م

معاذ بن جبل

معاذ بن جبل

معاذ و بحث با یهود

معاذ ورشکست میشود

معاذ و حکومت یمن

* معاذ ومقام رضاو تسلیم

انتقادهائی بر معاذ

۲۵۹

اویکی از یاوران پیغمبر اسلام و اهل مدینه و از

معاذ بن

تیره بنی سلمه و قبیله خزرج میباشد ، معاذ در

عقبه دوم جزء گروه هفتاد نفری خدمت

جبل

رسولخدا شرفیاب گردید و مسلمان شد و در آن وقت بیش از هیجده سال نداشت، او مردی غیور بود و نسبت بناموس خود غیرت

می ورزید !

معاذو ثعلبة بن غنمه وعبدالله بن انیس شبها بخانهای بنی سلمه که هنوز مسلمان نشده بودند میرفتند و بتهای ایشانرا میشکستند ؛ معاذ در جنك بدر و احد وخندق و تمام جنگهای زمان رسولخدا شرکت

-۲۶۰-

معاذوب بحث با یهود

داشت ، رسولخدا میان او و عبدالله بن مسعود برادری قرار داد ، او بعد از آنکه با پیامبر با نماز میخواند به محله خود میرفت و برای مردم

امامت میکرد

.

هیجدهم هجری در ۳۸ سالگی با طاعون عمواس معاذ

سال در

در گذشت و نزديك اردن بخاک سپرده شد (۱)

چون معاذ بن جبل مردی دانشمند و جوانی با

معاذ و بحث استعداد بود و قبل از بعثت پیامبر صلی الله علیه

با یهود

و آله از یهود مدینه میشنید که پیامبری مبعوث میگردد و به سرزمین یثرب مهاجرت مینماید، و مخصوصاً هرگاه از مردم مدینه ستم میدیدند بخود نوید میدادند که بزودی پیامبر آخر زمان مبعوث می شود و ما به او میگرویم و از کسانیکه بماستم میکنند انتقام میگیریم .

معاذ باداشتن چنین سابقه وقتیکه مشاهده کرد یهود ایمان نیاوردند بحث میکرد و علت مسلمان نشد نشانرا جویا میشد ، از جمله وقتی معاذ و بشر بن براء با جمعی از یهود به بحث پرداختند و آنانرا از مخالفت با رسولخدا ع الله باز می داشتند و به ایشان چنین گفتند :

از خدا بترسید و مسلمان شوید که شما همان مردمی هستید که قبل از آمدن محمد وقتیکه همۀ ما مشرك بوديم خبر آمدنش را بما میدادید و او را با همین صفات توصیف میکردید، و بوسیله او بر ما پیروزی

می جستید ؟

.\

طبقات ۱۲۲٫۳ و اسدالغابه ۳۷۶٫۴

معاذورشکست میشود

-771-

سلام بن مشکم یهودی در پاسخ ایشان اظهار داشت : دلیلی نیاورده

که او را به پیامبری بشناسیم و صفاتی را که ما بیان میکردیم با او تطبیق نمی کند !!

اینوقت بود که این آیه شریفه نازل گردید : و لماجائهم کتاب من عند الله مصدق اما معهم و كانوا من قبل يستفتحون على الذين كفروا فلما جائهم ما عرفوا كفروا به فلعنة الله على الكافرين (۱)

یعنی چون کتابی از نزد خدا آمد که تصدیق میکند آنچه را که با ایشان بود (تورات) با آنکه از زمان پیش با آمدن تو بر کفار پیروزی میجستند ولی همینکه آنچه را می شناختند و سابقه داشتند (قرآن) آمد منکر آن شدند پس لعنت خدا بر آنانکه کفر ورزیدند (۲)

معاذ ورشکست

میشود

معاذ مردی خوشرو و خوش اخلاق و بخشنده

بود وروی همین جهت زیاد مقروض شد

طلبکاران هر روز در پي مطالبات خود در تعقیبش

بودند ناچار پنهان گردید تاکسی از طلبکارانش او را نیابد.

طلبکاران معاذ بشکایت پیش رسول خدا رفتند ، پیامبر او را طلبید

آنان که معاذرا یافتند خوشوقت شده عرضه داشتند : یا رسول الله طلب

مارا از وی بستان

پیامبر (ص) فرمود: خدا بیامرزد کسی را که حقش را به او به بخشد.

بعضی از ایشان از حق خود گذشتند ، ولی عده ای مطالبه کردند.

(۱) بقره ۸۲

(۲) سیره ابن هشام ۱۹۶۷۲

-٢٦٢-

معاذو حکومت یمن

رسولخدا اموال اور اگرفت و در میان طلبکاران تقسیم کرد و بهريك پنج هفتم طلبش رسید. برخی از طلبکاران :گفتند: یارسول الله او را در مقابل بقیه طلبمان بما

بفروش ؟

فرمود : از او دست بردارید که دیگر شما را بر او حقی نیست

انسان آزاد را نمیشود فروخت.

دوستان معاذ اور اگفتند ؛ اکنون که چیزی نداری اگر از پیامبر كمك بخواهى تراكمك خواهد فرمود ، معاذ پاسخ داد : من از غیر خدا سؤال نميكنم يك روز بیشتر نگذشت که پیامبر اوراخواست و بحکومت يمن وحضرموت منصوب فرمود ، آنگاه فرمود : امیداست خداوند آنچه از دستت رفته جبران کند معاذ بقيه عمر پیامبر وابتداء خلافت ابوبكر

در یمن بسر برد (۱)

معاذ

و حکومت یمن

هنگامیکه پیامبر ا معاذ را بسوی یمن گسیل داشت مطالبی را گوشزد نمود که از آن جمله فرمود: بر مردم سخت مگیر بلکه خیلی سهل و آسان بگیر، چنان با ایشان رفتار کن که به دین و ایمان و شخص تــو علاقمند گردند نه آنکه جوری رفتار کنی که تنفر ورزیده و بیزاری جویند ، جمعي از اهل کتاب از تو می پرسند : کلید بهشت چیست ؟ در پاسخ ایشان بگو : گواهی دادن به یگانگی خدائیکه شريك و همتا ندارد (۲)

(۱) طبقات ۱۲۳٫۳ (۲) سیره ابن هشام ۲۳۷٫۴

معاذ در مقام رضا و تسلیم

-۲۶۳-

در یمن برای معاذ پیش آمدهای جالبی رخ داد از جمله اینکه در اولین نمازیکه با مردم خواند ، او بعلت آنکه پایش علیل بود در حال سجده در از میکرد متوجه شد که مردم نیز به پیروی از او در سجده يك پاى خودرادر از کرده اند ، پس از نماز گفت: از جهت اینکه خواسته اید کاملا پیروی کرده باشید خیلی خوب و پسندیده است، اما دیگر چنین نکنید زیرا من به علت

درد و مرض پایم را در از کرده ام اما شما که سالمید نباید چنین کنید (۱) معاذ در جنك باروميان که در زمان حکومت عمر

رضا وتسليم

معاذ در مقام

اتفاق افتاد شرکت نمود، در سال هجدهم

هجری در عمواس شام طاعونی واقع شد ،

ابوعبیده فرمانده قوای مسلمانان مبتلا بمرض طاعون گردید چون یقین بمرگ نمود؛ معاذ را جانشین خود قرار داد سپاهیان او را گفتند دعا کن تا این بلا مرتفع گردد.

معاذ گفت : این بلانیست ، بلکه دعای پیامبر شما و مرگ نیکان و صالحان و شهادتی است که خدا مخصوص بعضی از شما میگرداند ، سپس فرمود: مردم چهار چیز است که اگر میتوانید از آنها فرار کنید . پرسیدند آنها چیستند؟

زمانی بیاید که شخص اول روز دیندار است و آخر روز بیدین میگردد و میگوید نمیدانم بر چه طریقی هستم نه زندگیش از روی بصیرت است و نه مرگش و از مال و ثروت خدائی به افرادی میدهند که برخلاف حق و حقیقت سخني بگوید که خدارا بخشم مي آنگاه فرمود : خداوندا از این رحمت (طاعون) سهم کاملی بــه

آورد.

(۱) طبقات ۱۲۲٫۳

-۲۶۴

انتقادهائی بر معاذ

خاندان معاذ بده ؟! در اثر دعای معاذ دو پسر و دو نفر همسرانش مبتلا به وبا شدند ومردند و خود او نیز در انگشتش اثر کرد انگشت را بدندان میگزید

و مي گفت : پروردگارا این كوچك است آنرا مبارك گردان(۱)

انتقادهائی

بر معاذ

بر معاذ بن جبل انتقادهائی شده که همه آنها

بی اصل است از جمله : میگویند: ۱- معاذ بن جبل جزء اصحاب صحیفه ملعونه است و آن نامه ای

بود که نوشتند و امضاء کردند که پس از رسولخدا عال خلافت را به ابی بکر وعمر وابی عبیده واگذارند و علی را از خلافت محروم سازند.(۲) پاسخ : در روایاتیکه این موضوع را بیان میکند نامی از معاذ بچشم نمی خورد بلکه آنان پنج نفر بودند و ایشان ابو بكر وعمر وابوعبيده و عبدالرحمان و سالم مولی ابی حذيفه ومغيرة بن شعبه میباشند ،و بعلاوه که بر اصل این مطلب مدرك صحیحی در دست نیست

۲ میگویند در سقیفه بنفع خلافت ابى بكر و علیه امیر مؤمنان فعالیت کرده است : چون عده ای برابی بکر اعتراض کردند که چرا بر على الا تقدم جسته عمر وابو عبيده وسالم ومعاذ باشمشیرهای کشیده بخانه ابوبکر رفتند و او را به مسجد آوردند و اظهار داشتند : هر که گفتار آنها را تکرار کند با شمشیر گردنش را میزنیم (۳) پاسخ : هنگام خلافت ابی بکر و تشکیل سقیفه معاذ در یمن بـــود

(۱) طبقات ۱۲۴٫۳

(۲) سفينة البحار (صحف)

(۳) موس الرجال ۱۱/۹

انتقادهائی بر معاذ

-۲۶۵-

چطور ممکن است در مدینه این فعالیتها را انجام داده باشد ؟! میگویند معاذ اول کسی است که بامال خدا تجارت کردیعنی

در اموال خدا خیانت کرده است (۱)

پاسخ : این گفته هم مورد اعتماد نیست زیرا این سخن مقدمه

فضیلتی است که برای خلیفه دوم اثبات میکنند زیرا آخر داستان چنین

است :

عمر به ابوبکر پیشنهاد کرد که معاذ اموال و ثروت زیادی از یمن آورده است او را بخواه و يك مقدار از آن را برای معاش وی بگذار و بقیه را از او بستان ، ابوبکر پاسخ داد : پیامبر او را به یمن فرستاد تا اموال از دست رفته اش را جبران کند لذا من از اموال او چیزی نمیگیرم! سپس معاذ پیش عمر آمد و گفت . حاضرم به پیشنهاد شما عمل

کنم !!

عمر پرسید : چطور شد قبلا حاضر نبودی و اکنون تسلیم شدی؟ گفت : زیرا خواب دیدم در آبی غرق میشوم و تو مرا نجات دادی . و در طبقات ابن سعد نیز نظیر همین داستانرا نقل میکند ؛ با این

مقدمات احتمال میرود که اصل مطلب برای اثبات چنین فضیلتی ساخته

شده باشد

(۱) استیعاب ۳۳۹/۳

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا