سَهْلُ بْنُ حُنَيْفٍ أَوْسى
سَهْلُ بْنُ حُنَيْفٍ أَوْسى
امیر مؤمنان در مرگ سهل
سهل بن حنيف
اوسی
وی از طایفه انصار و اهل مدینه برادر عثمان بن حنیف است که امیرمؤمنان «ع» آن نامه و فرمان
تاریخی را برایش نوشت ، سهل به اندازه ای زیبا
و خوش اندام بود که مورد چشم زخم یکی از انصار قرار گرفت ، او دارای فضائل بی شماری است ، چنانکه از امام صادق «ع» نقل شده فرمودند: هيچيك از قریش و غیر قریش به مقام و منزلت وی نمیرسد ، باید هم چنین باشد زیرا در دوران زندگی پیامبر (ص) با کمال صداقت و راستی رفتار کرد، و پس از رسولخدا (ص) گرد امیرمؤمنان بود و به جائی نرفت و دل بکسی نیست تا زمانیکه علی (ع) برای فرونشاندن غائله بصره و سرکوبی طلحه و زبیر حرکت کرد سهل را در مدینه به جای خود گماشت و حکومت مدینه را به او سپرد ، و پس از انتقال به کوفه او را به استانداری فارس منصوب نمود ولی مردم فارس تسلیم وی نشدند و نتوانست آن سرزمین را اداره کند تا عاقبت اورا از فارس اخراج کردند و یکوفه برگشت ، سپس حضرت زیاد بن ابیه را به فارس فرستاد و آنجا را امن کرد.
ج
امیر مؤمنان در مرك سهل
۲۷۰
آری مردمان دیندار و راستگو که از حقه بازی و دروغ وسیاست
بازی اجتناب میورزند در محیطهای فاسد نمیتوانند کاری از پیش ببرند و مشکلی را حل کنند زیرا چنین جمعیتی حقیقت را نمیخواهند و از آن پیروی نمیکنند ، و میتوان یگانه علت عدم موفقیت امیر مؤمنانو پیدایش اختلافات زمان او را همین دانست.
سهل بن حنیف در بدر و احد و سایر جنگهای زمان پیامبر شرکت داشت مخصوصا در احد از کسانی بود که استقامت ورزید و ثابت ماند و با تیراندازی از رسولخدا (ص) دفاع میکرد ، رسول اکرم میفرمود: تیر به او برسانید که او سهل است ، در صفین هم در رکاب امیر مؤمنان بوده است و در سال ۳۸ در کوفه از دنیا رفت (۱)
امیر مؤمنان (ع) با سهل بن حنیف برخوردهائی امیر مؤمنان داشته که از همه آنها کثرت علاقه و محبت آن
در مرگ سهل حضرت به او آشکار میگردد ، از جمله هنگامیکه
در مدینه نایب الحکومه بود و عده ای از مردم مدینه بسوی معاویه رفتند وسهل از این معنی نگران بود، حضرت به او نامه ای نوشت و در آن او را دلداری داد ، از جمله نوشت: از این پیش آمد ناراحت مباش زیرا اینان از ظلم فرار نکردند تا موجب نگرانی باشد بلکه فهمیدند که من
به عدل ومساوات رفتار میکنم و آنها تحملش را نداشتند و فرار کردند و از جمله اینکه حضرت در مرگ سهل خیلی نگران شد و از زندگی گذشته اش اظهار تاسف و تحسر نمود که به خاطر دوستی او و خاندان پیامبر همواره با مصائب دست بگریبان بود ، فرمود : لَوْ أَحَبَّنِي جَبَل
(۱) طبقات ۳۹٫۳ رجال کشی ۳۸ استیعاب ۹۱۲ اسد الغابه ۳۶۳٫۳
۲۷۱
پیغمبر و یاران
تتهافت اگر کوهی مرا دوست بدارد متلاشی میگردد (۱)
ج
از جمله در نماز بر سهل عجیب رفتاری نمود ، پس از آنکه بر او نماز خواند هرگاه جمعیت تازه ای میآمد نماز را تکرار میکرد ، تا در نتیجه پنج بار بر او نماز گذارد ، سپس فرمود : اگر هفتاد بار بر او نماز گذارم سزاوار است که او از یاران جنگ بدر است و کسکه در آن جنگ شرکت کرده بر دیگران فضل برتری دارد امیرمؤمنان شخصا او را در دو پارچه کفن نمود و دفن کرد !
هنگام دفن کردن فضائل سهل را برای مردم بیان میکرد از جمله فرمود : سهل بن حنیف در صدر اسلام نیمه های شب بتهای مردم مدینه را میشکست و چوبهایش را به خانه یکی از زنهای انصار که بی سرپرست بود
می آورد و میگفت : اینها را بسوزان. اصل این داستان چنین است:
از امیرمؤمنان نقل شده: در چند شبیکه در اول هجرت در قبا بسر بردم متوجه شدم که زنی مسلمان و بی سرپرست در همسایگی میزبان من كلثوم بن هدم قرار دارد ولی نیمه های شب کسی در خانه اش را میکوبد و چیزی به او میدهد، من از کار این زن مشكوك شدم ، او را گفتم : ای زن کیست آنکه نیمه های شب بخانه ات می آید و چه چیز برایت می آورد و حال آنکه تو زنی مسلمان و بدون همسر میباشی ؟ زن گفت
(۱) در این زمینه روایات زیادی از خاندان وحی به این مضمون صادر
شده است در روایت دیگری فرمود : مَنْ اَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَلْيَسْتَعِ لِلْفَقْرِ جلباباً
هر که ما خاندان را دوست دارد باید لباسی ازفقر برخود بپوشد.
امیر مؤمنان در مرگ سهل
۲۷۲
اوسهل بن حنیف است چون میداند من کسی ندارم شبها بتهای همسایگان خود را میشکند و چوبهایش را برای من می آورد تا بسوزانم ! ! (۱)
(۱) نهج البلاغه ج۴ ص۳۱۳ و ۳۹۱ قاموس الرجال ج ۵ ص ۳۴ سیره
این هشام ۱۳۹٫۲