خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين
خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين (۱)
می خزیمه و گواهی
خزيمة بن ثابت
اواز طایفه بنی خطمه از قبیله اوس و از انصار ویاران رسولخدا میباشد ، خزیمه در میان یاران
پیغمبر شهرتی بسزا داشته است او را ذوالشہادتین میگفتند چون حضرت رسول فرمود شهادت و گواهی او تنها بجای دوشاهد بکار میرود، خزیمه و عمیر بن عدی در پنهانی بتهای قبیله را میشکستند تا آنها را وادار با سلام کنند ، در بدر و سایر جنگهای زمان پیامبر شرکت داشت ، و در فتح مکه پرچم بنی خطمه بدست او سپرده شد ، تا در سال سی و هفت هجری در جنگ صفین در میان لشکر امیر مؤمنان بود ولی از جنگ خود داری میکرد ، مثل آنکه مشكوك بود آیا جنگ با مسلمانان جایز است یا نه اما موقعیکه عمار یاسر شهید شد با کمال اشتیاق شمشیر کشید و جنگ نمایانی کرد تا شهید شد ، وقتیکه از خودداری در ابتداء د و جانبازی و فداکاری ناگهانی پرسیدند ؟ پاسخ داد : تا بحال مردد بودم ولی با کشته شدن عمار یاسر بر من مسلم شد که علی برحق است و معاويه و همراهانش مردمی ستمکارند ! زیرا از رسولخدا شنیدم که میفرمود : تقتل عماراً الفئة الباغية يعنى عمار بدست مردمی ستمکار
کشته میشود .
امام صادق فرمود: پیامبر اسبی از مرد عربی خرید منافقان به عرب گفتند این اسب را
خزیمه و گواهی (۱) خزیمه بضم خاء وفتح زاء
ج۲
خزيمة بن ثابت
اگر بازار برده بودی بچندین برابر میفروختی ، حرص و آز عرب تحريك شد. گفت: بروم و معامله را بهم زنم ؟ گفتند : چنین مکن ولی هنگامیکه خواست قیمت بپردازد بگوباین مبلغ نفروختم بلکه بفلان مبلغ بوده است او مرد ساده ایست هر چه پیشنهاد کنی میپردازد، عرب سخنان آنان را آویزه گوش نموده منکر تعیین قیمت گردید ، پیامبر فرمود : بخدائیکه مرا به پیامبری بر انگیخته بهمین مبلغ فروختی ، خزیمه در این میان پیدا شد و چون از داستان خبر شد گفت : شهادت می دهم که بهمین قیمت فروختی.
عرب گفت : موقعیکه معامله نمودیم کسی نزد ما نبود . پیامبر پرسید خزیمه با آنکه حاضر معامله نبودی چگونه گواهی
میدهی ؟
خزیمه : یارسول الله پدر و مادرم بقربانت ، از جانب خدا وعالم غيب بما خبر میدهی ترا تصدیق میکنیم ، چگونه نسبت به قیمت اسبی تصدیقت نکنیم.
سپس پیامبر فرمود : من شهد له خزيمة اوعليه فحسبه، گواهی خزیمه به تنهائی در هر موردی کافی است و محتاج به تعدد نیست (۱)
(۱) بحار ج ۲۲ ص ۱۴۱ واستيعاب ج ۱ ص ۴۱۶ -شرح ابن ابی الحدید
ج ۲ ص ۸۲۵
خزيمة بن ثابت دیگری است که در زمان جاهلیت با پیامبر اسلام رفیق و دوست بود در یکی از سفرهائیکه پیامبر بسر پرستی مال التجارة حضرت خديجه بشام می رفت این خزیمه هم همراه حضرت بود در راه تماس گرمی با حضرت – داشت و در اخلاف وضفات وي دقت میکرد تا آنکه اظهار داشت : ای محمد در توه
-٣٦٠-
خزيمة بن ثابت
ج ۲
م صفاتی می بینم که به پیمبری گواهی می دهد ، شهادت می دهم که تو همان پیغمبری هستی که از سرزمین تهامه مبعوث خواهد شد هر گاه بشنوم که برانگیخته شده ای بنزد تو خواهم آمد و ایمان خواهم آورد.
پس از بعثت از خزیمه خبری نشد تا در فتح مکه شرفیاب گردید ، پیامبر به
6
طعنه فرمود: مرحبا به اولین مهاجر عرضه داشت یارسول الله بشما ایمان داشتم و منکر پیامبریت نبودم و خلاف وعده هم نکردم و بقر آن ایمان و اقرار دارم و نسبت به بت کا فرم جز آنکه بسالهای خشکی مبتلا شدیم و چندین سال به سرنوشت سختی دچار بودیم که نتوانستم شرفیاب کردم اسدالغا به ج ۲ ص ۱۱۵).