ب

بشر بن حارث

بشر بن حارث و ماجرای سرقت برادرش بشیر

🔹 بشر بن حارث یکی از یاران پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) و از انصار مدینه بود. 🔹 او همراه دو برادرش، بشیر و مبشر، در جنگ احد شرکت کرد. 🔹 برادرش بشیر، از منافقان بود و در اشعار خود، یاران پیامبر را مورد سرزنش قرار می‌داد. 🔹 بشیر، به دلیل نفاق و ضعف ایمان، مرتکب سرقتی شد که باعث فتنه‌ای بزرگ شد.

🔹 یک شب، بشیر وارد انبار رفاعه بن زید، همسایه خود، شد و مقداری آذوقه، شمشیر و زره را دزدید. 🔹 رفاعه این خبر را به برادرزاده‌اش، قتاده بن نعمان، گزارش داد. 🔹 قتاده، که از بزرگان مدینه و از شرکت‌کنندگان جنگ بدر بود، در پی تحقیق برآمد. 🔹 بشیر و برادرانش، لبید بن سهل، یکی از محترمین مدینه، را متهم کردند.

🔹 لبید، که فردی شریف بود، با شمشیر کشیده بیرون آمد و گفت: 📖 «ای فرزندان بیرق! مرا به دزدی متهم می‌کنید، در حالی که شما به این کار سزاوارترید؟» 📖 «شما منافقانی هستید که در اشعار خود از پیامبر بدگویی می‌کنید، سپس دیگران را به این گناه متهم می‌کنید.» 📖 «یا باید دزدی مرا ثابت کنید، یا شمشیر میان ما خواهد بود!»

🔹 وقتی بشیر و بستگانش دیدند که موضوع جدی شده، از ادعای خود عقب‌نشینی کردند و گفتند: 📖 «ببخشید، اشتباهی شده، شما مرد پاکی هستید.»

ماجرای شکایت بستگان بشیر نزد پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم)

🔹 پس از شکست نقشه‌شان، بستگان بشیر یکی از سخنوران خود، اسید بن عروه، را نزد پیامبر فرستادند تا از قتاده شکایت کند. 🔹 اسید، نزد پیامبر رفت و گفت: 📖 «یا رسول‌الله! قتاده، به خانواده‌ای محترم و شریف، اتهام دزدی زده است، در حالی که این کار به آنان نمی‌چسبد.»

🔹 پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم)، که این گزارش را شنیدند، متأثر شدند.

🔹 از سوی دیگر، قتاده نزد پیامبر آمد و گفت: 📖 «یا رسول‌الله! خانواده‌ای که سابقه خوبی ندارد، به عموی من تجاوز کرده‌اند، انبارش را سوراخ کرده و آذوقه و سلاح او را دزدیده‌اند.»

🔹 پیامبر، که از سخنان اسید تأثیر پذیرفته بودند، به قتاده اعتراض کردند و فرمودند: 📖 «آیا به خاندان محترمی چنین اتهامی می‌زنی؟»

🔹 قتاده، که مورد اعتراض شدید پیامبر قرار گرفته بود، ناراحت شد و به عمویش گفت: 📖 «کاش مرده بودم و شکایت نمی‌کردم، تا رسول خدا مرا سرزنش نکند.»

🔹 رفاعه نیز گفت: 📖 «از خدا یاری می‌جوییم و به او پناه می‌بریم.»

نزول آیات قرآن و رسوایی بشیر

🔹 در این شرایط، جبرئیل بر پیامبر نازل شد و این آیات را آورد: 📖 “إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ…” (نساء، ۱۰۵) 📖 “وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا…” (نساء، ۱۰۵)

🔹 خداوند، در این آیات، به پیامبر هشدار داد که از جنایتکاران حمایت نکند و از آن‌ها دفاع نکند. 🔹 همچنین، آیه‌ای نازل شد که بیان می‌کرد:

📖 “وَمَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا” (نساء، ۱۱۲)

🔹 ترجمه: 🔸 «هر کس مرتکب گناه شود و سپس بی‌گناهی را متهم کند، بهتان بزرگی زده و گناهی آشکار مرتکب شده است.»

🔹 پس از نزول این آیات، فامیل بشیر از او خواستند که استغفار کند و توبه نماید. 🔹 اما بشیر، همچنان مقاومت کرد و گفت: 📖 «به خدا سوگند، دزد کسی جز لبید نیست!»

🔹 وقتی آیه آخر را برایش خواندند و فهمید که رسوا شده، کفر باطنی خود را آشکار کرد و به مکه گریخت. 🔹 او، به کفار قریش ملحق شد و تا پایان عمر، در نفاق باقی ماند.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا