سفینه مولی رسول الله
سفینه مولی رسول الله
سفينه وشير
او یکی از غلامانی است که رسول خدا او را
سفینه مولی آزاد ساخت . برخی هم روایت کرده اند که
رسول الله
وی غلام ام سلمه بود ، او را آزاد کرد و با وی
شرط کرد که خدمت رسول خدا (ص) را انجام دهد
در نامش اختلاف است بعضی رومان و برخی مهران وعده ای عبس گفته اند و علت شهرت به سفینه از آنجا شد که در یکی از سفرها هر که از همراهانش خسته میشد بار و متاعش را بدوش می گرفت ، پیامبر به او فرمود : انت سفينة تو کشتی هستی، این نام برایش ماند ، و هر که از نامش می پرسید از جواب خودداری می کرد و می گفت : پیامبر(ص) مراسفینه نام نهاد . (۱)
می گوید : در یکی از جنگها سوار کشتی شدم
سفینه و در یا متلاطم گردید و کشتی غرق شد ، در دریا
شير
به تخته پاره ای نشستم مرا به کوهی در وسط دریا رسانید بالای کوه رفتم ، تصور نمودم که نجات یافته ام ، ناگاه موجى بزرك برخاست مرا به دریا کشاند دوباره خود را به کوه رسانیدم باز موج مرا به دریا بازگرداند، این عمل چندین بار تکرار شد تا به
اسدالغابه ج۲ ص ۳۲۴
ج
سفینه و شیر
کنار دریا رسیدم ، خدارا بر سلامتی خود شکر نمودم
۱۹۰
ناگاه متوجه شدم که شیری به طرف من می آید و قصد نابودی مرا دارد ، سر بطرف آسمان نموده گفتم: خدایا من بنده تو و آزاد کرده پیامبر توام از غرق شدن نجاتم دادی ، آیا طعمه حیوان درنده قرارم
میدهی ؟
پشت
ناگاه ملهم شدم که بگویم : ای حیوان من آزاد کرده پیغمبر اسلامم رعایت او را درباره آزاد شده اش بنما ، با گفتن این کلمات صدای شیر افتاد و خود را كوچك كرد ، آهسته جلو می آمد، فهمیدم مرا اذیت نمی کند ! ! تا آمد و سر و صورت خود را به پاهای من میمالید، آنگاه خود را پائین آورد و اشاره کرد سوارشو ! سوار شیر شدم با سرعت تمام مرا به جزیره ای که پر از اشجار میوه دار و آبهای گوارا بود رسانید، آنجا ایستاد و پیاده شدم از آن میوه ها خوردم و از برك و شاخ درختان سبدی درست نموده مقداری از آنها برداشتم و جامه ام را بیرون آورده خیس کردم تا اگر تشنه شوم از آب آن استفاده کنم .
دوباره سوار شیر شدم ، این مرتبه از راه دیگر به طرف دریا حرکت کرد ، همینکه نزدیک دریا رسیدم کشتی را در وسط دریا دیدم پیراهن خود را حرکت داده تا سرنشینان کشتی متوجه من شده کشتی را به کنار راندند ، ولی امر عجیبی مشاهده کردند ، صداها را به تسبیح و تکبیر بلند نموده گفتند : ای مرد ، از جنی یا انسان ؟ گفتم : من آزاد کرده رسول خدایم و این حیوان به احترام پیامبر اینچنین ذلیل و رام من گردیده است ! (۱)
۱ اسدالغابه ج ۲ ص ۳۲۴، بحار ج ۱۷ ص ۴۰۹