الف
ابراهیم فرزند رسول
ابراهیم فرزند رسول خدا (ص)
این متن به زندگی ابراهیم، فرزند پیامبر اکرم (ص) از ماریه قبطیه، میپردازد و شامل بخشهای زیر است:
- تولد ابراهیم:
- ماریه قبطیه، مادر ابراهیم، کنیزی بود که مقوقس، پادشاه اسکندریه، به همراه خواهرش سیرین و هدایای بسیار برای پیامبر فرستاد.
- پیامبر، سیرین را به حسان بن ثابت بخشید و ماریه را برای خود نگه داشت.
- قابله ابراهیم، سلمی کنیز ابورافع بود.
- پیامبر از تولد فرزندش بسیار خوشحال شد و او را ابراهیم نامید.
- به دلیل علاقه مردم به ماریه، ابراهیم را به ام برده، دختر منذر بن زید سپردند تا او را شیر دهد و قطعه نخلستانی را نیز به آن زن اختصاص دادند.
- در روز هفتم تولد، سر ابراهیم را تراشیدند و به وزن آن طلا صدقه دادند.
- ابراهیم فدای حسین (ع):
- ابراهیم شانزده ماه و هشت روز یا هجده ماه بیشتر زندگی نکرد.
- روایتی از ابن عباس نقل شده که در آن پیامبر، حسین (ع) را بر زانوی راست و ابراهیم را بر زانوی چپ خود داشت.
- پس از نزول وحی، پیامبر فرمود که جبرئیل پیامی از خدا آورده که هر دو را برای او نمیگذارد و باید یکی را فدای دیگری کند.
- پیامبر با نگاهی به ابراهیم و حسین (ع) گریه کرد و فرمود که اگر ابراهیم بمیرد، فقط او محزون میشود، اما اگر حسین (ع) بمیرد، مادرش فاطمه، پدرش علی، و او نیز محزون میشوند.
- بنابراین، ابراهیم را فدای حسین (ع) کرد.
- سه روز بعد، ابراهیم از دنیا رفت و پیامبر از آن پس هرگاه حسین (ع) را میدید، او را میبوسید و میفرمود: «قربان آنکه ابراهیم فرزندم را فدایش نمودم.»
- وفات ابراهیم:
- پیامبر به نخلستان آمد و فرزندش را در دامن مادرش در حال جان دادن دید.
- پیامبر، ابراهیم را در دامن خود گرفت و فرمود که در مقابل خواست خدا کاری نمیتوان کرد.
- پیامبر بسیار محزون شد و اشک از چشمانش جاری شد، اما فرمود که چیزی نمیگوید که باعث غضب خدا شود.
- پیامبر بر جنازه ابراهیم نماز گزارد و فضل بن عباس و اسامة بن زید او را غسل دادند و در قبر نهادند.
- پیامبر در کنار قبر فرزندش نشست و پس از هموار کردن قبر، بر آن آب پاشید و نشانهای روی قبر قرار داد. این اولین قبری بود که بر آن آب پاشیده شد.
- وفات ابراهیم و گرفتن خورشید:
- روزی که ابراهیم وفات کرد، خورشید گرفت.
- برخی از مردم گفتند که به خاطر مردن ابراهیم، آفتاب گرفته است.
- پیامبر بر منبر رفت و فرمود که آفتاب و ماه دو نشانه از نشانههای خداوند هستند و به خاطر مردن یا زنده بودن کسی تاریک نمیشوند. هرگاه چنین اتفاقی افتاد، به سوی خدا ناله و استغاثه کنید و به نماز پردازید.
- مادر ابراهیم و حسد عایشه:
- ماریه، مادر ابراهیم، به دلیل داشتن فرزند، بیش از سایر زنان مورد علاقه پیامبر بود.
- عایشه و سایر زنان به او حسد میبردند.
- روزی عایشه به پیامبر گفت که چقدر به ابراهیم علاقه نشان میدهد، در حالی که او از شما نیست، بلکه از جریح غلام قبطی است که همراه ماریه از مصر آمده است.
- پیامبر خشمگین شد و به علی (ع) دستور داد تا جریح را بکشد.
- علی (ع) پس از بررسی و اطمینان از بیگناهی جریح، او را نزد پیامبر آورد.
- جریح توضیح داد که در مصر، خواجهها را برای خدمت به خانوادهها میفرستند و او نیز چنین وضعیتی داشته است.
- پیامبر فرمود: «سپاس خدای را که بدیها را از ما خاندان نبوت دور ساخت.»