمت آنانرا می ربایند ، اما اگر مانند شما باشند با آنان جز با مهر سنگین ازدواج ، سپس ابو طالب شتر فربهی نحر کرد و مردم راضیافت نموده
    نمیکنند
    مراسم ازدواج پیامبر انجام شد . مردی از قریش این ازدواج مبارك و پر شکوه را ضمن اشعاری
    می ستاید :
    ا – هنيئا مريئا يا خديجة قد جرت لك الطير فيما كان منك باسعد ۲ – تزوجت خير البرية كلها ومن ذا الذي في الناس مثل محمد ۳ و بشر به البران عیسی بن مریم و موسی بن عمران فياقرب موعد – اقرت به الکتاب قدمابانه رسول من البطحاء هادو مهتد ۱ – ای خدیجه گوارا و مبارك باد تراکه مرغ بختت بسوی کوی

    سعادت و خوشبختی به پرواز آمد ۲ – که با بهترین مخلوقات ازدواج نمودی ، در میان مردم مانند
    محمد کیست ؟
    دور استگو و نیکو کار عیسی پسر مریم موسی پسر عمران بظهور
    او مژده داده اندو زمان ظهور چه خوش نزديك گردیده است
    ٤ – از دورانهای پیش نویسندگان اقرار و اعتراف نموده اند که
    از سرزمین بطحاء پیغمبر هادی و هدایت شده طلوع خواهد کرد (۱)
    (۱) بحارج ۱۶ ص ۱۳.
    ٣٤٩
    اسلام خدیجه
    اسلام خدیجه
    ج ۲
    در اینکه حضرت خدیجه اول زنی استکه ایمان
    آورده تردید و اختلافی نیست اما اینکه آیا
    اولین شخصی باشد که ایمان آورده یعنی مقدم بر امیرمؤمنان ایمان آورده
    باشد یا پس از آنحضرت اختلاف است
    مرحوم شیخ طوسی در امالی روایتی باین مضمون نقل میکند
    :
    ابن عباس گفت اول من آمن برسول الله (ص) من الرجال على (ع) ومن النساء خديجة اول کسیکه از مردان به پیامبر ایمان آورد علیا بود و اول زن خدیجه دختر خویلد(۱)
    مثل روایتی که از علی نقل شده که فرمود : اول کسی بودم که اسلام آوردم و سه سال بر ما گذشت که روی زمین فردیکه نماز بخواندو بپیامبر گواهی دهد جز من و دختر خویلد کسی نبود(۲)
    و از روایاتی بر میآید که خدیجه اول کسی بوده است که ایمان آورده است مانند روایاتی که دولابی نقل کرده از جمله از زهری روایت کرده که خدیجه اول کسی استکه ایمان آورده است (۳) و از ابن شهاب روایتکرده : خدا قرآن را بر پیامبرش فرستاد و
    خدیجه نزد او بود .
    واز ابن اسحاق روایت کرده که خدیجه اول کسی استکه ایمان
    آورد و پیامبر را تصديق كردو اوراكمك نمود و خدا بوسیله او مشکلات
    را بر پیامبرش آسمان نمود (٤)
    (۱) بحارج ۱۶ ص ۱ ومجالس ص۱۶۲.
    (۲) بحارج ۱۶ ص ۰۲
    (۴-۳) بحارج ۱۶ ص ۱۰ وكشف الغمه ج۲ ص۱۳۶.
    ج
    فضائل جناب خدیجه
    ٣٤٧
    لیکن ممکن است مراد از این روایات این باشد که اولین فرد از
    زنان است که اسلام آورده است.
    و در روایتی که از مسند احمد بن حنبل نقل شده چنین است :
    اول کسیکه اسلام آورد بپیامبر پس از خدیجه علی بود (۱) این روایت کاملا صراحت دارد که اسلام او مقدم بر علی منتهی چون بنقل دیگر از همان کتاب چنین است : اول کسیکه نماز
    بوده
    است
    گزارد پس از خدیجه علی بوده است ، روی این اختلاف روایت خیلی زیاد مورد اعتماد نمیشود
    فضائل و مقامات جناب خدیجه بیش از آنست فضائل جناب خدیجه که بقلم یا بیان بتوان شمرد اگر نبود جز همان روایتی که بنقل عامه و خاصه متواتراً از پیامبر اسلام نقل شده است در فضل وی کافی بود که در آن روایت اور ایکی از چهارزن ممتاز جهان میشمارد، و این روایت با بیانات و تعبیرات مختلفی وارد شده در بعضی میگوید : برترین زنان بهشت چهار نفرند -۱- خدیجه ۲- فاطمه دختر محمد ۳ – مریم دختر عمران ٤ – آسیه دختر مزاحم همسر فرعون (افضل نساء الجنة اربع) و در برخی است که : ان الله اختار من النساء أربعاً : خدا چهار زن را از میان زنان جهان برگزید …
    و در عده ای از روایات خير نساء الجنة أربع بهترین زنان بهشت
    چهارند، و در روایاتی هم به تعبیرات دیگری وارد شده است. جالب تر اینکه در روایاتی سر آمد زنان را دو نفر شمرده : ۱ –
    (۱) کشف الغمه ج ۲ ص ۱۳۳.
    ٣٤٨
    . فضائل جناب خدیجه
    ج
    خدیجه -۲ مریم مثل روایتی که از علی نقل شده : «خير نسائها خديجة و خیر نسائها مریم یعنی بهترین زنان این امت خدیجه و بهترین زنان امتان
    پیشین مریم
    است
    مقام حضرت خدیجه بحدی عالی است که ملائکه مقرب پروردگار افتخار میکنند که خدیجه سلام ایشانرا بپذیرد ! چنانکه ابو سعید خدری از پیامبر روایت کرده که فرمود: در شب معراج هنگام مراجعت از جبرئیل پرسیدم حاجتی داری؟ جبرئیل پاسخ داد حاجتم آن استکه در مراجعت بزمین از جانب پروردگار و از طرف من خدیجه را سلام برسانی ، موقعیکه سلام خدا و جبرئیل را ابلاغ کرد خدیجه عرض کرد : ان الله هو السلام ومنه السلام واليه السلام وعلى جبرئيل السلام یعنی او است سلام و از او است سلام و بسوی او است سلام و بر جبرئیل سلام . (۱)
    از روایتی که از تفسیر فرات نقل شده بر میآید که جناب خدیجه در ردیف پیامبران و برگزیدگان خدا مشمول آیه اصطفاء است و آن چنین است: پیغمبر بر زهرا و عایشه وارد شد ملاحظه فرمود که مشغول مفاخره اند و صورتهاشان از خشم سرخ شده است فرمود : عایشه مگر نمیدانی که خدا آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران وعلى وحسن و حسين وحمزه وجعفر و فاطمه و خدیجه را برگزید و آنان را بر جهانیان برتری داد ؟ (۲)
    (۱) کشف الغمه ج ۲ ص ۱۳۳ بحارج ۱۶ ص۷.
    (۲) بحار ج ۳۷ ص ۶۳.
    ج ۲
    احترام و علاقه پیامبر به خدیجه
    احترام
    -٣٤٩۔
    پیامبر نسبت به جناب خدیجه علاقه فراوانی اظهار
    و ابراز مینمود و این علاقه از نظر زناشوئی نبود
    خدیجه
    و علاقه پیامبر به بلکه جهت کمالات ظاهری و معنوی و خدمتهائیکه به حضرت رسول و اسلام نموده میباشد ، چنانکه عایشه گوید : هر گاه پیامبر به یاد خدیجه می افتاد بر او درود فراوان میفرستاد و بی نهایت طلب رحمت میفرمود ، تا آنکه غيرت من بحركت آمد و يك وقت اعتراض نموده گفتم : خدا بجای پیر۔ زنی زنان جوان و زیبا بتو داده است پیغمبر سخت خشمناك گرديد منهم ناراحت گردیدم و گفتم: خدایا اگر خشم پیامبر را فرو نشانی هرگز نام خدیجه را به بدی یاد نمیکنم، حضرت که ناراحتی مرادید فرمود: عایشه چه گفتی بخدا سوگند موقعیکه همه مرا تکذیب میکردند او مرا تصدیق کرد و بمن ایمان آورد ، هنگامیکه همه مرا ترك کرده بودند مراكمك ويارى كرد ، خدا او را رحمت کند که مبارك زنی بود زیرا او برای من شش فرزند آورد و از غیر او فرزندی
    ندارم . (۱)
    از کثرت علاقه پیامبر نسبت به خدیجه همین بس که تا آخر عمر بادوستان خدیجه گرم بود و با آنان محبت میورزید تا جائیکه هر گاه گوسفندی ذبح میکردند از آن برای دوستان خدیجه میفرستاد(۲) نیز از عایشه نقل شده: زنی بخانه ما آمد و پیامبر با او گرم گرفت و احوال پرسی میفرمود هنگامیکه بیرون رفت پرسیدم : این زن
    (۱) بحارج ۱۶ ص ۱۲۹۳ كشف الغمه ج ۲ ص ۱۳۸.
    (۲) اسد الغابه ج ۵ ص ۴۳۸
    -٣٥٠۔
    احترام و علاقه پیامبر به خدیجه
    ج ۲
    که بود که با او چنین محبت میفرمودید؟ فرمود : این زن در زمان خدیجه بخانه ما میآمد و ان حسن العهد من الایمان یاد داشتن سابقه از ایمان
    است . (۱)
    چگونه نسبت به خدیجه اظهار علاقه نکند با داشتن آن کمالاتیکه از طبقه زنان گذشته کمتر مردی دارای چنین کمالی میباشد دلیلی که خدیجه برای شناخت پیامبری همسرش بکار برد انسان را مبهوت میکند: خدیجه : پسر عمو ممکن است هنگامیکه رفیقت که در کارها بتو
    دستور میدهد نزد تو آمدمرا خبردهی ؟ پیامبر : آری مانعی ندارد .
    خديجه : لطفأهر وقت آمد مرا اطلاع بده
    ؟
    پیامبر : اکنون جبرئیل نزدمن آمده اگر چیزی میخواهی
    بپرسی سؤال کن).
    آیا اور امی بینی ؟
    خدیجه : خواهش میکنم روی ران راستم بنشین ! سپس
    پیامبر : آری می بینم حاضر است
    گفت :
    خدیجه : روی زانوی چپم بنشین، بازهم میبینی ؟ آری می بینم
    در دامنم بنشین ، بازهم میبینی؛ آری میبینم خدیجه لباس از تن بیرون
    آورده پرسید باز هم او را می بینی ؟
    پیامبر : نودیگر او را نمی بینم !
    خدیجه: پسر عموجان مطمئن باش که این موجودیکه بر تو نازل
    میشود فرشته است و شیطان نیست، زیرا اگر شیطان بود با برهنه شدن (۱) بحارج ۱۶ ص ۸ .
    ج ۲
    گذشت خدیجه
    -٣٥١۔
    من پنهان نمیشد و این فرشته است در کار خود ثابت قدم باش و از ایرادها هراس نداشته باش من هم گواهی دهم که تو رسول خدائی ، خدیجه، با
    همین دلیل ایمان آورد (۱)
    گذشت خدیجه
    : جناب خدیجه در خدمت پیامبر و در راه اسلام از
    هیچ دریغ نداشت
    .
    هر چه داشت در راه پیامبر اسلام نثار کرد ، و آن اموال گران را که راستی بتصور نمیآید در اختیار حضرت گذاشت که بسیاری از دانشمندان يك قسمت عمده پیشرفت اسلام را در نتیجه اموال خدیجه میدانند. میگویند در میان تمام قبایل عرب بردگانی داشت و کنیزانی را با آنها ازدواج کرده بود و این بردگان هر چه تولید نسل میکردند ملك زر خرید او بودند و بهريك از آنان سرمایه و احشام و اغنامی داده بود که ضمن تأمین زندگی خود آنها را برای خدیجه پرورش میدادند و زیاد میکردند، چنانکه نوشته اند در هر قبیله ای هزاران شتر و اسب و گوسفند داشت، تا جائیکه بیش از چهل هزار و برحسب بعضی از روایات متجاوز از هشتاد هزار شتر نر آماده حمل مال التجاره او بکشورهای مختلف از قبیل شام و عراق و بحرين وعمان و طائف و مصر و حبشه و سایر شهرها و کشورها بودند ، و همراه همه این تجارتها بردگان و غلامانی بودند که بنفع وی تجارت میکردند خدیجه دارای چنان گذشتی بود که این همه اموال و ثروت را
    در راه پیغمبر اسلام نثار کرد و مصرف نمود . (۱)
    (۱) بحارج ۱۶ ص ١١ كشف الغمه ج ۲ ص ۱۳۷ واسد الغابه ج ۵.
    -٣٥٢۔
    فرزندان خدیجه
    ج۲
    فرزندان خدیجه
    ٤-
    یکی از افتخارات حضرت خدیجه در میان
    پانزده نفر زنان پیامبر این است که رسولخدا
    از هيچ يك از زنانش فرزند نداشت جز خدیجه و ماریه قبطیه که از خدیجه دارای شش فرزند گردید: ۱- زینب ۲ – رقيه ٣ – ام كلثوم فاطمه ٥ قاسم که بنام او کنیه داده شد ٦ ـ عبدالله که طیب و طاهر لقب عبد الله است و اول فرزند پیامبر قاسم بود پس از اوزینب پس از اورقیه و ام كلثوم وسپس فاطمه از ایشان عبدالله که جناب فاطمه وعبدالله پس پس از اسلام متولد گردیدند و ما در این شش نفر خدیجه است
    و نیز قاسم اولین فرزندی بود که از دنیا رفت و پس از او عبدالله وفات کرد این موقع عاص گفت : محمد عقب ندارد و نسل او قطع خواهد شد و
    سوره کوثر نازل گردید.(۱)

    حضرت خدیجه در مرگ فرزندش قاسم ناراحت گردید هنگامیکه پیامبر وارد خانه گردید خدیجه را گریان دید ، پرسید چرا گریه میکنی ؟ خدیجه :گفت پستانم رگ آمد و شیرم جاری شد گریه ام گرفت ، حضرت فرمود: دوست نداری هنگامیکه در روز قیامت جلو در بهشت برسی دستت را بگیرد و در عالیترین منزل تراجای دهد ؟ و این برای هر مؤمنی است زیرا خدا بزرگتر و عادلتر از آن است که میوه دل مؤمن را بگیرد و او را عذاب نماید
    همین
    داستان پس از فوت عبدالله هم تکرار شد با این فرق که در آخر فرمود : ان الله اعز واكرم من أن يسلب عبداً ثمرة فؤاده فيصبرو يحتسب ويحمد الله عز وجل ثم يعذبه يعنى خدا بزرگوارتر از آن است
    (۱) بحارج ۱۶ ص ۲۱ .
    که
    ج۲
    وفات حضرت خدیجه
    ٣٥٣-
    میوه دل مؤمنی را بگیرد و او صبر و تحمل کند و در راه خدا بحساب
    آورد و خدار احمد کند با این وصف او را عذاب نماید (۱)
    وفات حضرت خدیجه
    یکی از مصیبات وارده بر رسول اسلام همان
    مر
    پیامبر ایجاد ناراحتی نمود :
    گ خدیجه بود که مرگ او از جهاتی برای
    ۱ از جهت آنکه اگر پیامبر در خارج از منزل با ناراحتیهائی روبرو می شد هنگامیکه بخانه میآمد خدیجه مرهمی بر خمش می نهاد
    وست
    تسکین خاطر او بود .
    ۲ از این نظر که ممکن بود افرادی بجهت خدیجه اورا آزار نرسانند ، باضافه اینکه مرگ خدیجه چند روز پس از مرگ جناب ابو طالب واقع شد که در حقیقت پیامبر یکباره دو حامی بزرگ خود را از دست داد ، بهمین دلیل تا وقتیکه این دو نفر بودند مجبور به هجرت
    نگردید .
    .
    از این جهت که بچه های کوچکش مخصوصاً زهرای مرضیه را بی مادر می بیند که شاید این جهت بیش از سایر جهات برای جنابش ایجاد ناراحتی میکرد ، چنانکه امام صادق(ع)فرمود : «لما توفيت خديجة رضی الله عنها جعلت فاطمة تلوذ برسول الله وتدور حوله وتقول يا أبة اين امی یعنی هنگامیکه خدیجه وفات کرد فاطمه به پدر پناه می بردو اطراف پدر می چرخید و میگفت : پدرجان! مادرم کجاست ؟ جبرئیل نازل گردید و عرضه داشت خداوند امر میکند فاطمه را
    (۱) فروع کافی ج ۱ ص ۵۹ و ۶۰.
    rox
    وفات حضرت خدیجه
    ج۲
    سلام برسان و بگو مادرت در يك اطاقيكه از يك دانه گوهر ساخته شده و پایه اش از طلا وستونش از یاقوت سرخ است میان آسیه همسر فرعون ومريم دختر عمران قرار دارد، فاطمه عرض کرد خدا سلام است و از او است سلام و بسوی او است سلام (۱) .
    خدیجه سه سال قبل از هجرت پس از اندکی از بیرون آمدن از شعب از دنیا رفت اور ادر کوه حجون بالای مکه بخاک سپردند و موقع دفن پیغمبر وارد قبر گردید (۲)
    ولمان
    (۱) بحارج ۱۶ ص۱ (۲) کشف الغمه ج ٢ ص ٠١٠٠١٣٩
    ۲۵۵
همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا