س

سمرة بن جندب فزاری

سمرة بن جندب فزاری

سمره و جعل حدیث

سمره و مردم آزاری

سمره و کشتن شیعیان

مرگ سمره

۲۵۵

سمره اهل بصره است که پس از مرگ پدر سمرة بن جندب همراه مادرش به مدینه آمد ، مادرش به یکی از یاران رسولخدا (ص) بنام مری بن شیبان عموی

فزاری

ابوسعید خدری شوهر کرده سمره در دامان او بزرگ شد تا در پیش آمد جنگ احد هنگامیکه جوانان و نوباوگان خدمت رسول اکرم می آمدند تا اجازه جنگ حاصل کنند، سمره هم آمد تا اجازه بگیرد ، ولی به علت ضعف و خردی اجازه اش نداد سمره مأیوس در کناری ایستاد ، سپس رافع بن خدیج را ارائه دادند پیامبر (ص) او را هم رد کرد ، یکی از یاران عرضه داشت : یارسول الله رافع تیرانداز خوبی است اجازه بفرمائید شرکت کند ؟ حضرت فرمود : حال که چنین است شرکت کند . سمره از این موقعیت استفاده کرد و عرض کرد : یارسول الله چگونه به رافع بن خدیج اجازه دادید و مرا رد کردید با آنکه هر وقت با او کشتی گرفته ام او را زمین زده ام ؟ پیامبر دستور داد تا این دو جوان نورس مسلمان کشتی

ج ۳

پیغمبر و یاران

٢٥٦

بگیرند ، تصادفا همانطور که گفته بود حریف خود را به زمین افکندو

اجازه میدان حاصل کرد !

سمره در زمان پیامبر در جنگهای متعددی شرکت کرد، وروایات بسیاری از آنحضرت نقل کرده ولی در میان شیعه وسنی به روایاتش اعتنا نمیشود زیرا مرد فاسق و دروغسازی بوده است ، تا جائیکه معاویه به او پولهای کلانی میداد تا روایاتی به نفع او و علیه امیرمؤمنان بسازد ، ابن اثیر وفات او را در سال ۵۸ یا ۵۹ میداندولی ابن ابی الحدید مینویسد : سمره هنگام آمدن حسین بن علی «ع» به کوفه زنده بود و از طرف ابن زیاد بفرماندهی یک هنگ منصوب گردید ، و مردم را به کشتن پسر پیغمبر تحریص و تشویق مینمود ! (۱)

سمره یکی از نانجیبترین صحابه است که خوی سمره و مردم مردم آزاری در کمون او نهفته و با گوشت

آزاری

و خونش آمیخته است تا جائیکه رسول اکرم (ص) نتوانست این خوی زشت را از او بزداید، چنانکه از امام باقر و صادق عليهما السلام نقل شده: سمره در باغ یکی از یاران رسولخدا يك درخت خرما داشت و راه باغ از درون خانه آن مرد انصاری بود ، سمره هنگام سرکشی از درخت خود بدون اجازه وارد خانه آن مرد میشد مرد انصاری به او پیشنهاد کرد هر گاه میخواهی وارد خانه شوی اعلان کن و اجازه بگیر ، سمره از پذیرش این پیشنهاد امتناع ورزید. مرد انصاری که از ورود بی سابقه سمره رنج می برد خدمت رسول (۱) طبقات ج ۷ ص ۳۳ و اسدالغابه ۳۵۴٫۲ و ابن ابی الحدید ج ۳

ص ۵۴۸ چاپ بیروت و ج ۱ص۴۷۴ سیره ۷۰٫۳

٢٥٧

پیغمبر و یاران

ج

خدا (ص) شکایت کرد ، پیامبر سمره را احضار و تقاضای انصاری را به او گوشزد فرمود ، سمره فرمایش پیغمبر را هم ندیده گرفت و سر

پیچی نمود !

پیامبر (ص) : سمره، اکنون که با این تقاضا موافقت نمیکنی درخت

را به این مرد بفروش ؟

سمره : نمیفروشم .

پیامبر «ص» : آنرا با يك درخت از باغ دیگری عوض کن ؟

سمره : حاضر به معاوضه هم نیستم !

پیامبر «ص» : پس خانه و باغ این مرد را بخر ؟

سمره : طالب نیستم !

پیامبر (ص) این درخت را به من واگذار کن تا بهشت را برایت

ضمانت کنم ؟

سمره: از مال خود دست نمیکشم !

پیامبر «ص» در حالیکه خشمناك شده بود به مرد انصاری فرمود :

دولار

اِذْهَبْ فَاقْلَعَها وَارْمِ بِهَا إِلَيْهِ فَإِنَّهُ لَاضَرَرَ وَلَا ضِرارَ فِي الْإِسْلامِ

برو درخت خرما را بکن و از باغ خود بیرون انداز زیرا کسی را نرسد که موجب ضررو اذیت دیگران شود(۱).

سمره وجعل

حدیث

از آنکه معاویه بر کار مسلط شد و خلافت پس

بلا کلام اسلامی را چنگ آورد ، درصدد شد تا از

نظر معنوی هم در دلها مقامی پیدا کند ولی با سابقه جنگی که با

(۱) سفينه (سمر) ابن ابی الحدید ج۱ ص ۴۷۴ چاپ بیروت

ج

سمره وجعل حدیث

٢٥٨

امیر مؤمنان «ع» داشت حصول این معنی متوقف بر دو چیز بود : اول متهم ساختن و مردود نشاندادن امیر مؤمنان «ع » . دوم احراز فضائل و مقامات دینی برای خود. لذا افراد زیادی از صحابه و کسانیکه پیامبر را درك كرده اند از قبیل ابوهریره و سمره حریز را با دادن پولهای زیاد واداشت تا روایاتی در مذمت علی «ع» ومدح معاویه و کسانیکه بوسیله آنها حق بجانبی معاویه اثبات میشود جعل کنند ! از جمله : معاویه به سمره گفت : صدهزار درهم میدهم تا این آیه را (که در مذمت منافقان نازل شده ( نسبت به علی بن ابیطالب بدهى : وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلدَّ الخِطَامِ وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَ يُهْلِكَ الحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَاللهُ لا يُحِبُّ الفَسَادَ (۱) یعنی برخی از مردم چنانند که از گفتارشان تعجب میکنی و خدا را بر (دوستی) در باطن خود گواه میگیرند با آنکه اوسخترین دشمنان است هنگامیکه پشت میکند پشت سر پیامبر) سعی میکند تا در زمین فساد کند و نسلها و کشتها را تباه

سازد خدا تباهی را دوست ندارد

·

و بگو این آیه که پس از خوابیدن امیرمؤمنان در رختخواب پیامبر در شان وی نازل شده ( در شان ابن ملجم نازل شده است : وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ (۲)

برخی از مردمان کسی است که جان خود را در مقابل رضا و خوشنودی

خدا میفروشد . !

( ۱ و ۲) بقره ۲۰۴ و ۲۰۶

Yod

پیغمبر و یاران

ج ۳

سمره پیشنهاد معاویه را نپذیرفت، معاویه گفت ویست هزار

در هم میدهم باز هم قبول نکرد تا وقتیکه چهار صد هزار پذیرفت و مقصود معاویه را عملی ساخت(۱)

درهم

داد

سمره و کشتن

شیعیان

سمرة بن جندب روى عداوت امیر مؤمنان با

دوستان و شیعیان آنحضرت دشمنی آشتی نا –

پذیری داشت :

روی همین حساب تا ممکن بود دوستان علی علیه السلام را میکشت

تا جایی که زیاد بن ابیه با آن شقاوت پس از کشتار بی حساب بصره سمره

را مورد مؤاخذه قرارداد و گفت

:

اما تَخَافُ اللَّهَ أَنْ تَكُونَ قَتَلْتَ بَرينا؟

از خدا نمی ترسی که در این میان شخص بیگناهی را کشته باشی؟ سمره گفت : اگر دو برابر این جمعیت را کشته بودم ترسی نداشتم ! برای

:

نمونه مواردی از کشتارهای سمره را می شماریم -۱- هنگامی که مغيرة بن شعبه والی کوفه هلاك شد زياد حاكم بصره بود ، معاویه حکومت کوفه را نیز به زیاد سپرد ، زیاد شش ماه در کوفه بود و شش ماه در بصره ، موقعی که در کوفه بود سمره را در بصره نایب الحکومه خود قرار میداد و هنگامی که در بصره بسر می برد اورا به حکومت کوفه منصوب می داشت ، در یکنوبت که سمره نایب الحکومه بصره بودهشت هزار نفر از شیعیان بصره را کشت !!

٢٠ – ابو سوار عدوی گوید : در يك روز صبح سمره چهل و هفت نفر از بستگان مراکشت که همه حافظ قرآن بودند .

1- ابن ابی الحدید ج ۱ ص ۴۷۱ چاپ بیروت.

ج

۳-

سمره و کشتن شیعیان

وقتی به سمره گفتند : فردای قیامت جواب این مطلب راچه میگوئی؟ که مردی را می آورند و میگویند این خارجی است بدون تحقیق دستور قتلش را صادر می کنی ، سپس فرد دیگری را می آورند و میگویند آنکه اول آوردیم خارجی نبوده بلکه در پیکار خود میرفت و او را به اشتباه گرفتیم، این مرد خارجی است ، بازهم دستور کشتن او را

صادر میکنی ؟

سمره پاسخ داد: چه مانعی دارد اگر بهشتی بوده به بهشت رفته

و اگر نه به جهنم!! ٤ – مردی از اهل خراسان به بصره آمد و در بیت المال مسلمین مال خود را حساب کرد و مالیاتی که باید بدهد پرداخت و صورت تصفیه مالیاتی گرفت ، سپس به مسجد رفت و نماز خواند و مراجعت کرد ولی در مراجعت به سمره برخورد ، او را به خارجی بودن یعنی شیعه گری متهم ساخته و دستور داد او را کشتند !

پس

،

از کشته شدن و بررسی محمولات وی صورت تصفیه حساب بیرون آمد، ابو بکره که حالاتش در جلد اول (گذشت به سمره گفت: مگر

نشنیده ای که خدا فرموده است:

قَدْ فَلَحَ مَنْ تَزَكَّىٰ وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى

یعنی رستگار شد آنکه زکات داد و نماز گذارد . چنین مردی را که

خدا رستگاری او را تصدیق نموده چگونه کشتی ؟

سمره گفت: برادرت زیاد به من چنین دستور داده

است !! (۱)

۱- کامل ابن اثیر ج ۳ ص ۳۰۷ و ۳۰۸

٢٦١

مرك

سمره

پیغمبر و یاران

ج

از آنجا که خدای متعال برخی از عذابها را

در دنیا به افراد می چشاند تا موجب عبرت دیگران شده و مردم بکلی مأیوس نگردند ،

سمر دهم در وقت مرك باوضع عجیب و بسیار بدی جانداد . سمره در آخر عمر به مرض کزاز لرز وسرما) عجیبی مبتلا شده بود که هر چه به آتش نزديك ميشد گرم نمی شد ، تا در نتیجه در دیگی پر از آب داغ می نشست و چهار منقل آتش در چهار طرفش قرار میداد ، با این وصف گرم نمیشد و از سرما داد میکشید و میگفت : چه کنم که از باطن گرم نمیشوم! همینطور فریاد کشید و از سرما داد زد تا در ميان ديك آب جان داد ، الحمد لله (۱)

eles

غله

۱۰۰- ابن ابی الحدید ج ۱ ص ۴۷۳ طبقات ج ۷ ص ۳۴ و استیعاب حاشیه

اصا به ج ۲ ص ۷۶

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا