عاتکه دختر عبدالمطلب
عاتکه دختر عبدالمطلب ۔
رؤیای صادق
عاتکه دختر عبدالمطلب
او دختر عبدالمطلب و عمه پیامبر اکرم میباشد در اینکه آیا اسلام آورده یا نه باختلاف نقل شده بعضی میگویند اسلام نیاورد ولی اکثر بر آنند که مسلمان شد ولی چون همسرا بوامیه مخزومی بوده و او یکی از مخالفان پیغمبر بود لذا تظاهر با سلام نمیکرد ولی از داستانیکه اینک یاد آور میشویم بر می آید که او
زنی پاک سرشت و معتقد به نبوت برادر زاده اش بوده است
.
مردم مکه رمه گوسفندی از اهل مدینه را از رؤیای صادق
صحرا بغارت بردند هنگامیکه پیامبر شن بدقافله
مال التجاره قريش بطرف شام میرود با جمعیتی حرکت کرد تا با غارت کردن قافله انتقام بگیرد، ابوسفیان رئیس قافله از حرکت پیامبر با خبر ضمضم بن عمرو غفاری را برای اطلاع قریش و استمداد از ایشان بسوی
شد ،
مکه گسیل داشت .
سه روز قبل از آنکه قاصد ابو سفیان وارد مکه شود عاتکه در خواب دید که مردی شتر سوار وارد مکه شد و در ابطح ایستاد و باصدای رسا آواز داد: ای خاندان مکروحیله تا سه روز دیگر بسوی کشتارگاه خود بشتابید ، سپس در حالیکه سوار بر شتر بود او را در بام خانه کعبه
رؤیای صادق
-01-
دیدم ، و در آنجا نیز فریاد کشید : ای خاندان مکر و حیله تا سه روز دیگر به کشتارگاه خود بشتابید ، در مرتبه سوم او را برکوه ابوقبیس دیدم و همین مطلب را اعلام کرد ، آنگاه سنگی از بالای کوی به پائین انداخت وقتی که پائین رسید متلاشی شد و هر قسمتی از آن در خانه ای افتاد، خانه ای در مکه نماند جز آنکه پارۀ از آن سنگ در آن ریخت
صبح اول وقت بسراغ برادرش عباس بن عبدالمطلب فرستاد و گفت: خوابی دیده ام که از آن بربستگان و اقوام قریش هراسانم ، خوابش را برای عباس نقل کرد ، عباس گفت: خوابت را برای هیچکس تعریف نکن. عباس از خانه خواهرش خارج شد در راه به دوستش ولید بن عتبه برخورد کرد، خواب عاتکه را برایش نقل کرد و سفارش کرد بکسی نگوید، ولید برای پدرش عتبه تعریف کرد، در نتیجه رؤیای عاتکه منعکس شد ، روز دوم عباس برای طواف خانه کعبه بمسجد رفت در آنجا مشاهده کرد ابوجهل با جمعی خواب عاتکه را بازگو می کنند ابوجهل عباس را گفت: مبارك است . از چه وقت این پیغمبرزن
در میان شما مبعوث شده است ؟! عباس : یعنی چه ؟ مگر خبری است ؟
–
در همه جا
آری شنیده ام عاتکه دختر عبدالمطلب خوابی دیده ، شما را بس نبود که مردی از شما دعوی پیامبری کند تا آنکه زنان شما هم پیامبر شده اند سه روز شمار امهلت میدهم اگر راست در آمد خوشا بحال شما وگرنه اعلامیه میکنم و همه جا انتشار میدهم که شما خاندان بنی هاشم دروغگوترین قبائل
عرب هستید .
نه، عاتکه خوابی ندیده من از آن خبری ندارم .
-۵۲-
رؤیای صادق
عباس گوید چون شب در آمد تمام زنان خاندان عبدالمطلب پیش من آمدند و گفتند: هر چه این مرد خبیث (ابوجهل) درباره مردانتان بدگوئی کرد تحمل کردید و هیچ نگفته تا جائيكه اينك شروع كرده بزنان بدميگويد مگر غیرت نداشتی که پاسخش دهی؟
گفتم : راست میگوئید حق با شما است ولی شما کار نداشته باشید من خود حساب او را میرسم، روز سوم بمسجد رفتم شاید با ابوجهل ملاقات کنم تا اگر حرفی بزند مزدش را دستش بگذارم ولی همینکه من از يك در وارد شدم ابو جهل باشتاب بطرف در دیگر رفت تا از مسجد خارج شد ، با خود گفتم: خداوندا اورا لعنت کن که از ترس فرار کرد.
ولی او چیزی راشنیده بود که من نشینده بودم و آن صدای ضمضم بن عمرو بود که از ابطح لند شد او فریاد میکشید اللطيمة، اللطيمة، اموالكم، اموالکم، مع ابی سفیان قدعرض لها محمد و اصحابه الغوث، الغوث یعنی مردم قريش قافله مال التجاره را در یابید اموالتانرا نجات دهید که محمد و یارانش آنهارا بغارت بردند
تو نگو که این صدا او را بخود متوجه ساخته بود ، من هم باشنیدن این اعلان داستانرا فراموش کردم همگی برای رهانیدن اموال آماده حرکت شدیم تا به محل بدر رسیدیم و جنگ بدر پیش آمد و هفتاد نفر از بزرگان قریش کشته شدند که از جمله همین ابوجهل بود والحمدلله خواب عاتکه
درست درآمد (۱).
(۱) اسد الغابه ۴۹۹٫۳