م

مدعم

مدعم
او غلام سياهي بود که رفاعة بن زيد جدامی
او را به رسولخدا بخشید و پیامبر او را آزاد
کرد، ولی با آنکه پیامبر او را آزاد کرده بود از خدمت پیامبر دست نکشید
و خدمت آنحضر ترا انجام میداد

مدعم در جنگ خيبر يك قطعه پارچه از غنائم جنگی دزدیده بود و
روی همین جهت رسولخدا از اوناراحت بود ، تصادفاً هنگام مراجعت از خیبر چون به وادی القری رسیدند در حالیکه سجاده نماز رسولخدا را مرتب میکرد تیری آمد و بر او اصابت کرد و کشته شد !
مسلمانان که همراه پیامبر بودند همه بيك زبان گفتند : بهشت براو گوارا باد ، پیامبر فرمود : خیر چنین نیست بلکه الان پارچه ای را که از غنائم دزدیده است بر تنش آتشی است که اورامیسوزاند!!(۱)
(۱) اسدالغابه ۱٫۴

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا