خزاعی فرزند عبدنهم
خزاعی فرزند عبدنهم
خزاعی فرزند
عبد نهم
وی از طایفه مزینه و نگهبانی بتخانه ایشان را
بعهده داشت
از بعثت پیامبر اسلام و دعوت پس
مردم به یکتا پرستی و آشناشدن آنها با دلیل و
برهان خزاعی از خواب مغناطیسی خود بیدار شد وارد بت خانه گردید
وبت قبیله را که «نهم» نام داشت شکست و به پیغمبر اسلام ملحق گردید
اسلام آورد و سر گذشت خود را ضمن اشعاری بیان می کند که از جمله آنها است :
۱ – ذهبت الى نهم لا ذبح عنده عتيرة نسك كالذي كنت افعل ۲- فقلت لنفسی حین راجعت خرمها أهـذا اله أبكم ليس يعقل أتيت فدینی الیوم دین محمد اله السماء الماجد المتفضل ۱- نزد«نهم» رفتم تا مانند پیش عتیره (گوسفندیکه در ماه رجب برای
بنها قربانی میکردند را قربانی کنم
۲- درباره اش کمی اندیشیده با خود گفتم : آیا این موجود گنگ
و بی ادراك وشعور، خدا است ؟
بنزد شما (آمدم و دین من امروز دین محمد و خدایم خالق
آسمانها است که از هر چیزی برتر است . او باده نفر از طایفه خود ایمان آورد و پس از اسلام آوردن بمیان قبیله برگشت و آنا نرا به دین اسلام دعوت کرد تا همه آنها ایمان آوردند تا جائیکه در فتح مکه هزار نفر از قبیله مزینه در رکاب پیغمبر اسلام بودند
6
ج ۲
خزاعی فرزند عبد نهم
rov
و سر کرده آنها همین خزاعی بود(۱)
(۱) اسد الغابه ج۲ ص ۱۱۳.
ابوذر وبت
از مطالعه تاریخ این چنین نمونه ها زیاد بچشم می خورد از جمله ابودر گوید: پیغمبر اسلام هر گاه
می خواست تفریح کند بمن می:فرمود کیفیت و چگونگی اسلامت را بیان کن گفتم : بتی داشتیم بنام نهم مقداری شیر برایش بردم سگی آمد و شیرها را آشامید و سپس پایش را بلند نموده بر قد و قامت بت شاشيد يك مرتبه متوجه و بیدار گردیده این اشعار را سرودم ١ ألايانهم اني قدبدالی مدى شرف يبعد منك قربا ۲ رایت الكلب سامك حظ خسف قلم يمنع قفاك اليوم كلبا – ای نهم يك مقام و شرفی از تو درک کردم که ایجاب میکند
از تو دوری می کنم
۲ زیر اسگی را دیدم که بدترین معامله را با تو انجام داد و نتوانستی او را بازداری همسرم که این اشعار را شنید گفت: گناه بزرگی مرتکب شدی که بت خانوادگی را هجو کردی ! آنچه دیده بودم برایش نقل کردم ، و همسرم تصدیق نموده این اشعار را سرود :
1 ألافا بغنا ربا كريما جواداً في الفضائل يا بن وهب ٢- فما من سامه كلب حقیر فلم يمنع يداه لنا برب فما عبد الحجارة غير غاو ركيك العقل ليس بذي لب ای پسر وهب يك خدای کریم و دارای فضائلی برای ما جستجو کن ۲- آنکه سگی با او چنین رفتار میکند و نمی تواند دفاع کند خدای ما نیست جز مردمان گمراه و کم عقل سنگ را پرستش نمی کند.
پیامبر فرمود: آری راست گفته که جز شخص گمراه سنگ را پرستش نمیکند.
۳۵۸