حکیم بن حزام
حکیم بن حزام
حكيم وصله رحم
حکیم بن حزام
او پسر حزام برادر حضرت خدیجه همسر
مکرمه پیغمبر اسلام است ، در جاهلیت و اسلام از بزرگان و اشراف بوده ، دار الندوه که مرکز شورای قریش در مکه بوده است در اختیار او بود که در زمان معاویه بصد هزار درهم بوی فروخت و قیمتش را صدقه داد و باین جهت عبدالله زبیر بر او ایراد گرفت که بعت مكرمة قريش يعنی عزت و شرافت قریش را فروختی ، در جواب گفت : ذهبت المكارم الا التقوى جز پرهیزکاری همه عزتها از بین رفت . حکیم در بدر جزء لشکر قریش بود ، ولى يك نحو عجيبي فرار کرد و از کشته شدن نجات یافت که پس از آن سخت ترین و شدید ترین سوگندش این بود: والذي نجانی یوم بدر یعنی قسم بکسیکه روز بدر مرانجات داد .
اوسیزده سال قبل از عام الفیل بدنیا آمد و در سال ٥٤ یا ٥٨هجری از دنیا رفت بنا براین یکصد و بیست سال یا صدو بیست و چهار سال عمر کرده است ، و در فتح مکه اسلام آورد و از غنائم جنگی حنین پیامبر صد شتر بوی بخشید تا بدین وسیله او را با سلام دلگرم سازد، و اسلامش
هم نیکوشد.
جمله
ج
حکیم وصله رحم
۲۸۳-
حکیم مردی سخاوتمند و بخشنده و دارای طبعی عالی بود ، از
پس
از مسلمان شدنش بحج رفت صد شتر قربانی کرد وصد غلام را با خود محرم گردانید تا در وقوف بعرفه بگردن هر يك از ايشان طوق طلائی افکند که بر آنها این جمله نقش بود: عتقاء الله عن حکیم ابن حزام یعنی اینها از طرف حکیم آزادشدگان در راه خدایند. واز طبع بلند اوهمین بس که در زمان ابو بکر و عمر حتی از حق خود از بیت المال گذشت و نپذیرفت تا آنکه عمر در میان اجتماع مردم اعلان کرد: مردم شما گواه باشید که هر چند به حکیم اصرارمی
هم
کنیم حق خود را از بیت المال بستاند قبول نمی کند، تادم مرگ کسی چیزی قبول نکرد
هم
از
این طبع بلند و صفت مناعت را از يك جمله گفتار پیغمبر اسلام کسب کرده است. خود گوید : دو بار از پیامبر تقاضای كمك نمودم و بمن كمك كرد . دفعه سوم که تقاضا کردم فرمود : مال و ثروت دنیا ظاهر دارد و شیرین است ، هر که با حفظ سخاوت و شرافت مالی بدست براومبارك است و اگر با پست گردانیدن نفس و پست طبعی بدست
خوشی
آورد آورد بر او مبارك نگردد ، آنگاه او مثل کسی است که هر چه میخورد سیر نمیشود و علاوه یدالعليا خير من يد السفلی دست بالابر زیرین برتری دارد . حکیم گفت ای پیغمبر الهی بآن خدائی که ترا به پیامبری بر انگیخته
پس از این نه از شما و نه از غیر شما چیزی نخواهم پذیرفت . (۱) یکی از خصوصیات و صفات برجسته حکیم
حکیم وصله رحم موضوع صله رحم او است که حتی در وقتیکه
(۱) اسد الغابه ج ۲ ص ۴۰ سفينه (حكم)
-٢٨٤-
حکیم و صله رحم
ج ۲
پیغمبر و عموم بنی هاشم در شعب ابیطالب زندگانی میکردند و احدی جرئت نداشت که با ایشان معامله و خرید و فروش نماید زیرا اگر کسی
را میدیدند که بآنها چیزی میفروشد مال و جانش را حلال شمرده انواع اذیتها را در باره اش انجام میدادند در يك چنين موقع حساس حکیم برای زندانیان در شعب حمل طعام مینمود و مجاناً در اختیار ایشان میگذارد چون عمه اش حضرت خدیجه همسر پیغمبر اسلام در شعب
بسر میبرد
.
تا یکدفعه که آذوقه میبرد با ابوجهل برخورد کرد، ابوجهل طبق قرار دادیکه امضاء کرده بودند بر حکیم اعتراض کرد که ترا رســوا میکنم برای بنی هاشم آذوقه می بری جلو بارها را گرفت و گفت نمی گذارم ببری ، از او اصرار و از ابوجهل امتناع تاکار بزد و خورد کشید وابو البخترى كه يك نفر از قریش بود به پشتیبانی حکیم برخاست و گفت : حیا نمیکنی! این مرد گندمی که از عمه اش پیش او بوده برایش میبرد و تو مانع اداء حق میشوی؟ تا اینکه ابوالبختری با استخوان ساق پای شتری چنان بر سرا بوجهل کوبید که سرش شكست واوراكتك مفصلی ،زدند تمام این داستان را حمزة بن عبدالمطلب از نزديك ميديد ولی از ترس اینکه مبادا مخالفتها سخت تر گردد دخالت نکرد (۱)
(۱) بحار ج ۱۹ ص ۱۹
۲۸۵