ح

حکم بن ابی العاص

حکم بن ابی العاص
حکم ورسول خدا

  • حكم وعثمان
    حکم بن ابی العاص
    هم
    او پسرابی العاص پسرامیة بن عبد شمس از بنی۔
    امیه عموی عثمان بن عفان خلیفه سوم میباشد و مخالفتهای او با پیامبر اسلام علاوه بر قبل از اسلام پس از مسلمان شدنش تمام نشد و دست بر نداشت تا حدیکه رسولخدا او را به طائف تبعید کرد ، و این دشمنی بنی امیه با پیامبر وخاندانش منحصر باو نبود بلکه همه بنی امیه چنین بودند ، حکم مکرر مورد لعن و نفرين رسولخدا قرار گرفت ، ولی قبل از اسلام و پس از آن تا زمان خلافت عثمان مردی پست و دور افتاده اجتماع بود فقط گاهی که میخواستند گوسفندان خود را بکوبند یا بیضه آنها را بکشند با مراجعه میکردند

    يك نمونه از مخالفتهای او با پیغمبر اسلام این است که موقعی مروان بن حکم به حویطب گفت پیر مرد بحدی در مسلمان شدن کندی کردی و بتاخیر انداختی که جوانها از توپیشی گرفتند حویطب گفت : پناه بر خدا ولی بارها تصمیم گرفتم مسلمان شوم پدرت حکم مانع میشد و بمن میگفت : میخواهی شرف و دین اجدادی خود را واگذاری و تابع دین جدیدی گردی ؟ مروان شرمنده و از گفته خود پشیمان گردید(۱)
    (۱) اسدالغابه ج۲ ص ۳۳ و ۶۷-الغدير ج۸ ص ۲۴۲
    -٢٧٤-
    حکم ورسول خدا (ص)
    ج ۲
    او در مکه همسایه نزديك پيامبر اسلام بود ، اذیت
    حكم ورسول و آزار او از همه همسایگانش بیش بود ، تا در فتح خدا (ص) مکه ناچار مسلمان شد و بمدینه کوچ کرد ،ولی با اینوصف از کار خود دست برنداشت ، بايك فرق كه در مکه جلوروی حضرت اذیت میکرد و در مدینه پشت سر و پنهانی ؛ گاهی که پیامبر در حرکت بود حکم از پشت سر با حرکات دست و سروپا از حضرت تقلید میکرد ، موقعیکه صحبت میفرمود با حرکات چشم و لب تقلید پیامبر مینمود، تا آنكه يك وقت اور ادر همین حال بدیدفرمود : كن كذلك چنين باش ، با این نفرین مبتلا بارتعاش دست و سر گردیده تادم مرگ با ارتعاش ولقوه بسر برد، حتی وقتیکه پشت سر حضرت بنماز می ایستاد باحرکات دست او را مسخره میکرد از همه اینها گذشته اخبار وأسرار پیامبر را که نبایستی از میان یاران بمنافقان و کفار برسد او انتشار میدادوفاش مینمود. تا یکوقت که پیغمبر اکرم در حجره یکی از زنانش ، بود حکم از شکاف در بداخل حجره نگاه کرد! حضرت متوجه شد با حربه ای در تعقیب او از حجره بیرون آمد و فرمود: اگر باو اواز آمد و فرمود : اگر با و دست می یافتم چشمش
    را بیرون می آوردم کیست مراعلیه این مرد لعين كمك كند ، سپس دستور تبعید او و فرزندانش را صادر کرد، فرمود: او و خاندان و فرزندانش نباید در مدینه بمانند و آنها را به طائف تبعید کردند
    يك روز حكم اجازه خواست تا بر پیامبر وارد شود ، حضرت صدایش را شناخت و فرمود: اجازه دهید وارد شود که لعنت خدا و ملائکه وهمه مردم براو و بر کسانیکه از پشت او بوجود میآیند که اینها در دنیا بزرگی یابند و در آخرت پست ترین مردمند ، آنان مردمانی مکارو حیله گرند مگر نیکانشان که آنها هم خیلی کماند
    .
    ج۲
    حکم بن ابی العاص و عثمان
    -٢٧٥-
    عثمان که همواره از خلافت و حکومت بر
    حکم بن ابی العاص مسلمانان فقط بنفع شخصی و بستگان خود استفاده مینمود ، مثل آنکه از نظر وی حکومت و مالیاتها
    وعثمان
    و خراج مملکت اسلامی ملک شخصی بنی امیه است که همه افراد بنی امیه را ثروتمند و متمول گردانید تا جائیکه حکم ومروان و سایر فرزندان او که در تبعیدگاه طائف در منتهی درجه ذلت وخواری زندگی میکردند یکباره زکوات قبیله قضاعه را که در حدود سیصدهزار دینار بود به حکم بخشید، و خمس افریقا که پانصد هزار دینار بود به فرزندش، روان واگذار کرد میگویند هنگامیکه پیامبر دستور تبعید حکم را صادر فرمود
    ،
    او و خاندانش به طائف منتقل شدند ، تا وقتیکه پیامبر رحلت کردوا بو بکر بجای حضرت نشست ، عثمان نزد خلیفه رفت و در باره عمویش حکم شفاعت کرد تا بمدینه برگردد ، ابوبکر گفت : هرگز حکمی را که رسولخدا صادر فرموده نقض نمیکنم! در زمان خلافت عمر باز بشفاعت قیام کرد : عمر گفت پیامبر او را تبعید کرده وابو بكر نقض نکرد من خلاف حکم پیامبر عمل نمیکنم ! ولی هنگامیکه عثمان بخلافت رسید حکم را بمدينه خواند يك
    هم
    وقت اهل مدینه دیدند حکم با لباسهای کهنه و مندرس چند راس بزلاغر جلو انداخته وارد دارالخلافه مدینه شد ، مردم به بدبختی و بیچارگی او و همراهانش با نظر اعجاب مینگریستند، اما موقعیکه از خانه عثمان آمد لباسهای فاخر و گرانبهائی در تن داشت از جمله پالتو و پوستین خزی در بر کرده بود و برگرداندن حکم یکی از اموری است
    بیرون

    که موجب ایراد بر عثمان شده است . (۱)
    (۱) اسد الغابه ج ٢ ص ٣٣ والغدير ج۸ ص ۲۴۱-۲۴۳
    ۲۷۶
همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا