سعید بن زید
سعید بن زید
سعيد وشكايت أروى
او
پسر
زید بن عمروبن نفیل است که در سابق
سعید بن حالات او و تحقیقاتی که درباره دین حنیف انجام
زید
داده است بیان گردید . سعید یکی از یاران رسول
خدا (ص) و پیشقدمان در اسلام و همسر خواهر عمر بن خطاب میباشد ، چنانکه عمر نیز شوهر خواهر زید بوده است. سعید در همه جنگهای پیامبر به جز جنگ بدر شرکت داشت ، زیرا قبل از بدر رسول خدا او و طلحة بن عبيدالله را به عنوان جاسوسی به جانب شام فرستاده بود ، هنگامی که برگشتند جنگ بدرخاتمه یافته بود ، ولی پیامبر او را در غنائم جنگی شرکت داد و وعده اجر و ثواب جنگ را به ایشان داد . سعید جزء کسانی است که در بیعت امیرمؤمنان «ع» پیش دستی نمود و اظهار علاقه کرد ، او همان است که سبب اسلام عمر سبب اسلام عمر گردید و عمر در
خانه او مسلمان شد .
سعید در سال پنجاه یا پنجاه و يك در عتیق در سنین هفتاد و سه تا
هفتادو نه سالگی از دنیا رفت جنازه اش را روی دوشها تا مدینه حمل کردند و در مدینه دفن گردید.(۱)
۱- استيعاب حاشیه اصابه ج ۲ ص ۲ واسد الغابه ج ۲ ص ۳۰۶ و طبقات
ج ۳ ص ۲۰ و ۰۲۸۰
ج ۳
سعید و شکایت
أروى
سعید و شکایت اروی
١٨٤
در زمانیکه مروان حکم از طرف معاویه حاکم مدینه بود زنی به نام اروی دختر اویس نامی که
در همسایگی زمین سعید زمینی داشت ، به شکایت
نزد مروان رفت که سعید بن زید مقداری از زمین مرا داخل زمین خود نموده و آنرا سنگ بست کرده است ، مروان سعید را خواست و از او حقیقت مطلب را پرسید سعید گفت: آیا من زمین او را غصب میکنم با آنکه از رسول
“
100
خدا (ص) شنیده ام که فرمود : مَنْ ظَلَمَ شِبراً مِنْ أَرْضِ طُوقَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيمَةِ مِنْ سبع أرضين هر كه يك وجب زمین را به ستم بستاند خدای متعال در روز قیامت آنرا تا هفت طبقه زمین طوقی از آتش نموده بــر گردنش اندازد اروی از ادعاء خود دست نکشید به سعید پیشنهاد قسم نمودند ، گفت : اللهم
وی گفت : قسم نمیخورم بلکه زمین را ببرد ، سپس إن كَانَتْ كَاذِبَةً فَلَا تُمِتَهَا حَتَّى تُعْمِيَ بَصَرَها وَ تَجْعَل بِشْرَها قَبْرها
1)
1- 0
یعنی خدایا اگر دروغ میگوید او را نمیران تا چشمانش کور شوند و
چاه را قبرش قراردهی .
چنین هم شد زن در آخر عمرش چشمانش نابینا گردید ،
تصادفاً چنین هم
و شبی هم برخاست و بدون آنکه کنیزش را صدا بزند در صحن حیاط
راه میرفت در چاه آب افتاد و مرد . (۱)
استیعاب ج ۲ ص ۵ واسد الغابه ج ۲ ص ۳۰۷